بسم الله الرحمن الرحیم 

مطلب برای اولین بار در ویژه نامه «هسته های معلق» روزنامه جوان منتشر شد و سپس روی خروجی سایت رجانیوز قرار گرفت. برای استفاده از نظرات اصلاحی دوستان و خوانندگان بزرگوار وبلاگ مطلب رو روی خروجی بلاگفا قرار دادم. امید که دوباره موتور وبلاگ نویسی روشن شود.

 نظام جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تلاش برای رسیدن به تمدن اسلامی، می‌بایست با اتکاء به دولت اسلامی و ملت اسلامی حرکتی مجاهدانه و خارق العاده از خود نشان دهد. شاید بیست سال، سی سال قبل، نوشتن و سخن گفتن از «سرعت خارق‌العاده» یک ملت، برای برخی اذهان سخت و عجیب می‌نمایاند. اما امروز بقا و ارتقای جمهوری اسلامی با وجود مشکلات باقی مانده از دوره پهلوی و قاجار و سپس هجمه‌ها و فشارهای بی‌امان نظامی، اقتصادی، سیاسی، تبلیغاتی و... معجزه‌ای دیگر از معجزات الهی است.

*مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا*

محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آن‌ها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند؛ نشانه آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی‌دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آن‌ها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است. (سوره مبارکه الفتح آیه ۲۹)

جمهوری اسلامی در طول ۳۵ سال گذشته در زمینه‌های مختلف نظامی، علمی، رفاهی، بهداشتی، کشاورزی، آموزشی، قدرت منطقه‌ای و... روز به روز پیشرفت کرده است و توانسته نسبت به کشورهای هم‌تراز خود جایگاه بهتری را بدست بیاورد. نمونه‌های علمی، بهداشتی و نظامی آن بیشتر به گوش‌ها رسانده شده است. در صحنه منطقه‌ای، سال ۱۳۵۶ کشورهایی که غیرهم‌سو با آمریکا فقط سوریه بود و ایران سرسلسله کشورهای هم‌پیمان آمریکا در منطقه محسوب می‌شد. پس از ۳۶ سال، افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، بحرین، شمال یمن و غزه متحدین منطقه‌ای جمهوری اسلامی هستند. ترکیه و مصر و تونس نیز دیگر جزو دوستان آمریکا محسوب نمی‌شوند و رویکردهای ضداسرائیلی آن‌ها محسوس و قابل اعتنا شده است.

دیدن این واقعیات برای دوستان انقلاب مایه خوشحالی و امیدواری و برای دشمن اسلام مایه یأس و سرشکستگی است. کسانی که در کسوت مسئول و تصمیم‌گیران حکومتی ظاهر می‌شوند بیش از دیگران نیازمند درک میزان پیشرفت و تعداد گام‌های باقی‌مانده در مسیر تعالی ملت ایران هستند. در همین معنا چشم بستن بر حقایقی که با تلاش و زحمات فراوان بدست آمده است، موجب بروز اشتباه محاسباتی و صدور رفتارهای نادرست خواهد شد. مسیر پیشرفت ملت ایران با ابزار‌ها و نرم‌افزارهای مختلف و در ساحت‌های متنوعی پیگیری شده است. در همه پهنه‌های علمی، فرهنگی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و... هدف یک چیز است، پیشرفت ملت ایران و غلبه بر مشکلات و موانع! امروزه عرصه سیاست‌خارجی طریقیت بیشتری پیدا کرده است. تحریم‌های ظالمانه‌ای یک‌جانبه آمریکایی‌ها بر ضد ملت ایران، اثرگذاری گسترده جمهوری اسلامی در عرصه منطقه‌ای، درهم‌تنیده شدن هرچه بیشتر منافع ملی کشور‌ها با یکدیگر و تمرکز رسانه‌ها از جمله عواملی است که موجب اهمیت یافتن سیاست خارجی شده است. البته باید به تمرکز ویژه دولت یازدهم بر این مقوله نیز اشاره داشت. سیاست خارجی و دیپلماسی، مجموعه‌ای از فنون، رفتار‌ها و تعاملات هستند که با استفاده از آن‌ها منافع ملت ایران می‌بایست حفظ شده و ارتقاء یابد. «حفظ شود»، یعنی می‌بایست در میادین رقابت، تنازع و تضاد بین کشور‌ها در عرصه بین‌الملل، کشور‌ها به دنبال بیشینه کردن منافع خویش هستند، ولی برخی کشور‌ها با بدست آوردن قدرت نظامی و اقتصادی بیشتر، سعی می‌کنند، منافع خود را بر منافع دیگر کشور‌ها ارجحیت دهند و رفتار کشورهای دیگر را در مسیر تأمین منافع خود تنظیم کنند. در این مسیر نیز، هیچ محدودیت و قاعده اخلاقی و قانونی را برای خود قائل نیستند.

