تبليغاتX
تاملات
یادداشت مهمان:
علم مهمتر است یا سیاست

من خیلی کم مینویسم ولی امروز واقعا دلم خون شد ...

صبح که خبر انفجار در قیطریه تهران رو شنیدم اول فکر کردم از همان کارهای تکراری و بی خردانه منافقین و گروه های شناخته شده است. کم کم خبر کامل شد . یک استاد دانشگاه تهران هم کشته شده..... استاد انقلابی بوده.... استاد از نخبگاه و از برگزیدگان جشنواره بين‌المللي خوارزمي بوده.... فارغ‌التحصيل مقطع دكتراي فيزيك از دانشگاه شريف  بوده.... استاد تمام دانشگاه با پایه 22 علمی و بیش از 80 مقاله در مجله های معتبر داخل و خارج کشور ....با سابقه رياست دانشكده فيزيك دانشگاه تهران و معاون پژوهشي پرديس علوم دانشگاه تهران.... مدرس فيزيك كوانتومي و ذرات بنيادي .... از اساتيد موفق دانشگاه امام حسين (ع) سپاه و مالك اشتر و دانشگاه تهران ....استاد تحريم شده توسط مجامع بين‌المللي.... دانشمند هسته ای .....پایبند به نظام اسلامي و ولايت فقيه ... کسی که اخیرا تاکید می کرده در شرايط موجود كشور تنها راه برون رفت از مشكلات بحث و گفتگوي دانشجويي در فضاي دانشگاه در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي است.


این بار دیدم نه. اتفاقا بازهم آنها دست را هدفمند دراز کرده اند . می گویم «باز» چون وقتی می بینم مطهری ها و بهشتی ها و رجایی ها و دستغیب ها و طالقانی ها و مدنی ها و ... را در آن زمان و صیاد ها و علیمحمدی ها  را در این زمان ترور کردند و می کنند فهمیده اند چه کسانی سرشان به تنشان می ارزد و کردند و می کنند آنچه که باید....

ولی حرفم چیز دیگری است و خونم از چیز دیگری به جوش آمده که دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و مجبور شدم بنویسم تا عقده دلم را قلمی کنم.

یاد چند روز پیش سفر جناب کروبی به قزوین افتادم. اینکه از لحظه ورود ایشان حتی نیروهای ضد شورش هم آماده­باش شدند که مبادا غباری بر عبای حضرت آقا بنشیند و الحق و الانصاف هم که چه خوب از پس اینکار برآمدند و شیخ را تا اتوبان همراهی کرده بودند که صحیح و سالم برسند تهران و شیخ در تهران ضمن افاضات عالیه در مورد شان و منزلت مردم قزوین حسابی از خجالت آنها درآمده بود و دو روز بعد بازهم بیانیه ای صادر فرمودند که ای حکومت مستبد و جنایتکار که مردم را در روز عاشورا قتل عام کردی .... و با بی شرمی فرموده بودند که : «... البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛...»  امروز که فیلم بی حرمتی این مردم نجیب را در بیرون آوردن لباس های مامور نیروی انتظامی دیدم معنی نجابت را هم فهمیدم. بی شرمانه تر اینکه مناظره طلبی کرده و راهکار برای نظام ارائه می کند. شیخ ! شان تو همان بود که رای هایت از آرای باطله هم کمتر باشد ! همان بهتر که کسی حتی بیانیه ات را نگاه هم نکرد. حیف همین نگاه من ! 

اما حرف من:

تو را به خدا به من بگویید جان جناب شیخ های ما برای ما باارزش تر است یا دانشمندان هسته ای ما ؟؟؟ من هم می دانم که محافظت سران فتنه از باب پیراهن عثمان و مصلحت نظام هست.  ولی این جواب من نیست . تو را به خدا در این وضعیت، جان فرزندان ارزشمند و انقلابی و با علم و فهم کشور عزیزمان ارزشمند نیست؟؟ تو را به خدا شما هم احساس نمی کنید که یک تارموی چنین عزیزانی به صد ها کروبی شرف دارد؟

بازهم به عقب برگردیم ؟ ... چند ماه پیش یک زائری ایرانی در مکه ناپدید می شود .... بارها اخبار اعلام می کند و ایران پیگیر ماجرا ... عربستان کوچکترین عکس العملی نشان نمی دهد... کم کم  ربوده شده ... و بعدا کاشف به عمل می آید که زائر عزیز ما دانشمند هسته ای بوده ... و هنوز هم خبری از او نیست....


