تبليغاتX
تاملات

آقای توکلی عجله می کنید!


رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هشتم در نامه ای نسبت به عناوینی در سیاست خارجی دولت نهم اظهار نظر کرده و ایراداتی را بر شمرده اند. هر چند در نطق پیش از دستور امروز خود نامه خود را سبب خیری دانسته اند که برخی حقایق روشن شود!!! +

خلاصه نامه این است که احمدی نژاد نباید زیاد دچار شعف و خوشحالی شود. نکته دوم این است که جمله تحریف شده احمدی نژاد جمله غلطی است. نکته سوم این است که شرکت در اجلاس سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس زیر سوال بردن عزت اسلامی ایران است.

ایشان یک روز بعد از انتشار نامه در مجلس نیز اظهاراتی را ایراد کرده اند برای توضیحات بیشتر!
اظهارت آقای توکلی از چند جهت تعجب برانگیز و ابهام ساز بود:

1-نگرانی آقای توکلی نسبت به عزت اسلامی جمهوری اسلامی ایران و تذکر ایشان در عدم اعتماد به نهادهای بین المللی و اعلامیه های دول غربی در دو سال هم زمانی ایشان و دولت آقای خاتمی و تیم هسته ای سابق نوشته ای و سخنی از ایشان را در پی نداشت. دیگر از ذکر عملکرد خفت زای سیاست خارجی تنش زدایی ذکری به میان نمی آوریم.

2- باز هم همان نگرانی های فوق الذکر اگر چه صحیح اند ولی از باب هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. لازم به یادآوری نیست که دیپلماسی سیاست خارجی دولت نهم از ابتدای امر مبنای خود را بر عدم اعتماد به حسن نیت دول غربی و سازمانهای بین المللی قرار داد و فقط به ظرفیت و توانایی مردم و قدرت استقامت و توکل بر خدا تکیه داشت. حال تکرار این سخنان از برای چیست؟!!

3- آقای توکلی خبرگزاری مهر جمله را برداشت، چرا دقت نمی کنید!

آنچه که باید در تحلیل این اشتباهات فاحش و توضیح واضحات جناب آقای توکلی گفت این است که ایشان یا عجله کرده اند و یا دچار اختلال تحلیل شده اند.

اختلال تحلیل از آن جایی که همه تذکرات و نگرانی های حمله آمریکا به ایران بعد از وقایع «مذکور در نامه» به باد هوا رفت. ثانیا عجله ای ناشی از برخی موفقیت ها بدون استفاده از راهکارهای پیشنهادی دوستان خیرخواه.


این یادداشت به بیانی دیگر در سایت مرکز اسناد درج شده است.+

+ نوشته شده در بیستم آذر 1386ساعت 19:54 توسط مجید بذرافکن |

مامان و بابای تو آمریکای آزاد رو دوست ندارند؟

 ممکنه خیلی از شماها یادتون نیاد، ولی قبل از این‌که ما آقای بوش، پدر و رهبر بزرگ کشور مسیحی‌مون رو داشته باشیم، یه رییس‌جمهور وحشتناک و جنایت‌کار به اسم کلینتون بود که یه دو جین مرض وحشتناک داشت. به خاطر وجود این آدم، میلیون‌ها نفر از آدمای بد که بعضی‌هاشون هم به ظاهر آدمای خوبی بودند، به دشمنای دولت کمک کردن. مامان و بابای تو هم همین‌طورن؟ آقای بوش به کمک تو نیاز داره تا جواب این سوال رو بفهمه. پس چشمات رو مثه عقاب باز کن و پولدار شو! در عوض هرکدام از اعضای خانواده که به دادگاه ارتش فرستاده بشن، دولت هم به تو یه دلار تمام و کمال میده!

این هم نمایی از صفحه مذکور

 فقط کافیه به این لیست آبی‌رنگی که سمت راست این صفحه است نگاه کنی و اگر تو پدر و مادرت یکی از این نشانه‌های بیماری رو دیدی، حتماً با صفحه‌ی کودکان اف.بی.آی تماس بگیری! یادت باشه علاوه بر پول زیادی که به عنوان جایزه می‌گیری، تو قرعه‌کشی برای یه سفر مجانی به شهربازی والت‌دیسنی به همراه جبی، برادر کوچیکه‌ی آقای بوش هم شرکت می‌کنی.

 لیست آبی‌رنگ سمت راست:

این علامتا نشون میده که پدر و مادر تو یواشکی از آمریکا بدشون میاد:

+ این‌که مامان یا بابا بگن که اوضاع قبل از اومدن بوش «بهتر بود».