لذا اگر کشور و دولت بخواهد برای منافع آن‌ها کوچک‌ترین خطری ایجاد کند، به سختی با او برخورد می‌کنند و تلاش می‌کنند آن را به جای خود بازگردانند. دولت آمریکا مصداق کامل این دولت‌هاست. این کشور، در سی سال گذشته جمهوری اسلامی برنامه‌ها و راهبردهای متعددی را برای فشار به ملت و دولت ایران انتخاب کرده است؛ تا بلکه بتواند تبعیت کشورمان را به وضعیت دوره رژیم پهلوی بازگرداند. زیاده‌خواهی دولت ایالات متحده در برابر ایران، در عرصه سیاست خارجی خلاصه نشده است. بلکه حمله و تهدیدنظامی، جنگ تحمیلی نظامی، جنگ تحمیلی اقتصادی، فشارهای بی‌امان تبلیغاتی و فرهنگی بر ضد کشور را به صورت مداوم در دستور کار داشته است. تبعاً جمهوری اسلامی نیز در جبهه‌های مختلف با آمریکا درگیر شده است و در برخی از آن‌ها موفق و یا در برخی کامیاب نبوده است.

آمریکا، در چند سال اخیر، با استفاده از دستگاه‌های تبلیغاتی متنوعی که در جهان دارد و با کمک دیگر کشورهای هم‌سو با خود، حرکت صنعت هسته‌ای ایران را بهانه قرار داده و ایران را کشوری جنگ‌طلب و جاه‌طلب معرفی کرده که به دنبال ساخت سلاح‌هسته‌ای است. جنگ تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی، سابقه به درازی عمر جمهوری اسلامی داشته و ربطی به اشخاص و دولت‌های خاص ندارد. آن‌ها بیش از هر کس دیگر بر ضد امام خمینی رحمة الله علیه تبلیغ کرده و او را مورد هجمه‌ گسترده خود قرار داده‌اند: «هیچ کس در چشم این دشمنان منفور‌تر از چهره‌ى درخشان و آفتاب فروزان امام بزرگوار ما نبود؛ برایش احترام قائل بودند، امّا از ته دل دشمنش بودند؛ به‌خاطر اینکه ایستاده بود، به‌خاطر اینکه امام با دو خصوصیّت بى‌نظیر «بصیرت کامل» و «قاطعیّت تمام» - هم خوب می‌دید و درست می‌فهمید، هم قاطع مى‌ایستاد - سدّى بود در مقابل پیشرفت این‌ها و در مقابل ناخن زدن و نیش زدن و ضربه زدن این‌ها؛ لذا با او دشمن بودند.

البتّه عرض کردیم برایش احترام هم قائل بودند، می‌فهمیدند عظمت او را، امّا هرچه عظیم‌تر، از چشم آن‌ها مبغوض‌تر؛ امروز هم همین‌جور است؛» البته دولت‌های مختلف بر اساس توانایی‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی که داشته‌اند، روش‌های متفاوتی را برای حفظ و حراست از منافع ملت ایران بر ضد دشمنی‌ها در پیش گرفته‌اند. دولت یازدهم نیز به اقتضای حضور سفیر پرسابقه ایران در سازمان ملل متحد، معتقد است که چهره ساخته شده از ایران در فضای بین المللی توسط رسانه‌های غربی موجب ایجاد سوء تفاهم با کشورهای دیگر شده است. لذا باید بهانه را از دست رژیم صهیونیستی و رسانه‌های هم‌سو با آن‌ها گرفت. آن‌ها در اظهارات متعدد خود بعد از انجام توافق‌نامه ژنو، عصبانیت رژیم صهیونیستی را ناشی از خارج شدن این بهانه از دست آن‌ها، ارزیابی کرده‌اند.

