تبليغاتX
تاملات

همیشه از چپ ها بیشتر از راست ها خوشم می آمد! شاید چون نفاقشان زودتر لو می رود شاید چون کار تشکیلاتی را جدی تر در برنامه دارند. شاید چون زیاد وقت تلف نمی کنند و زود دست به اسلحه می شوند. اگر همه این ها «شاید» باشد. ولی باید گفت حتما چپ ها شرف و مردانگی بیشتری از راست ها دارند.

به این خبر توجه کنید: +



کدامیک از بزرگان جنبش سبز به خاطرعقایدشان یک سیلی خورده اند؟؟؟


حالا این را کنار این زبان درازی و بوق کشی جان باختگان حوادث اخیر بگذارید.وجدانتان قاضی،کدامیک مردترند!


مرتبط: آثار خون در ماشین عبدالله رمضان زاده بعد از تحویل آن به منزل +

خبر بالا با این اقرار مطبوعاتی آقای رمضان زاده که هفتاد و چهار روز زندان بوده است کذب محض است: چون 2-3 ساعت پس ازانتخابات دستگیرشدم از تقلب خبر ندارم*من در انفرادی بودم و این هفتاد و چهارمین روز حضور من در انفرادی است! +

+ نوشته شده در نهم مرداد 1388ساعت 12:58 توسط مجید بذرافکن |


آقا خیلی آقایی!+

من مى‏بينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضى‏ها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنيد، بى‏عدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود. 

همه به وظائفشان عمل كنند؛ سعى كنيد. سعى كنيد. ما كه عرض ميكنيم همه به وظائفشان عمل كنند، اين معنايش اين نيست كه حالا ما به همه‏ى وظائفمان، خودمان عمل ميكنيم؛ نه، «و ما ابرّئ نفسى»؛ بايد سعى بكنيم ديگر؛ تلاشمان اين باشد؛ تقوا اين است. تقوا يعنى تلاش و مراقبت براى انجام وظيفه؛ اين معناى تقواست. اين تلاش را داشته باشيم، يك وقت هم اگر چنانچه لغزشى پيش آمد، آن وقت خداى متعال عفو خواهد كرد؛ خداى متعال آن وقت از لغزشهاى ما خواهد گذشت؛ آن وقتى كه ما مراقب باشيم.




احمدی نژاد تو مشایی رو انتخاب کردی! 

متاسفانه علیرغم خواست قلبی حزب الله و همان طور که انتظار می رفت مشایی از سمت قبلی کناره گرفت و احمدی با دلخوری مجبور شد و بی ادبانه به آقا گزارش داد! آقا، آقایی کرد! احمدی نژاد بی ادبی کرد و نامه ای واله و شیدا برای محبوبش مشایی نوشت و رئیس دفترش کرد و طبق این نوشته متاسفانه بین عشق رهبری و عشق مشایی، مشایی را انتخاب کرد!

آقا فرمود صبر کنیم و صلاحیت های تو را در نظر آوریم. صبر می کنیم و تو را از همه صلاحیت هایت ساقط نمی کنیم. اما آقای احمدی نژاد منتظر باش، منتظر باش، منتظر فراست و بصیرت مومنین باش!

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

از فراست مؤمن بترسيد كه او با نور خدا مي نگرد

اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052


مطلب اصلی این پست، در سیزدهم اردیبهشت ماه امسال نوشته شده است. تا دی شب به دلیل نوشته های خارج از شماره حزب الله و دوستان ارزشی نیازی به نوشتن مطلب جدید نبوده و نیست! ولی به جهت عرض ادب و سربازی به محضر حضرت آقا چند کلامی ابتدای مطلبی قدیمی اضافه می شود:

این مطلب پس از انتشار در این وبلاگ از سوی رسانه های خناس وسواس به گونه جالبی بازنشر شد:

مجید بذرافکن، کارشناس خبرگزاری فارس: حزب الله مشایی را خواهد کشت

بنده کارشناس خبرگزاری فارس نیستم و فقط یک بار در یک نشست وبلاگی با موضوع سالگرد سوم تیر شرکت کردم. در ضمن از کسی دعوت نکردم مشایی را بکشد!

از آن جایی که هنوز مولف زنده است و می تواند مطلب خود را شرح دهد، اضافه می شود که:

ترجمه ساده آیه ای که در ذیل آمده است این است، دو عشق در یک دل نمی گنجد! لذا پیشنهاد بنده این بود که اگر احمدی نژاد عرضه ندارد بین عشق آقا و عشق مشایی یکی را در قلبش انتخاب کند، حزب الله این زحمت را به خود می دهد و به شکل مقتضی این مسئله را هر چند با سختی و تلخی همراه است حل می کند!

کوتاهی کردیم نمی دانیم دیر جنبیدیم نمی دانم، اشتباه کردیم، نه ما اشتباه نکردیم، تا نوبت به رهبری برسد و و گره گشایی نماید! البته از کوتاهی و تنبلی و تقصیر خویش در این ماجرا نباید خود را ببخشیم!

اما ما از اول هم به عشق رهبری از احمدی نژاد و خط او حمایت کرده ایم و تا زمانی که در این خط باشد مبتنی بر بصیرت خویش همین کار را خواهیم کرد. اتهام وانهادن آرمانها و معیارها و چسبیدن به اشخاص به ما نمی چسبد! چه می توان صدها مطلبی را که طی این چند سال در نفی و طرد انحرافات احمدی نژاد ، بدون وجود مخالفت صریح آقا نشان داد. حزب الله آنقدر هم بی بصیرت نیست که عنان و افسار خویش را مطلق و بی محابا دست کسی بسپارد اما به طور طبیعی یک نفر و یا اشخاصی هستند که علمدار این خیمه می شوند. 