مرحوم آشتیانی را یادتان هست ؟ رییس موسسه رویان .کمی بگویم شاید یادتان بیاید : پژوهشكده رويان در سال 1380 با تلاش هاي دكتر سعيد كاظمي آشتياني و همكارانش به عرصه تحقيقات سلول هاي بنيادي وارد شد كه اين تحقيقات در سال 1382 به نتيجه رسيد و پژوهشكده رويان با توليد رده دکتر سعید کاظمی آشتیانی سول هاي بنيادي جنيني نام ايران را در بين 10 كشور برتر دنيا كه به اين فناوري دست يافته اند قرار داد.توسعه تحقیقات در زمینه باروری و ناباروری، تولید‏، تکثیر و انجماد سلول‌های بنیادی جنینی، اجرای نخستین طرح همانندسازی حیوانات در خاورمیانه، راه اندازی و برگزاری شش دوره جشنواره بین المللی رویان‏، برگزاری دو دوره جشنواره آسیایی «بهداشت خانواده» و ده‌ها فعالیت ارزنده علمی دیگر، دستاورد عمر کوتاه اما پرثمر این جهادگر متعهد و خستگی‌ناپذیر بود. توليد اولين رده سلول هاي بنيادي جنيني در ايران در سال 1382، تولد اولين گوسفند شبيه سازي شده در ايران در سال 1385، بهره گيري از سلول هاي بنيادي در درمان بيماران با ضايعات قلبي و بيماران با سوختگی های قرنيه چشم در سال 1383 و براي نخستين بار در كشور، و بسياري توفيقات ديگر بخشي از موفقيت هاي پژوهشكده رويان در طي دوران فعاليتش بوده است. محققان پژوهشكده او از سال 1996 تا 2005 در مجموع 127 مقاله چاپ شده در مجلات داخلي، 51 مقاله چاپ شده در مجلات بين المللي، 165 مقاله ارائه شده در كنگره هاي ايراني، 209 مقاله ارائه شده در كنگره هاي بين‌المللي، 171 طرح‌ خاتمه يافته و 76 طرح در حال انجام داشته‌اند.... آشتیانی به دلیل تلاش‌های فراوان در زمینه تحقیقات سلول‌های بنیادی جنینی به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار کشور معرفی و تقدیر شد.

ناگهان در روند عالی رو به رشد تحقیقات سلول های بنیادین،  دکتر آشتیانی در سال 1384 در سن 44 سالگی با عارضه قلبی فوت می کند که من همان زمان هم خبر علت مرگ را باور نکردم ..... او پس از مرحوم ميرخاني، دومين محقق برجسته سلول‌های بنيادی بود که در يک سال از دنیا می رفت. نمونه های انچنینی در ذهنم باز هم هست.

شما را به خدا محافظت از این نور چشم های کشور با اهمیت نیست؟ عزیزانی که بدون چشم داشت و گمنام ، صادقانه و برای خدا و اسلام و ایران، شب و روز زحمت میکشند و موجب سربلندی نظام و اسلامند. دانشمندانی که قطعا در کشورهای اروپایی و حتی آمریکا در بهترین شرایط و بهترین امکانات می توانند پذیرفته شوند ولی به عشق کشورشان با همین وضعیت و کمی ها  و کاستی ها با همه وجود نور افشانی می کنند.

تحسین دارد این انتخاب دشمنان جدا. آفرین بر شما که چه خوب می فهمید برای جنگ نرم دست روی چه مهره ایی دست بگذارید و بعد آنها را رها کنید تا مثل عروسک های کوکی نقش خود را به خوبی تا مدت ها ایفا کنند و نظام را مجبور کنید تا برای مصلحتش جان آنها را از خشم مردم حفظ کند و در این هیاهو برای کشتن چه مهره های کلیدی و آینده سازی را انتخاب می کنید....