ایشان در همایش مشترک مسوولان دفا‌تر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و دبیران هم‌اندیشی استادان دانشگاه‌های کشور مورخ ۲۷/۹/۹۲ می‌گوید: «... اما ما داریم فرش را از زیر پای رژیم صهیونیستی می‌کشیم و بازی چندین ساله رژیم صهیونیستی به هم خورده است.» این دولت با اعتقاد به ظالمانه بودن تحریم‌های ایران، معتقد است سطح دسترسی ایران به انرژی هسته‌ای در عرض دیگر دسترسی-های ملت ایران اهمیت دارد و نباید دشمن بتواند با تأکید بر این بهانه، تحریم‌های ظالمانه‌ای را علیه ملت ایران به کار بندد. از سوی دیگر ملت ایران حقوق دیگری نیز دارند که آن‌ها نیز در همین تراز اهمیت هستند و ظاهرا بین حفظ حقوق متعدد ملت ایران تزاحمی بوجود آمده است. لذا لازم است تا با نرمش در سطح غنی‌سازی هسته‌ای، بستر رشد و پیشرفت اقتصادی برای کشور هموار شود. جمله مشهور رئیس محترم جمهور، مهم‌ترین استناد چنین دیدگاهی است.

«سانتریفیوژ باید بچرخد، اما چرخ زندگی مردم نیز باید بچرخد»! زیرساخت و پیش‌فرض این دو دیدگاه دشمنی و دژخیمی آمریکا در حق ملت ایران است. چرا که این تیم بیش از هر کسی می‌داند که ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نبوده است و چنین اتهامی یک دروغ بزرگ است. از سوی دیگر وضع تحریم‌های یک جانبه ایالات متحده بر ضد ملت ایران به این بهانه، ناشی از خودبرتربینی و زیاده‌طلبی آن‌ها در برخورد با دیگر کشور‌ها برخاسته است.

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ/ المائدة آیه ۸۲ دشمن‌ترین مردم نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند یهود و مشرکان را می‌یابی.

پر واضح است که جمهوری اسلامی این نقطه درگیری و نزاع با دشمن را انتخاب نکرده است. دشمن بر اساس برآورد خودش از نقاط ضعف کشور، حملات خود را برنامه‌ریزی می‌کند. دشمن با آگاهی از ضعف دستگاه اطلاع‌رسانه‌ای و تبلیغاتی جهانی، کشورمان ایران را متهم به تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای کرده است و به زعم دولتمردان و دیپلمات‌های دولت یازدهم توانسته در این جنگ روانی موفقیت‌هایی به دست آورد، لذا در اینجا لازم است، ایران با معلق کردن حرکت هسته‌ای خود بهانه را از دست دشمن بگیرد. معنای این حرکت عقب‌نشینی مصلحتی است تا دشمن خلع سلاح شود.

وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَی فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ / انفال ۱۶ و هر کس در آن وقت [جنگ] به آنان پشت کند، قطعاً با خشمی از خدا بازگشته و جایگاهش جهنّم است و چه بد بازگشتگاهی است! مگر کسی که [پشت کردنش] به منظور کنار رفتن برای حمله مجدّد باشد و یا بخواهد در کنار گروهی [از همرزمانش] جای گیرد.

بالتبع در جنگ موفقیت و یا عدم موفقیت هر دو طبیعی هستند. اما دست کشیدن از مبارزه و پذیرش شکست در مقابله با دشمن، ملامت‌آمیز و مایه سرافکندگی است. لذا مدبران و عقلا در چنین زمانی در تلاش برای برطرف کردن ضعف‌های بوجود آمده می‌-کوشند و به دنبال یافتن طرح‌های جدید ضربه زدن به دشمن هستند. در جنگ ضربه زدن و عقب راندن دشمن اصالت دارد. اگر به دنبال نرمش، کرنش، سستی و غفلت بروز کند و یا خدای ناکرده اعتماد به حریف و رقیب در مخیله خطور کند، شکست کامل و باخت مطلق قطعی خواهد بود. تقابل راهبردی جمهوری اسلامی با آمریکا و غرب فقط در موضوع هسته‌ای خلاصه نمی‌شود. مخالفت جمهوری اسلامی با اشغال‌گری و جنایت‌پیشگی رژیم صهیونیستی در فلسطین به اندازه کل عمر جمهوری اسلامی و بلکه از آغاز نهضت اسلامی امام خمینی رحمه الله به درازا انجامیده است.

