بگم؟...بگم؟... حیف که نمی شه، بگم!
البته استفاده از ایجاد انتظار در مخاطب یکی از شگردهای معلمان و اساتید است، و معلم رئیس جمهور نیز در مناظره خود در برابر موسوی زمانی که از مدرک جعلی وزیرپیشنهادی کشور، دولت نهم، به میان آمد، به صورت «مقابله به مثل» از زنی متقلب به میان آمد و باقی ماجرا...!
این چند کلمه برای راحت کردن خیال مخاطب عجول باشد، که جملات و ادامه مطلب ربط «مستقیم»ی به ماجرای مدارک غیرقانونی میرحسین موسوی، شیپورچی قانونگرایی ندارد!
«جریان آزاد اطلاعات» و «آزادی مطبوعات» سوغات های فرنگی که در دوره مشروطه با امر به معروف و نهی از منکر خلط شد، را نباید ستودنی و ستاندنی دانست. چرا که این دو راه حل برای نظارت بر قدرت افسارگسیخته نفس اماره «فردی» یا «جمعی» خود نیز منبعث از نفس اماره ای است که در دست عده ای حرفه ای به نام ژورنالیست یا اهل مدیا افتاده است. اثبات شیء هم، وقوع همین فضای رسانه ای جهانی که صرفا جهت و رنگ حقیقت بسته به جهت و رنگ، دلار و یورو و دینار، دارد.
البته گفتن این مطالب نزد مردم عادی ممنوع شده است، چرا که اولا تخصص و ورودی به این مسائل ندارند و از دیگر سو این تجارب معنوی کاملا شخصی و زمان مند است و برای غیر، باعث انحراف اذهان می شود! تبعا علمای ربانی و فقهای وارسته که خود صاحبان این کرامات و این مقامات هستند می توانند فرد را از شیطانی بودن و یا رحمانی بودن این حالات روحی و غیرجسمی که بر دیگران پوشیده است، خبر دهند!
اما چه کنیم که اطرافیان مرجع عالیقدر و فیلسوف و فقیه و شاگرد برجسته امام، در قم هم چون دل کوچک من قدرت نگه داری راز و امانت مردم را نداشته اند. مثل منی که چهار ساعت بعد از شنیدن آن چندجمله آنها را در وبلاگم نقل می کنم! او فیلمش را منتشر می کند!
بعد از سالها هنوز این مسئله حل نشده است که چرا احمدی نژاد ماجرای «دیده شدن هاله نور در کنار او توسط یکی از حضار و نقل آن برای آیت الله جوادی آملی» را انکار می کند؟ این بار آقای کروبی که نقش ترمز بریده را در سه قلوهای افسانه ای بازی می کند، مطرح شد؟ با آب و تاب و بالا و پایین و ... سایت آینده نیوز هم زحمت کشیده فیلم را با دو استنکار احمدی نژاد در برابر خبرنگاران داخلی و خارجی منتشر کرده است! سایت آینده همان بازتاب سابق چون دیگر دوستان صداقت سنج، ایمان احمدی نژاد را نفی و کذّاب بودن او را اثبات می کند!!!
در مقدمه بالا همه حرف آمده است! ولی جهت فهم بیشتر مخاطبانی که چندان با قلم و بیان نگارنده آشنا نیستند اضافه کنم: اگر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک چنین ماجرایی بر او گذشته باشد، باید آن را برتریبون ها نقل کند و مردم را با آن بفریبد، یا بهتر است نزد عالم و کارشناسی بازگو کند تا او را راهنمایی کند!
جهت یادآوری باید گفت دقیقا همان هایی که این قصه را نقّّالی می کنند، خودشان هم بر این طبل می کوبند که مملکت را نمی توان با خرافه اداره کرد و رئیس جمهور را به عوام فریبی متهم می کنند! آیا منظور آنها از اداره مملکت بیت آیت الله جوادی است و عوام فریبی منظورشان خود آیت الله جوادی است!
مسئله ای که یکی از دوستان با پیامک از من می خواهد و برای خیلی از دوستان دیگر نیز لاینحل مانده، سوال از علت فرار احمدی نژاد از جواب مستقیم به این ماجرا است!
وقتی خوب به این مسئله فکر می کنی می بینی احمدی نژاد نفیا و اثباتاً نمی تواند جوابی بدهد! چون جنس مسئله ای که در آن «مَحرَم خانه» که نامحرمان حضور داشته اند، گذشته است از سنخی نیست که بخواهد برای عموم مردم بیان کند!
اگر بخواهد آن را تأیید کند، خود به دست خود بر اتهام خرافه گرایی و عوام فریبی صحه گذاشته است! فراموش نشود این مسائل اصالتا به هیچ وجه خرافه نیستند بلکه تجربیات شخصی معنوی افراد هستند که جز کارشناسان نمی توانند نظر بدهند!
اگر بخواهد آن حرف را تکذیب کند، مرتکب دروغ شده است! لذا احمدی نژاد مثل دو سوالی که نجف زاده و خبرنگار خارجی از او پرسیده اند، در جواب مهدی کروبی نیز، سعی می کند نه به این سوال پاسخ بدهد و نه به این سوال پاسخ ندهد! اما فضای رسانه ای چشم و گوش ها را پر کرده است که احمدی نژاد دروغگو است لذا دیگر دقت نمی کند که این بشر چگونه می خواهد از این مسئله فرار کند! فرار بله فرار!