شما را به خدا این فریاد را بر سر که باید زد ؟ در کشور ما چقدر از این امر و زید های مسئول داریم که راننده و محافظ خود و خانواده شان تامین شده و خودتان خوب میدانید که چند تای آنها الان فکر حفظ منصب و پست و تخریب رهبری و حکومت همه وجود و همّ و غمشان است تا حفظ انقلاب و نظام و رهبری . نمونه اش بچه های محافظت شده شیخ مجمع تشخیص که دختر مردنمایش در همه آشوب ها حضور فیزیکی دارد و پسر متهمش فراری لندن است و شیخ پدر هم از همه نظام و رهبری طلبکار !
شما را به خدا بزرگان علم و سرمایه های ایران در چنین شرایطی ارزش حتی یک محافظ را ندارند که دکتر علیمحمدی عزیز ما از در خانه با ماشین بیرون بیاید و بمب منفجر شود و ... به همین راحتی....

حالا بنشیند تا صبح بیانیه صادر کنید و محکوم کنید این بمب گذاری را. هزار تحلیل بنویسید که خاک بر سر دشمنان و حداکثر اینکه عامل بمب گذار را بگیرید و در ملا عام اعدام کنید و آفرین بگویید به وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و قوه قضاییه که خیالتان راحت شود......خسته نباشید. یقین داشته باشید آنها هم نشسته اند به ریش من و شما می خندند که اینها دلشان خوش این بیانیه ها و اعدام هاست. و بازهم حفاظت 24 ساعته کنید از منافقین نظام . و فرزندان عالم و دانشمند و فرهیخته و آینده ساز این کشور را در تیررس ترور دشمنان بگذارید.

گاهی فکر می کنم شاید من نمی فهمم واقعا. ولی قضیه به نظرم خیلی روشن است که دشمن مغز ها را ترور میکند و سیاسیون را به جان هم می اندازد. چه راهی از این بهتر. آنوقت سیاسیون ما زندگیشان در حریمی امن محافظت می شود و  جان مغزهای ما در دسترس دشمن است. کاملا به کام دشمن.

هر که این فریاد را خوانده اگر مرا در اشتباه می بیند بگوید تا شاید من هم روشن شوم....


نگاشته برادر عزیزم حسین عطوف

 
+ نوشته شده در سی ام دی 1388ساعت 10:41 توسط مجید بذرافکن |


وحيد يامين پور هیچ کس نيست؟


وحيد يامين پور هيچ كس نيست! همان طور كه حسينيان هيچ كس نيست! همان طور كه وحيد جليلي هيچ دکتر وحید یامین پور استاد دانشگاه كس نيست! حتي همان طور كه خميني هم هيچكاره بود! امروز [این مطلب همان روز انتشار مطلب نگاشته شده است] كه دروغ باف و هرزه نويس سياسي روزنامه اعتماد ربط و يابس را به هم بافته تا وحيد جليلي و وحيد يامين پور و سعید جلیلی و روح الله حسينيان را به هم مرتبط كند و آنان را حاميان دولت اطلاق كند و هر كس را به فراخور نيش تحقير و تمسخري نوشاند، مطمئن شدم كه ما هيچ نيستيم و همه اوست!

نویسنده دروغ نامه اعتماد ریاست سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی را به وحید جلیلی نسبت داده و مصاحبه وحیدیامین پور با این سایت را پیش کشیده و الخ. در حالی که مدیرمسئول و سردبیر سایت مرکز اسناد تا انتهای شهریور ماه امسال نویسنده همین وبلاگ بود.


البته این یقه درانی و دندان غیظ به هم ساییدن و افتادن در ورطه دروغ های شاخدار چیزی نیست جز عصبانیت از پیروزی اسلام و انقلاب و این عنوان هایی که در کنار هم ردیف می شود چیزی نیستند جز نمادهایی و تمثالها!


وحيد يامين پور دانشجوي و دانش آموز انقلابي سابق و استاد و مدرس انقلابي فعلي كه هيچ گاه براي خود شأن و رتبه اي جز دفاع از اسلام و انقلاب در نظر نگرفت و از مقاله نويسي در سايت فخيمه رجانيوز تا تدريس در دانشگاه و مجري گري و برنامه سازي صدا و سيما دريغ نكرد.


مي شناسمش از دوره دبيرستان، از زماني كه به دنبال يافتن وظيفه جوان مسلمان در دنياي متجدد در كتابهاي نصر بود، تا زماني كه به غور كردن در كتابهاي شهيد مطهري و مطالعه آثار دكتر فرديد و دكتر داوري و داريوش شايگان و شهيد آويني تبديل آنها به دوره هاي غربشناسي براي همكلاسان و همسالان خود افتاد، مي شناسمش!