تلاش جمهوری اسلامی در تثبیت جعلی بودن رژیم صهیونیستی در اشکال مختلف راهپیمایی سالانه روز قدس و سخنرانی‌ها و اظهارات امام و مقام معظم رهبری نمود عینی و بارزی دارد. دیپلمات‌های ایرانی معتقدند اکنون تهمت جنگ-طلب بودن به ایران نخواهد چسبید و صهیونیست‌ها در مسیر تنها شده‌اند. «وزیر امور خارجه کشورمان در آستانه سخنرانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی در شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل، نتانیاهو را منزوی‌ترین فرد در این سازمان جهانی نامید.» خوب، چه فرصتی از این بهتر که ایران در هجمه‌ای جدید به دولتمردان و کیان صهیونیستی آن‌ها را بیش از پش منزوی کند و مظلومیت مردم فلسطین را فریاد کند.

حفظ جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی در میان کشورهای اسلامی رابطه تنگاتنگی با پیشگامی ایران در تقابل با رژیم صیهونیستی دارد. لذا چنین اقداماتی منافع مضاعفی برای ملت و دولت ایران خواهد داشت. «جنبش عدم تعهد» متشکل از ۱۲۰ کشور جهان هستند و مجموع جمعیت این کشور‌ها حدودا ۵۵ درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد. ریاست ایران بر این جنبش فرصت بسیار مغتنمی است که دولت یازدهم تاکنون بدان اعتنایی نداشته است. آمریکا در تمام این سال‌ها خود را نماینده جامعه جهانی معرفی کرده است. اکنون وزیر خارجه و رئیس جمهور محترم حق دارند، با اتکاء به این کشور‌ها و جمعیت عظیمی که نمایندگی می‌کنند، سیاست‌های جنگ‌افروزانه آمریکا در منطقه جنوب شرقی آسیا و حمایت‌های آن‌ها از تروریست‌ها را به چالش بکشند.

حضور غیرموجه آن‌ها در این منطقه، فروش گسترده سلاح‌ به کشورهای منطقه و دخالت مستقیم در امور داخلی کشورهای مصر، عراق، افغانستان، سوریه، یمن، بحرین و دیگر کشورهای اسلامی موجب منفور شدن چهره آمریکا در ذهن مردم منطقه شده است. دستگاه دیپلماسی باید هرچه سریع‌تر در مقام نمایندگی و راهبری نفرت عمومی مردم منطقه بر ضد آمریکا، برآمده و با استفاده از روش‌های جدید دیپلماسی عمومی، نارضایتی ملت‌ها را بر ضد دولت آمریکا تشدید کند. حوزه جغرافیایی-سیاسی آمریکا لاتین شباهت زیادی با جنوب غربی آسیا دارد. کشور‌ها و ملت‌هایی که از دخالت‌ها و زورگویی آمریکایی‌ها به تنگ آمده‌اند. به همین ترتیب دولت‌های برآمده از رأی مردم نیز سیاست‌های ضدآمریکایی و عدالت‌جویانه‌ای را در سطح منطقه و جهان جستجو می‌کنند. کما اینکه دولت‌هایی مثل ونزوئلا و بولیوی همانند ایران و بیش از دولت‌های عربی نسبت به اشغال‌گری صهیونیست‌ها اقدام می‌کنند.

غفلت و بی‌توجهی تیم تشریفات ریاست جمهوری و وزارت خارجه جمهور در تنظیم دیدارهایی بین حجت الاسلام روحانی و رؤسای جمهور کشورهای این منطقه مایه شگفتی ناظران سیاسی و نگرانی علاقه‌مندان رابطه ایران و کشورهای آزادی‌خواه آمریکای لاتین شده است. قطعاً دولت‌های اسلامی در هر‌جای دنیا جزو اولین اولویت‌های سیاست‌خارجی کشور هستند. اما حضور مؤثر جمهوری اسلامی ایران در نزدیک نقطه جغرافیایی به آمریکا و تقویت دولت‌های ضدآمریکایی، کاری واجب و راهبردی در جهت تقویت منافع ملت ایران خواهد بود.