اگر این مسئله کرامت و معجزه ای است که برای او رخ داده است، پس اثبات کردن آن خلاف تواضع و سیره شایع کتمان مقام معنوی اهل دل است! و اگر این مسئله رخ نداده باشد جز خود کسی که این مسئله را برای احمدی نژاد نقل کرده است و خدای متعال و آگاهان غیب نسبت به این مسئله آگاه نیست!
اما نکته پایانی و بسیار مهم که نباید فراموش کنیم، این است که: چه کسانی و به چه دلیل هر گاه صحبت از سیاست خارجی دولت نهم می شود، این مسئله را متذکر می شوند و به صورت صفر و یک خواستار پاسخ به این شبهه هستند و جواب مطلوب خود به آن را تعیین کننده عدم صداقت و حقانیت صددرصدی احمدی نژاد عنوان می کنند!
مسئله چیست؟ مسئله ذکر نام ائمه معصومین صلوات الله علیهم بر منابر جهانی به نام سیاست خارجی است! مسئله آن است دعوت مردم به عدالت و معنویت اسلامی و مهدوی در جهان، کاری خجلت آور است و دور از سیاست رایج این دوستان روحانی و غیرروحانی است! آنها مشکل خود را با سیاست خارجی «دعوت محور» نبوی و مهدوی علنی نمی کننند، بلکه تلاش می کنند با حاشیه سازی و اتهام زنی به فرع، بدون اشاره به اصل، مرکز را مخدوش کنند!
البته شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و امثال آنها، در برابر ملت متدین ایران جرات سوال از علت نام بردن امام زمان در سازمان ملل و ژنو و... را ندارند، ولی غصه و عقده آنها از این ماجرا آنها را بر این می دارد تا نسبت به رئیس جمهور محجوب و مأخوذ به حیا با شعار «ما نمی خواهیم پرده دری کنیم» «ما اهل متانت هستیم» هتاکی کنند، و با قیافه حق به جانب و نگاه صادق بر کذاب عقب می نشینند، و تو بر میخ آهنی هزار باره بکوب و بر مَشک محکمتر بزن که او عرضی ندارد ولی تو زحمت خود داشته ای!
پس فراموش نکنیم آنها هاله مکدّر تردید و خجلت خویش را از تاکید بر مواضع انقلابی و اسلامی رئیس دولت نهم با هاله نور پنهان می کنند! ولی نور همیشه بر تیرگی غلبه خواهد کرد!
امشب شب وفات امام زاده که نه، پیغمبر قرن بیستم است. امشب عزاداری نائب الامام عصر ظهور صغری هستیم. در تاریخ بلند و خونین شیعه هیچ مرد و ابرمردی از ما با مرگ عادی نمرد و نمرده است که گویی روایت معصوم که فرمود: «هیچ کس از ما به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است مگر به شهادت یا زهر» برای اصحابشان نیز صدق می کند.
امامِ سربازان آخرالزمانی اباعبدالله الحسین هم با زهر کشنده ای از دنیا رفت؛ خودش گفت. زهر کشنده ای که خودش سرکشید؟!.... گفت من به کارشناسان اعتماد دارم اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردم و به اعتبار همان کارشناسان زهر را سرکشید.
امشب به یاد او مجلس اگر گرفتیم روضه خواهیم خواند روضه 598 . روضه می خوانیم چون روضه های جد غریبش حسین! روضه هایی که به ما بفهماند نباید 598 تکرار شود. 598 نباید تکرار شود! نه چون صلح تحمیلی حسن با زور شمشیر! و نه چون حکمیت تحمیلی چون امیرالمومنین از زور حماقت و بلاهت دوستان!

فرموده اند روضه های صحیح بخوانید:
مقتل را باز می کنیم صحیفه نور جلد بیستم صفحه دویست و سی و نه به تاریخ بیست و نهم تیر ماه هزار سیصد و شصت و هفت شمسی:
خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا! كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت، تو خود اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي كنم. و بدا به حال آناني كه در اين قافله نبودند، بدا به حال آنهايي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساكت و بي تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند.
من باز مي گويم كه قبول اين مساله براي من از زهر كشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.
مردم عزيز و شريف ايران! من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مي دانم و شما مي دانيد كه من به شما عشق مي ورزم و شما را مي شناسم، شما هم مرا مي شناسيد، در شرايط كنوني آنچه موجب امر شد،تكليف الهي ام بود. شما مي دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگيم، اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گذشتم و اگر آبرويي داشته ام با خدا معامله كرده ام.
آخرین روضه باز قلم خودش خطاب به اعضای دفتر:
توجه داشته باشید که باید دور سخن گفتن مرا ولو یک جمله دعا خط بکشید. مجاری تنفسی من بیمار است، و حالا هم که جنگ درکار نیست. زحمت به من ندهید لذا اینکه مثلا خانواده شهدا و امثال آن بیایند و من دستی تکان دهم، مضایقه ندارم.
7/8/67
روح الله الموسوی الخمینی
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الخمینی و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العن جمیعا.