 

+ این‌که وقتی آد‌مایی که پوستشون از همبرگر هم سیاه‌تره به خونه‌ی شما میان، کاری غیر از تمیز کردن خونه، تعمیر وسایل یا صحبت درباره‌ی رای دادگاهشون بکنند.

 

+ این‌که تو دوتا مامان داشته باشی.

 

+ مامان یا بابا در موردی چیزی به اسم «برنده‌ی واقعی انتخابات» صحبت کنند.

 
 

+ مامان و بابا هیچ‌وقت سی‌دی‌های لی گرین‌وود رو گوش ندن. بجاش، به سی‌دی‌های یه زن یهودی به اسم «باربارا» گوش بدن. (بچه‌ها! این یه تمرین کلمه‌خوندن بزرگه. پس برین و جلد سی‌دی‌های مامان و بابا رو نگاه کنین.)


+++


چندوقت پیش در حین وبگردی با این صفحه مواجه شدم. جملات بالا ترجمه‌ی همین صفحه است. راستش رو بخواهید اول کلی به این یانکی‌های بی‌چشم و رو بد و بیراه گفتم، تا این‌که...
 

 

  • پایگاه whitehouse.org نسخه‌ی بدل سایت کاخ سفید است.
  • شرکت chickenhead این سایت را حدود هفت سال پیش سرپا کرده است.  البته امتیاز آن را ده‌سالی می‌شود که گرفته است.
  • همین یک صفحه دست‌کم از 22 بهمن 80 (11 فوریه 2002) تا به حال وجود داشته و 35 بار هم ویرایش شده است.
  • هدف از راه‌اندازی بدل سایت معلوم نیست!
  • این سایت به قدری شبیه پایگاه رسمی کاخ سفید است که خیلی وقت‌ها خود آمریکایی‌های بزرگ‌سال هم آن را اشتباه می‌گیرند.
  • کاخ سفید، به جز یکی دو مورد جزیی، کاری به کار این شرکت و سایتش نداشته است.
  • یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که کاخ سفید هم مثل اف.بی.آی، سازمان امنیت ملی و دیگر سازمانهای دولتی آمریکا واقعاً صفحاتی برای ارتباط با کودکان دارد. (آقایان روابط عمومی ایرانی یاد بگیرید.)
  • فرض می‌کنیم یک کودک هشت، ده یا اصلاً سیزده‌ساله این سایت را می‌بیند. بعید است چیزی درباره‌ی نسخه‌ی بدل شنیده باشد. حالا از بخت بد، سی‌دی‌های این خواننده‌ی محبوب (همان گرین‌وود را می‌گویم) را در کیف پدر و مادرش پیدا نکند و باقی ماجرا...
  • راستی جالب نیست که علیرغم در اختیار داشتن امتیاز سایت، انتشار آن تنها اندکی پس از روی کار آمدن دولت بوش کوچک آغاز میشود (؟!)

یا آمریکایی‌ها احمق‌اند که اجازه می‌دهند همچین سایت‌هایی به این راحتی فعالیت کنند، (خواهش می‌کنم برایم قصه‌ی آزادی بیان در آمریکا را تعریف نکنید، خوابم نمی‌برد.) یا خبر ندارند (!!!) یا خبر دارند و چندتا کاسه زیر این نیم‌کاسه است.
البته حتی با فرض ان شا الله گربه بودن هم بدیهی است که یک سازمان اطلاعاتی هیچ وقت هیچ اطلاعاتی را پس نمیزند، حتی اگر یک بچه آن را فرستاده باشد. ممکن است این بچه اشتباه کرده باشد، اما هرچه که باشد چرا نباید یک پدر و مادر وظیفه شناس آمریکایی به نوارهای یک خواننده وطن پرست گوش کنند؟!

الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت فقاتلوا اولياء الشيطان ان كيد الشيطان كان ضعيفا (نساء ـ 76)

از تحلیل‌ها و نظرات شما درباره‌ی چشم‌بندی‌های رسانه‌ای دولت آمریکا استقبال می‌کنیم.
+ نوشته شده در پانزدهم آذر 1386ساعت 1:21 توسط حاج رضا |

الاسلام یعلو ولایعلی علیه

دولت کانادا بعد از اینکه سفیر ایران را نامناسب شناخت، با اخراج سفیر خود از ایران مواجه شد.

