تبليغاتX
تاملات

بسم الله

اگر در تجمعات و اعتراضات دانشجویی و غیر دانشجویی در برابر سفارت انگلیس شرکت کرده باشید حتا این شعار را در زمانی که بارش باتوم و حمله نیروی انتظامی شدت می گیرد، شنیده اید:

18 تیر کجا بودی؟!

تولد شعارها و جملات کلیدی در میان ملتها و جمعیت ها برای اهل تأمل، این سوالات را به ذهن متبادر می کند، که: چه کسی اولین بار این شعار را مطرح کرد؟ فرایند شکل گیری شعار چگونه بوده؟ این شعار چرا فراگیر شد؟

به نظر می آید جوشش و هم افزایی جمعی و هم راهی جمعیت برای یک هدف و یک مقصد موجب تراوشی خلاقانه و ناخودآگاه به صورت کلام و شعار خواهد بود. هر چقدر این شعار و این کلام بسته با تناسب و رسایی نسبت به موضوع و موضع فراگیر خواهد شد. از مثالهای جدید شعار سازی ها می توان به: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و همین شعار « 18 تیر کجا بودی؟» اشاره کرد.

برای کسانی که با این شعار آشنا نیستند این باشد که : نیروی انتظامی در واقعه کوی دانشگاه و آشوبهای خیابانی 18 تیر متاسفانه به دلایل مختلف از جمله وجود برخی عناصر مفسد و مغرض در وزارت کشور، نتوانست نقش بسزایی اعمال کند. این نارسایی نه فقط ناشی از افراد خائن و آشوب ساز در بدنه اجرایی دلیل دیگری نیز داشت. جدیت آشوب گران در ضربه زدن و آسیب رساندن به نیروهای مدافع و بالتبع با خطر جدی و کاملا غیرقابل ترمیم چون کشته شدن و یا قطع عضو مواجه شوند. در این فضا جز افرادی که مبتنی بر عقیده و ایدئولوژی عمل می کنند نیروهای کادری و مواجب بگیر صحنه را واگذاردند.

اما همین نیروها زمانی که در برابر تجمعات بچه های حزب اللهی و معتقد به نظام، قرار می گرفتند، با کوچکترین بهانه ای دست به قبضه باتوم و سپر می بردند و سر و صورت معترضین را هدف قرار می داند. علت این تهور و سرعت عمل کاملاً مشخص است: زبان و دست بسته دانشجویان و جوانانی که به قطع ذهنی همه حاضرین در صحنه، مضروبین و مجروحین دست به عمل متقابل نخواهند زد. ظاهرا سرشت حزب الله را با مظلومیت آمیخته اند که در این موقعیت فریاد می زدند: ای نیروی انتظامی شجاع و دلیر زمانی که ما هدف چوب و چماق و سنگ عناصر آشوب گر قرار گرفتیم و ایستادیم کجا بودید؟ امروزی که مدعی امنیت و نظم عمومی شده اید؟

آقای میرحسین موسوی 18 تیر کجا بودید؟

آقای میر حسین موسوی سالهای زبان خود در کام گرفتید و مقاطع بسیار حساسی و خطرناکی بر انقلاب گذشت، شما کجا بودید؟

جناب نخست وزیر دوره هاشمی رفسنجانی مصادف بود با له شدن مستضعفین در زیر چرخ های توسعه غربی و وارداتی ازفرنگ برگشتگان و نااهلان به مناصب مدیریتی اجرایی کشور بود، کجا بودید؟

از ذکر موارد مختلفی که در این بیست سال گذشته است با زحمتی که برادر بزرگوار«آهستان» کشیده است، در می گذرم و این نکته را اضافه می کنم که در صف باطل حضور نداشتن در معرکه کافی نبوده و نیست. جرم کسانی که به صف یزیدیان نپیوستند و حسین را یاری نکردند، جرم سنگینی است. روزگاری که خلفای ثلاث، میراث سیاسی و تربیتی رسول الله صلی الله علیه و آله را به تاراج دادند سکوت صحابه و تربیت شدگان پیغمبر بر انحرافات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، یاری گری تجری و تهور غاصبان و نامحرمان بود. ای نخست وزیر امام شما متهم هستید! شما متهم به سکوت هستید! شما متهم به عدم یاوری حق هستید!

قطعاً فرصت توبه و جبران همیشه وجود دارد. با حلول روزهای آتی، کاندیدای از کهف برگشته ما سخنانی از گذشته به همراه آورده است. او باید مواضع اثباتی و ایجابی و یا نفیی و سلبی در برابر موافقان و مخالفان خود داشته باشد، تا از هاله نورانی ابهام نوستالژیک بیرون آید و جلب رأی و نظر آرای مردم کند. از صاحب گفتار های شش گانه، یک مصاحبه و دو سخنرانی جدید منتشر شده است و منتظر روزهایی هستیم که این سوالات از سوی ایشان پاسخ داده شود.


بیش از آنکه آمدن میرحسین برای نوشتن این چند خط مرا ترغیب کرده باشد، اشاره به شعار مزبور و یادی از بصیرت جمعی برخاسته از اخلاص جوانان حزب اللهی این کشور قلقلک نوک انگشتان را آرام نگذاشت و صفحه ای بر صفحات شبکه جهانی اینترنت اضافه کرد.

+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1387ساعت 20:12 توسط مجید بذرافکن |

آدمها و کشورهای جهان چهارم!



کشف کشورهای ریزه میزه و علاقه به یاری و کمک این کشورها یکی از نکات برجسته سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره اقای ولایتی زمان جنگ و دوره اخیر است. یکی از انتقادات ثابتی که به انبیا و پیامبران الهی می شد این بود که چرا افرادی که دور شما جمع شده اند از میان جماعت بی مقدار و پست جامعه هستند. البته عکسهای مشابه داخلی نیز می توان اضافه کرد ولی رسیدگی به حال جماعت فقرای داخلی با اندیشه های دولت رفاه و پوپولیسم قابل توجیه است.

انومن لك و اتبعك الارذلون قال و ما علمى بما كانوا يعملون ان حسابهم الا على ربى لو تشعرون/ شعرا 113

آن چه که پیش فرض و مبنای چنین سخنی است معیار و میزان شمردن قدرت و قیافه و اموال فراوان است. که باز هم تصریح قرآن را بر آن داریم.

قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَال

ِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ

بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ . بقره 247

البته این شواهد اماره هایی که انسان را در بر صراط بودن خویش دلگرم می کند والا از استنتاج از نتیجه به اصل تا حدودی قبیح است.

+ نوشته شده در هشتم اسفند 1387ساعت 19:35 توسط مجید بذرافکن |