آیه شریفه۱۶ سوره انفال می‌فرماید اگر رزمنده و سربازی از لشکر اسلام در میدان رزم عقب‌نشینی غیرمعقول و بزدلانه داشته باشد، در دنیا و آخرت به غضب الهی دچار خواهد شد و در آخرت نیز به دوزخ خواهد رفت. برای هر انسان مدبر و عاقلی، تلاش در جهت گرفتن بهانه غیرموجه از دشمن مورد پذیرش خواهد بود، اما سکون و سستی در برابر رقیب نشانه کم‌خردی و بی‌لیاقتی است. بیشینه کردن منافع ملت و کاستن از تهدیدات آرزوی همه علاقه‌مندان به ایران و ایرانی است، اما این مهم با طراحی هوشمندانه روش‌های جدید مقابله‌ای با آمریکا در نقاط ضعف این کشور چون، «نقض حقوق بشر»، «تولید، انباشت و استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی»، «حمایت کامل از رژیم صهیونیستی» و «حمایت از تروریسم» و... بدست خواهد آمد. چرا که به شهادت تاریخ ۳۵ ساله اخیر دولت ایالات متحده مهم‌ترین مانع و مخالف افزایش قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی و... ملت ایران بوده است.

منبع: ویژه نامه هسته‌های معلق روزنامه جوان 


برچسب‌ها: نرمش قهرمانانه, هسته ای, آمریکا, ظریف, بیداری اسلامی
+ نوشته شده در بیست و پنجم اردیبهشت 1393ساعت 23:25 توسط مجید بذرافکن |

پیکر پاک شهید تازه تفحص شده "داوود فرجی" ظهر سه شنبه با حضور گسترده مردم شهید پرور شهرستان تاکستان تشیع و برای خاکسپاری راهی روستای آقچه‌کند از توابع این شهرستان شد(+)


به سیل اشک باید شست راه کاروان ها را
هنوز از جبهه می‌آرند تابوت جوان‌ها را 


کدامین کاروان آهنگ یوسف با خودش دارد

غم ابرو کمان ها می‌نوازد قد کمان‌ها را 


نه پیراهن به تن مانده نه بوی پیرهن مانده

امان از این چنین داغی که می‌برد امان‌ها را 


به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی

ولی باور نمی‌کردیم این خط و نشان‌ها را 


به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند

همانانی که با خود می‌بردند این استخوان‌ها را 


اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه با چه اعجازی

میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را 


خبر دادند یوسف‌ها به کنعان باز می‌گردند

ندانستیم با تابوت می‌آرند آنها را 


به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند

خدا از شانه مردم نگیرد این تکان‌ها را



شعر از میلاد عرفان پور


خدایا دست عنایت شهدا را هیچ وقت از سر ملت و مملکت ما کوتاه نکن!


برچسب‌ها: شهدا, جشنواره فجر, شیرا143, چ, تاکستان
+ نوشته شده در دوم اسفند 1392ساعت 23:33 توسط مجید بذرافکن |

و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر



به گزارش روزنامه خراسان، یکی می گفت هیچ دردی بالاتر از غریبی نیست. بالاتر از تنهایی... اما گاهی تنهایی هم کارد می شود و می رسد به استخوانت. حالا که از تنهایی حرف می زنم، فکرم می دود سمت بانویی که چند روز پیش ملاقات کردم. یکی از آن سوژه های ناب برای تهیه گزارش بود. آدمی که روزگار او را بدجور تنها کرده بود. جنگ تحمیلی همه مردهای زندگی اش را گرفته بود تا تنها با زندگی بجنگد. او جنگیده بود تا نگذارد زندگی خاکش کند...می گفتند هم فرزند شهید است هم خواهر دو شهید. البته فقط این هم نبود همسر و یک فرزندش را هم تقدیم میهن کرده بود. یک زن که ۵ شهید را با دستان خودش به خاک سپرده و به تنهایی ۶ فرزند دیگرش را بزرگ کرده است تا همه آن ها امروز به سهم خودشان آدم های موثری باشند برای جامعه... 

حاجیه خانم «مریم کارگر یزدی» در را که به رویمان می گشاید می گوید هر کجا که راحت هستید بنشینید و ما جایی روبه روی تصویر کوچکِ شهدای این خانواده را انتخاب می کنیم. او قبل از هر چیز تاکید می کند: هر چه می خواهید بنویسید فقط کاری نکنید ریا شود.