+ خبر به نقل از سایت وزرات خارجهتعجب وزیر خارجه کانادا
+ خبر به نقل از آسوشیتدپرس
+ خبر به نقل از یک سایت لجن پراکن

الحمدلله رب العالمین، بالاخره بعد از سالها ذلت پذیری و خفت سازی برای جمهوری اسلامی و یاران و دوستان انقلاب اسلامی شاهد حرکت انقلابی و قاطعانه ای در مقابل این بی چشم و رو های چشم آبی شدیم.

هر کسی این کار را کردی خیلی مردی.یاد و خاطره خروج خودخواسته و بازگشت ذلیلانه تمامی سفرای اروپایی از ایران بعد از دادگاه میکونوس از ایران گرامی باد.

 بعد از مدتها شاهد سیاست خارجی ای شدیم که قبل از اینکه به تدابیر و اندیشه و ابتکارات خویش متکی باشد به وعده های تخلف ناپذیر خداوند اعلی ایمان و اطمینان دارد:

ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

جمعی از دانشجویان


+ نوشته شده در سیزدهم آذر 1386ساعت 19:59 توسط مجید بذرافکن |

 

آخر ماجرای موسویان چیست؟

در فاصله کوتاهی از یک نیم روز در دو کنفرانس خبری برگی مهم از تاریخ انقلاب اسلامی ورق می خورد.

الهام سخنگوی قوه مجریه خواستار دادگاه علنی متهمین پرونده جاسوسی است.+

ساعتی بعد جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه اعلام می دارد: موسویان از دو اتهام جاسوسی و نگه داری اسناد محرمانه تبرئه شده است.+ +

از یک سال قبل بود که دکتر احمدی نژاد و وزیر اطلاعات بحثی را مبنی بر کارشکنی برخی افراد تیم مذاکره کننده هسته ای مطرح کرد: یکسری افراد مواضع و مسائل داخلی را به خارج منتقل می کنند. عده ای تلاش دارند تا با همکاری غرب ایران را در مسئله هسته ای به شکست بکشانند ...+

فرد مورد نظر دستگیر می شود و بعد از مدتی با قرار 200 تومانی!!! آزاد می شود.

وزیر اطلاعات ضابط قضایی قوه قضاییه اعلام می کند : به نظر ما این فرد مجرم است.+

این بود خلاصه ای از آنچه در قسمتهای قبلی دیدید...

اما در مجموع تا الان چه شد چه نشد بالاخره چه اتفاقی افتاد؟

یک سوال مهم این است که آیا این تنش و اختلاف در سطح سران قوای مملکت در مسئله مهمی به نام خیانت به کشور به نتیجه ای انجامید؟ آیا دکتر احمدی نژاد شکست خورد؟ آیا هاشمی رفسنجانی باز هم قدرت رایزنی و مصلحت سازی خود را به رخ کشید؟ آیا هاشمی شاهرودی در این وسط توانسته است استقلال خود را حفظ کند؟

 

سالهایی قبل از 84 خیلی تلاش می شد تا نشان دهیم این خط موسوم به انقلاب یا خودی ها و یا با عنوان جدید اصول گرایان خود نیز به فرقه هایی تقسیم می شوند. گروههایی که دوری و نزدیکی آنها به خط اسلام اصیل(ناب) تفاوت دارد. ولی به سرانجام خاصی نمی رسید ولی رسید روزی که «هنگامه امتحان فراهم شد» و در دو هفته توان فرسا معلوم شد که همه هم همه جانبه با همه انقلاب نیستند برخی انقلاب را برای خود می خواهند و می خوانند.

چنان صحنه آشکار و روشن شد که جز نابینایان و برخی کم بینایان نبودند کسانی که مرزها را نشناسند ولو اینکه دیگری را حق ندانند.

بصیرت مهمترین ثمره سوم تیر 84 بصیرت افزایی و تمییز افراد و اندیشه ها از یکدیگر بود. بصیرتی که منجر به عمل شد بصیرتی که انتخاب مبنی بر آن بازگشتی را به آرمانها و شعارهای انقلاب به عمل آورد. بازگشتی که سالهای سال توسط رهبر تحت عنوان گفتمان عدالت مطرح می شد تبدیل به معیار و میزان و ملاک و مبنای عمل و ارزیابی همگان شد.

 

آنچه امروز در مسئله حسین موسویان و یا جاسوسی هسته ای به وجود آمد نیز بالاترین ومهمترین ثمره اش بصیرت است. و چه از بصیرت عزیزتر و عظیم تر که مقدمه هر حرکتی آگاهی است و آگاهی هر چقدر صحیح تر و تمیز تر عملی مخلصانه تر و دقیق تر .