آنهایی که «چشم و گوش بسته پیرو احمدی نژاد شدن» را بر ما خرده می گیرند، بگیرند! چه آنها به خوبی می دانند حمایت از احمدی نژاد تبعیت محض از رهبر حکیم انقلاب و ولی امر مسلمین است. اما ترس از رسوایی، سبب شده تا در پرده ای از نفاق خزیده و مصداق این تبعیت را برجسته  کنند. 


لذا تیتر صریح تر ما برای امروز این است:

احمدی نژاد یک عشق! یا مشایی یا رهبری!



بسم الله

ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه (4 احزاب)

خداوند برای هیچ کس دو قلب در درونش نیافریده


مدتی است دل و جان حزب الله از جهالت و لجاجت احمدی نژاد در مسئله ای کوچک و جزئی خون شده است. اما نزاکت و نجابتش به او این اجازه را نداد تا دم برآورد و در این روزهای حساس آب به آسیاب دشمنان انقلاب بریزد. ایرانیان خارج از کشور و جذب سرمایه های آنان، روز ملی خلیج فارس و همایش های عجیب و غریب دیگر که بیشتر یادآور وزارت ارشاد دوره مقبور اصلاحات است.

آقای احمدی نژاد چه کسی است که نداند سر و جان حزب الله در طبق اخلاص و بر کف دست ایثار و فداکاری در راه آرمانها و اهداف انقلاب و امام و رهبر عزیز انقلاب لحظه شماری می کند. هر چند مزوران و سالوسان تهمت حمایت کورکورانه از شما را بر آنان زدند اما آن چه که بر همه مشهود است آن است که حزب الله، حتی آن روز که احساس کرد دفاع از هاشمی رفسنجانی دفاع از نظام و انقلاب است، خار اشرافیت در چشم و استخوان طاغوت زدگی مسئولان در گلو از او حمایت کرد. آقای احمدی نژاد مسئله آن قدر سخت و جدی نبوده و نیست که بخواهیم تاریخ پرستاره حزب الله را در بصیرت و عمل انقلابی اش به شما یادآوری شود، چه خود یکی از آنان هستید. جناب رئیس جمهور آب و برق و قیمت گوجه و سیب زمینی آن چیزی نبود که ما نگران آن باشیم. حتی سفرهای استانی و ساده زیستی هم تحفه کم یابی نیست که در جهان نظیر آن یافت نگردد. آن چه که چشم ها را به سوی شما درخشان و قلبهای مومنین را به سمت شما گردانیده است تبعیت و سربازی محض قبلی و ان شاء الله بعدی شما نسبت به ولایت بوده و خواهد بود.

ازسویی اقدامات و پیشنهادات مبتذل و پیش پاافتاده ای چون نظرات و ایده های بی خاصیت و بی اهمیت و اولویتی از یکی از اشخاص مقرب حضرتعالی صادر می شود. اما آن جناب با کمال تاسف و تاثر با آنها برخوردی ولایی و مریدانه می کنید، و خود را در تقابل با مرجعیت و ولایت فقیه کشانده اید. بارها در اظهارات خصوصی و علنی اظهار کردید که تکلیف ما را مرجعیت مشخص نمی کند بلکه این ولی فقیه است که در مسائل حکومتی نظر می دهد. هر چند چنین حرفی صحیح است ولی کاش این حرف را برای طرح هایی چون تقسیم اراضی و اموال سرمایه داران و مرفهان بی درد از شما می شنیدیم که از زمان ابتدای انقلاب بر زمین مانده است. امروز فرمان از سوی ولی صادر شد و حکم حکومتی ایشان منتشر گشت.+این گوی و این میدان....

البته کسی از شما انتظار عصمت از گناه و تنزه از خطا نداشته و از هیچ کسی ندارد ولی آن چه که حزب الله را با شما سر پیمان اخوت و مودتی است ولایت پذیری و گوش به فرمانی رهبرحکیم انقلاب بوده و هست.
جناب رئیس جمهور:

حدیثی از امیر المومنان علی (ع) در تفسیر این آیه می خوانیم که فرمود: لا یجتمع حبنا و حب عدونا فی جوف انسان، ان الله لم یجعل لرجل قلبین فی جوفه، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا کما یخلص الذهب بالنار لاکدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارک فی حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه

« دوستی ما و دوستی دشمن ما در یک قلب نمی گنجد چرا که خدا برای یک انسان دو قلب قرار نداده است، که با یکی دوست بدارد و با دیگری دشمن، دوستان ما در دوستی ما خالصند همانگونه که طلا در کوره خالص می شود هر کس می خواهد این حقیقت را بداند قلب خود را آزمایش کند اگر چیزی از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم».

تفسیر نمونه جلد 17 ص 194

انسان یک قلب بیشتر ندارد و در این قلب جز عشق یک معبود نمی گنجد، آنها که دعوت به معبودهای متعدد می کنند، باید قلبهای متعددی داشته باشند، تا هر یک را کانون عشق معبودی سازند!



اگر شما قدرت بیرون کشیدن این غده بدخیم را ندارید دستان با کفایت حزب الله دربرابر چشم همگان به ضرب شصتی، دامان دولت انقلابی و مکتبی را از این وصله ناچسب منزه کند.

فان حزب الله هم الغالبون

قطعا لینک این مطلب جهت طعن و کنایه دشمنان دانا و دوستان نادان، به رئیس جمهور مکتبی بی پاسخ نخواهند ماند!

+ نوشته شده در سوم مرداد 1388ساعت 19:12 توسط مجید بذرافکن |