* دعای مادرم ما را میراث دار ۵شهید کرد
از او می پرسم که چطور ۵ مرد زندگی اش در راه دفاع از میهن شهید شده اند؟ می گوید: پدرم مرد با صفایی بود و البته مومن و انقلابی. مادرم هم دست کمی از او نداشت شاید بتوان گفت حتی با انگیزه تر هم بود. هردوشان یک پای ثابت تظاهرات علیه رژیم پهلوی در زمان انقلاب بودند. جنگ هم که شروع شد پدرم کشاورزی را رها کرد دست سه برادرم ابراهیم، حسین و مهدی را گرفت و رفت جبهه. می گفت این انقلاب مال ماست اگر من نروم یا پسرهایم را به جبهه نفرستم چه کسی از این انقلاب دفاع کند؟ یک روز مادرم که حالا ۸۰ سال دارند و با وجود کهولت سن همچنان پُرانرژی هستند، در مراسم تشییع پیکر شهدا در حرم رضوی، رو می کند سمت گنبد و گلدسته ها و می گوید: چرا من لیاقت ندارم مادر شهید باشم؟او ادامه می دهد: اجابت دعای مادر چندان طول نکشید چون همان حدود بود که مهدی، برادر ۱۶ ساله ام اولین شهید خانواده در جبهه مهران به شهادت رسید. این خواهر شهید از نحوه خبر شهادت اولین شهید خانواده این گونه روایت می کند: خبر داشتیم که پدر مجروح شده و در بیمارستان بستری است اما از شهادت مهدی فقط همسایه ها خبر داشتند. نمی دانم چرا ولی احساس می کردیم رفتارشان غیرعادی است. گویا پیکر مهدی را به درخواست پدرم در سردخانه بیمارستان امام رضا (ع) نگه داشته بودند تا خودش از تخت بیمارستان خلاص شود. پدرم با جراحتی که چشمانش را نابینا کرده بود به خانه آمد. خانه ما دیوار به دیوارخانه پدرم بود. هوا هنوز کاملا تاریک نشده بود که پدرم پیغام داد، بروم پیش آن ها.گفته بود بگویید مریم بیاید، دامادی برادرش است! اتفاقا آن روزها صحبت برگزاری مجلس دامادی برادرم ابراهیم هم بود. فکر کردم همان است که جدی شده، اما جشن عروسی در کار نبود پدر بدون آن‌که خم به ابرو بیاورد خبر شهادت مهدی را به ما داد. 



سلسله شهادت در یک خانواده
خانم کارگر برایمان می گوید: شهادت یک اتفاق ساده نیست که در لحظه ای رخ بدهد و اصابت گلوله و ریختن خونی پایان آن باشد، شهادت راهی است که با این اتفاق آغاز می شود. شهادت مهدی نیز راهی جدید پیش پای خانواده ما باز کرد. دومین شهید خانواده، همسرم محمدعلی بود. من اصلا خبر نداشتم که مدتی در بیمارستان امدادی (شهید کامیاب)دوره امدادگری را گذرانده، فقط یک شب آمد و گفت: حلالم کن و رضایت بده تا به جبهه بروم. حسابی جا خوردم اما در همان حال گفتم: قسم بخور اگر شهید شدی در ثواب شهادتت شریک باشم.می پرسیم: به همین سادگی؟ و او می گوید: همه حرفی که میان مان رد و بدل شد همین ها بود و اینکه؛ بعد از شهادت من، تو می مانی و بزرگ کردن ۷ فرزند. نکند پیش کسی دست دراز کنی. اگر من یک مرتبه شهید شوم تو روزی صدبار شهید خواهی شد و همین هم شد. در همه سال های نبودنش هر روز صدبار شهید شدم. او رفت و اسفند ۶۲ در عملیات خیبر در جزیره مجنون مفقودالاثر شد و تا سال ۷۸ که استخوان هایش به میهن بازگشت، نشد که دوباره ببینمش و کلی حرف نگفته میانمان ماند. همه شان را اینجا در سینه ام نگه داشته ام برای روزی که دوباره همدیگر را می بینیم. همه دلتنگی ها، همه قربان صدقه ها و حتی همه گلایه ها...



دستم را روی زانوی خودم گذاشتم و گفتم یاعلی
حالا ستون یک زندگی فرو ریخته و یک زن مانده است و ۷ فرزند که آخرینشان مصطفی در آن زمان ۶ ماه بیشتر نداشته است. سخت است که بپرسیم: چطور این زندگی را جمع و جور کردید؟ اما پاسخ او ساده است: تکیه گاهی نداشتم جز خدا. پدر این وقت ها اولین کسی است که به ذهنت می رسد اما این تکیه گاه من خودش نیازمند مراقبت بود. دستم را روی زانوی خودم گذاشتم و گفتم: یاعلی. حقوق مختصری که از محل کار همسرم دریافت می کردم همه سرمایه ام به حساب می آمد.خانه ای را هم که در آن زندگی می کردم به این خاطر که به نام همسرم بود نمی توانستم بفروشم اما خدا من را تنها نگذاشت، با همان مستمری اندک خرج تحصیل فرزندانم را دادم، عروس و دامادشان کردم و برای دخترانم جهیزیه فراهم کردم و حتی خانه مان را ساختم اما دست جلوی کسی دراز نکردم.