 

پوسیده بود سن زده بود مریض بود کِرم خورده بود ولی انکار می شد یعنی دایره مصلحت سازی چنان وسیع شده بود که همه باور کرده بودند که باید وضع موجود را انکار کرد. ولی بصیرت و چراغ روشن حقیقت فرصت تحول در راستای وضعیت پوسیده، سن زده و مریض و کرم خورده اجرایی کشور را بوجود آورد. برای همه از رئیس جمهور مملکت تا کارمند بانک و مستخدم مدرسه، خواستی عمومی و همه جانبه در راستای تخریب و به سازی و تأسیس روش ها و منش ها و اندیشه ها.

 

بر هیچ یک از آگاهان پوشیده نبود که همان روضه و مصیبت قوه مجریه در دستگاه قضا نیز خواندنی است ولی یا انکار می شد و یا توجیه می شد و یا پوشانده می شد. دوباره باید تذکر داد مریض آن روزی به سوی طبیب حرکت خواهد کرد که مطمئن باشد با نشستن دردی از او درمان نمی شود. از رئیس قوه گرفته تا کارکنان و قاضیان و غیره امیدشان این بود که به آهستگی روند اصلاحی را پیش برند ولی....

مناطق ممنوعه ای که از پرده برون افتادند

دانشگاه هاوایی، پرونده المکاسب، سلطان شکر، شکایت از رئیس قوه تا فرار شهرام جزایری و احضار دانشجویان معترض به ساخت برجهای آقا زاده و بالاخره تبرئه موسویان یک یک پرده هایی بودندکه بالا رفتند و عیان کردند آن چه باید عیان می شد: حاشیه امنیتی دم کلفتها از مسائل فرهنگی گرفته تا مسائل امنیتی و بد بختی و سیاه روزی خرده مجرمان از مواد مخدر گرفته تا اراذل و اوباش کوچه و خیابان.

امروز خوشحالی و سرمستی دشمنان انقلاب را در داخل و خارج را خواهیم دید، امروز مصلحت سازی ها و توجیه سرایی های عقب ماندگان را خواهیم دید. ولی امروز واویلاتای دلسوزان انقلاب را  از افتضاحی که در این بخش از نظام وجود دارد نیز می بینم.

حاشیه امنیتی و باند بازی و شخص محوری حتی در مهمترن مسئله امنیت کشور.

امروز لزوم یک تحول اساسی برای بازگشت به گفتمان عدالت به چشم می خورد. تحولی که از شاکی و وکیل و قاضی و بازپرس و رسانه و همه ارکان و ابعاد جامعه در بعد قضا منتظرش بوده اند.

بصیرت، چراغ بصیرت را باید در دست گیریم و اصلاح کنیم اصلاحی که سالهاست با اما و اگرها به تعویق افتاده است.


 بازی وبلاگی ـ باید گفت جنبش و نهضت وبلاگی ـ به راه خواهد افتاد و لینکها را باید داد و دستها را به هم :

مجسمه قهرمان ملی در برابر تاسیسات نطنز ساخته می شود!(لبیک یا حسین)

عکسهای تجمع دانشجویان در برابر قوه قضاییه (دفترچه آبی)

ناله پروین اعتصامی از دست قاضی های بی تقوا

برد دزدی را سوی قاضی، عسس(عالم و آدم)

مجرم هسته‌اي را تبرئيداندند (ریپورتر)

آخرین شاهکار(مجاهد مسلمان)

تعلیق عدالت(خمینیسم)

متهم درشت(وب نگاشت)

چه کسی بیش از همه از تبرئه ی "جاسوس" خوشحال می شود؟(کافه اندیشه)

شاگرد دیروز "آیت الله صدر"، صاحبخانه ی امروز "ویرانه ی بزرگ(خاکریزیسم)

در مقابل تبرئه موسویان، تکلیف پیر جماران را چه کنیم؟(خبرنگارمسلمان)

مگر اتفاق عجیبی افتاده که انقدر شلوغش می کنید ؟!!(توهمات)


مطالب مرتبط در این وبلاگ:

...به مسئولین گوشزد كرده‌ام. (برای پرونده هشت شهریور 60)

آقای روحانی چه کسی زبان شما را بسته است؟

جاسوس بودن یا خائن بودن مسئله این است!

