تبليغاتX
تاملات
 

این روزها وبلاگهای حزب اللهی در کوران درگیری لفظی و سایبرنتیکی پیرامون آزادی ملوانان و نظامیان انگلیسی هستند. تبعا این مسئله در دنیای خارج نیز در جریان است. یکی از دوستان و برادران عزیزم، هادی  برای سلام و احوال پرسی بعد از تعطیلات اتاق ما آمد و صحبتهایی کرد اصرار کردیم بنویس. نوشت. اسمش را گذاشته بود:« به دنبال چه بودیم که بدست نیاوردیم؟» با پیشنهاد بنده اسم مطلب را عوض کردند به همان تیتر بالا. اما مطلبی که ایشان زحمتش را کشیده اند با اندکی اصلاحات:

 

« استفاده از زمان در دیپلماسی عزتمند و عاقلانه»

روی سخنم با آنهایی است که پذیرفته اند ایران حق بازداشت پانزده تفنگدار انگلیسی را داشته است. گرچه عده ای از همانهایی که ابتدا می نالیدند که چرا ایران اقدام به بازداشت آنها کرده از دری دیگر درآمده یا نیامده از پاپ هم کاتولیک تر شده و این بار می گویند چرا به این سرعت؟ و ماشابه ذلک.

1.آنهایی که با ادبیات و مفاهیم حقوق بین الملل و کنواسیون های بین المللی آشنا باشند به این نکته اذعان دارند که ورود پانزده تفنگدار انگلیسی به آبهای ایران امری غیرقانونی و به معنای نقض حریم آبهای سرزمینی ایران بوده است و این یعنی نقض حاکمیت ایران و طبعا این حق مسلم دولت است که در راستای پاسداری از حریم حاکمیتش دست به اقدامات این چنینی و حتی شدیدتر بزند.

2.ناگفته پیداست که دولت بریتانیا به علت اینکه یک با متعهد شده بود که وارد آیهای سرزمینی ایران نشود ، این بار به هر اقدامی، ولو کشاندن مسئله به شورای امنیت دست زد تا ورود غیرقانونی نیروهایش به آبهای ایران اثبات نشود.

3.با اندک نگاهی به تیتر روزنامه های دنیا و سایتهای خبری خارجی و داخلی و اظهار نظر های مختلف تحلیل گران و فعالان سیاسی در رسانه های بین المللی در همین چند روز اخیر ،تا تعلیق فعالیت نیروهای دریایی انگلیس در اروند و نیز تحویل مرز اروند رود به عراقی ها همگی از این واقعیت رخ می نمایاند که دیپلماسی ایران در این مسئله بسیار فعال و منسجم و عاقلانه و عزتمند بوده است. البته شیرینی بیشتر این پیروزی به خاطر اعتراف دشمن بسی بیشتر است.

 

به هر حال این نکته را نباید از نظر ها دور داشت که دولت ایران به اذعان همگان توانست با وجود همه فشارها وابزارهای رسانه ای که در خدمت سیاست و دولتمردان سیاسی دولت بریتانیا بود، چنین تعرض غیرقانونی را به آبهایش اثبات کند.

4.به دور از چون و چرا ها و حرف و حدیثهای برخی افراد که معتقدند که اقدام رئیس جمهور ایران در آزادی ملوان ها از سر ترس از بوش یا بلر عمل کرده یا اینکه اینگونه به نظرها می رسد باید استقامت چند روز پیش ایشان را در نپذیرفتن قطع نامه و تهدیدات شورای امنیت را در اذهان جهانیان پاک شده ببینند، سوال من از دوستان در هر حال معترض این است که به راستی ما به دنبال چه بوده ایم که بدست نیاورده ایم؟

اما اصل مطلب:

ولو اینکه بپذیریم از سر ترس و جازدن چنین کاری رخ داده است. مگر نه در سیاست به دنبال کسب بیشترین امتیازات در حد توانمندی های خویش هستیم. ایران در این مسئله بهترین استفاده را از زمان برده است تا جاییکه توانسته مقاومت کرده است و امتیازات خوبی را بدست آوردیم مانند گم شدن مسئله هسته ای مثل نشان دادن جرات و جسارت خود به همه دنیا. بعضی در سیاست خارجی به قول مرحوم مدرس از ترس مرگ خودکشی کردند و تا جایی پیش رفتند که به تعطیلی نهادهای علمی و دانشگاهی کشور نیز رضایت دادند. موفقیت ایران در زمینه سیاست خارجی این است که برای هر مسئله به اندازه خود هزینه صرف کند(هنوز فرضمان پابرجاست) مسئله نگهداری چند سرباز انگلیسی تا زمانی نامعلوم و تا هدفی نامعلوم چون عذرخواهی بلر هیچ سودی جز زمان از دست دادن و فرصت سوزی و خارج شدن ابتکار عمل از دست ایران نداشت. آزادی ناگهانی نظامیان در یک مراسم مطبوعاتی گسترده با کم وزیادهایی که در بدرقه آنها رخ داد. بهترین بازی رسانه ای یک کشور بدون رسانه می باشد. در زمانی که شما متهم به وحشی گری تاریخی و چند هزار ساله هستید آزاد کردن چند ملوان با هدیه چند کت و شلوار و غیره یک بازی استثنایی در سیاست خارجی ایران بود.

احمدی نژاد و یا هر کس دیگر در زمینه فشارهایی خارجی که به او وارد می شود باید زمان را تا زمان که اقتضا می کند به درازا بکشاند و در زمانی که فشار به حداکثر می رسد بازی جدیدی را شروع کند. اصرار بی جا و متهورانه بر مسائل جزئی و یا نگرانی از اظهارات غیرمسئولانه و مستکبرانه سیاستمداران انگلیسی آمریکایی جایی در سیاست خارجی عزتمند ندارد.

 

 

+ نوشته شده در بیستم فروردین 1386ساعت 19:16 توسط مجید بذرافکن |