قربانعلی قربانی راه حق شد
این بانو که ۷ فرزند اهل و صالح را تربیت کرده است، می گوید: شیرین و صدیقه تا مقطع دیپلم تحصیل کرده اند و حالا برای خودشان صاحب یک زندگی مشترک و فرزندانی هستند. زهرا، شهربانو و نرگس هم معلم هستند مصطفی هم که کوچک ترین فرزند خانواده است، دامپزشکی را انتخاب کرده. همه شان رفته اند سر خانه و زندگی شان و زندگی خوبی هم دارند. فقط می ماند قربانعلی که...راستی قربانعلی پسر بزرگ خانواده غفاری دوست که عید قربان به دنیا آمده بود، همان دردانه مادر است که او را قربانی راه حق کرده است. خانم کارگر توضیح می دهد: همسرم یک بار به من گفت، بعداز رفتنم قربانعلی هم برای تو نمی ماند، آن روزها فکرم دنبال حرف شوهرم نبود تا شبی که قربانعلی برای امضای رضایت نامه جبهه سراغم آمد، آن موقع فهمیدم که علی هم اگر برود، دیگر برگشتی در کار نخواهد بود. اطرافیان می گفتند اگر او شهید شود دیگر کسی را نداری. بی پشت و پناه می شوی. تردید داشتم که اجازه بدهم یا نه؟ امام خمینی(ره) همان روزها اعلامیه ای صادر کردند و فرمان دادند هرکسی می تواند اسلحه به دست بگیرد، خودش را به جبهه برساند. نخواستم حرف امام مان زمین بماند، پس با رغبت آن برگه را امضا کردم.با همان مجوز بارها و بارها جبهه رفت تا اینکه سال ۶۶ در عملیات نصر یک در جبهه مریوان به شهادت رسید.خانم کارگر در این سال ها دردهای زیادی را تجربه کرده است، شوهر، فرزند و دو برادرش شهید می شوند و پدر جانبازش نیز بعد از سال ها تحمل درد، به لقاء ا... می پیوندد اما به قول خودش آخ نمی گوید ولی گلایه دارد از برخی آشنایانی که بی مهری می کنند و او را حتی وقتی پیکر عزیزانش هم از غربت بازمی گردد، تنها می گذارند؛«جاهایی بود که دوست داشتم کسانی باشند و سر تابوت عزیزانم را بگیرند اما همان آشنایان برایم بیشتر غریبگی کردند. خدا خیر دهد این مردم شهیدپرور را که قدر خون شهدایشان را دانستند و برای ۵شهید خانواده ام سنگ تمام گذاشتند.»



درد من خیلی کوچک تر از مصیبت حضرت زینب(س) است
اما از خانم کارگر که مادر، خواهر، فرزند و همسر شهید است می پرسم که در این سال ها با تنهایی اش چطور ساخته و چطور توانسته است ۶ فرزند اهل و صالح را تربیت کند، می گوید: درد من خیلی کوچک تر از آن بود که بر حضرت زینب(س) در کربلا گذشت. او همه عزیزانش را در راه خدا داد و با این وجود فکرش به کاروانی بود که باید به مقصد می رساند. اقتدای من به زینب(س) بود.او ادامه می دهد: فرزندانم را طوری بار آوردم که مایه افتخار خانواده و شهدایشان باشند. چشمم دنبال مستمری شهدایم نبود، با همان حقوق اندک شوهرم چرخ زندگی را طوری چرخاندم که فرزندانم احساس کمبود نداشته باشند و نگویند چون پدری بالای سرمان نبوده یا برادرمان نبود که تکیه گاهمان باشد، پس زندگی سخت گذشت.او ادامه می دهد: من فقط توکلم به خدا بود، هر روز برایشان نماز امام زمان(عج) و امام جواد(ع) را می خوانم و تنها دعایم عاقبت به خیری فرزندانم است.

+ نوشته شده در بیست و ششم مهر 1392ساعت 22:14 توسط مجید بذرافکن |

مطالب قدیمی‌تر