هشدار های رئیس جمهور را جدی بگیرید!

انقلاب باید فرزندان خود را بخورد!

 

+ نوشته شده در هفتم آذر 1386ساعت 0:18 توسط حاج رضا |

به بهانه اولین ثمره حضور جلیلی  دبیر شورای امنیت ملی

 عکس نویسنده محترم  (مهدی فاطمی) که بدون اجازه ایشان توسط مدیر وبلاگ منتشر می شود

1-درباره استقامت:

اینکه گفته اند: "شما استقامت کنید، نصرت الهی خواهد آمد" تنها یک اصل اخلاقی نیست، گزارشی از واقعیت است. می تواند یک اصل دیپلماسی باشد. دوگانه "واقعیت – آرمان" را همیشه نباید پذیرفت و استقامت از آن معانی می باشد که پل بین دو مفهوم واقعیت و آرمان است. اینکه باید نصرت الهی را در حد یک "بازیگر موثر" پذیرفت، خودش یک "واقعیت آرمان ساز" است.


2-درباره دبیر مستعفی:

چرا باید لاریجانی دو سال و اندی از این کنفرانس  مطبوعاتی به آن جلسه و از مذاکره به مصاحبه می رفت و آخرش هم البرادعی وقتی به زبان می آمد که جلیلی دبیر شده است؟ حیف نبود؟ اصلا چرا رفت؟ و پوتین در گوش ما چه خواند که پس از او، یکی از بسته پیشنهادی هسته ای سخن گفت، دیگری گفت بسته ای در کار نبوده و آن یکی آمد گفت شرایط کشور آنقدر بحرانی است که دست از پا خطا کنیم، گزینه نظامی از روی میز به وسط میدان می آید؟ او اصولگرای دیپلمات و زیرکی است؛ خیلی کار بلدتر از دیپلماتهای کار کشته. 2 سال با احمدی نژاد کار کرد و خوب با هم جلو آمدند. اما چه کم بود و چرا بعد از سفر پوتین در جلسه شورای امنیت ملی از توقف کار هسته ای سخن به میان آورد؟

3-درباره شرایط بحرانی:

اما سخن از استقامت برای زمانی است که واقعیت خارجی، یکسره علیه ما باشد نه وقتی که عمده ماجرا جنگ رسانه ای و روانی باشد؛ گاهی با پیغام های دیپلماتیک، بعضی وقت ها هم با تیتر یک روزنامه ها و خبر اول شبکه ها.

حوزه هدف جنگ روانی فقط مردم نیستند. پیش از آن، دودستگی در حاکمیت مد نظر است. یعنی همین که کسی یا کسانی به نام اعتدال و عقلانیت و تدبیر، از شرایط بحرانی سخن بگویند و ساز توقف کوک کنند.

این آهنگ برای دو گروه کارساز است: یکی آنکه لباس میانه روی به تن کرده و طرف اش را یک آرمانخواه تندرو نشان می دهد که هر روز ضایعه ای به بار می آورد و باید کنترل شود. و دومی آنکه خودش این بازی را طراحی کرده، یعنی همان سیاستگذار جنگ روانی که از این دعوا – با هر نتیجه ای – منتفع می شود.

باید دانست که "پذیرش روانی جنگ روانی" بیش از خود آن موثر خواهد افتاد و "برهم زدن آرامش روانی مردم" کلید فهم فضای ژورنالیستی داخلی و پروپاگاندای ماهوراه است.

پس ما داریم قربانی همان پلتیکی می شویم که حاکمیت شوروی را در جنگ سرد به زانو درآورد؛استراتژی "لبه پرتگاه جنگ". آمریکایی ها هول از جنگی قریب الوقوع را با تبلیغات برای سران شوروی جا انداختند و کار به دودستگی انجامید و حال آنکه می دانستند آتش جنگ، اول دامن خودشان را خواهد گرفت.

بنابراین بیشتر از آنکه باید به گزارش البرادعی دل خوش ساخت، می بایست از سیگنال های ناهمخوان داخلی نگران بود. پس از گزارش البرادعی، درباره اظهارنظرها جور دیگری باید قضاوت کرد. از این پس حساب کسانی که صادقانه و دلسوزانه یا ساده لوحانه اظهار نگرانی می کردند، از آنانکه می خواهند به هر دلیلی سیاست کلی نظام را متوقف کنند جدا خواهد بود.

مهدی فاطمی

+ نوشته شده در یکم آذر 1386ساعت 22:36 توسط مهدی فاطمی |