زماني اسلام ناب در كلام امام را قرآن خويش ساخته بود و برنامه هاي راديويي اش براي حسن خجسته دردسرساز شد. برنامه هاي راديويي شبانه اش با اقبال گسترده شنوندگان مقام هاي مختلف برتر دبيري و مجري گري و كارشناسي را در راديو جوان برايش به دنبال داشت. روند غلط راديو جوان و تذكرات مكرر مقام معظم رهبري تا آن جا ادامه پيدا كرد كه منجر به اخراج محترمانه و قطع آنتن زنده وحيديامين پور در راديو جواني و آزادي شد!!!

البته و الله متم نوره ... كه رئيس شبكه سوم سيما، وحيديامين پور را در سمت مشاوره خويش به شبكه تلويزيوني جوانان وارد كرد. 

اين بار نيز تنظيم گفتگوهاي زنده تلويزيوني با موضوعات جنجالي كه تيغ انتقاد را حتي بر گرده سيما و ضرغامي نيز فرود مي آورد باعث حضور پرنوسان رسانه اي بر آنتن هاي تلويزيوني شد. تحصيل در دوره دكتري حقوق با گرايش جزا، نيز او را از رويكردهاي فرهنگي و رسانه اي دور نكرد.

انتخابات هشتاد و هشت نيز چون ديگر عرصه ها مجالي براي دفاع و تبيين از حركت انقلاب براي استاد توانمند دانشگاه هاي هنر، امام صادق عليه السلام، دانشگاه آزاد بود. برنامه ايران هشتاد و هشت و تدريس در دانشكده خبر برايش انبوهي از ناسزا و تهمت و تهديد را فراهم آورد. هر چند بر علمکرد شتابزده تیم جوان اداره کننده هم انتقاداتی وارد بود. تحصيل در دانشگاه آزاد با اين گرايش مشخص سياسي چندان بدون هزينه نبود و اين روزها پس از گرفتن نمره امتحان جامع خويش درصدد ارائه رساله دكتري خويش است.


بعد از انتخابات با تعداد بسيار معدودي از خبرنگاران سيما به صورت فردي در صدا و سيماي غيرانقلابي و حجيم و تنبل براي دفاع از جمهوريت و اسلاميت نظام گفتگوهاي جنجالي خود را آغاز كرد. كه از آن جمله مي توان به گفتگوي بي پرده و جنجالی با محمدجوادلاريجاني که مورد تفقد مقامات عالی نظام شد، ياد كرد. هر چند او نيز نتوانست آن گونه كه در وبلاگ و يادداشتهاي اينترنتي اش به صراحت سخن مي نگارد، از عهده افشاي حقيقت و تكذيب دروغگويان به خوبي برآيد، چه قصور از او باشد چه تقصير از حاج عزت!


بار ديگر موج فتنه رنگ ديگري به خود گرفته است و پس از حماسه عظيم نهم دي ماه، عمروعاص گونه خواستار تنازل شده است، اين بار نيز هر كس به سهم خويش و با لطف و عنايتي كه خدا مقدر مي دارد گرهي از گره هاي فتنه را مي گشايد و برنامه رو به فردا يكي از آنهاست. و وحيد يامين پور هيچ كس نيست! وحيد يامين پور مانند خيلي ها كه امروز بسيجي واقعي خوانده مي شدند و تا ديروز استخوانهاي پوسيده، نمادي است از انقلاب نمادي است از حركت اصيل افسران جوان جبهه جنگ نرم در افشاگري و روشن گري در برابر فتنه خواص فسيل شده و خواص نابحق و اهل باطل!

او خود بايد بيشتر از همه بداند كه تا زماني كه بغض و كينه دشمنان اسلام و انقلاب عليه اوست راه به نيكي مي پيمايد و اگر روزي چون انقلابي هاي موزه اي آلزايمر تاريخي-سیاسی برش مستولي شود چنين هرزنامه هايي را به عنوان سند و ملاك حركت صحيح خويش در ياد داشته باشد.


مرتبط :

نقدي براي رو به فردا-تقديم به يامين پور عزيز!

دروغ پردازی بی اساس «اعتماد» نسبت به مجری «رو به فردا»


+ نوشته شده در بیست و دوم دی 1388ساعت 14:53 توسط مجید بذرافکن |


چگونه جام زهر می خورانند؟


حتما نامه محسن رضایی سرباز ملت و جنابعالی[مقام معظم رهبری] را به رهبر حکیم انقلاب خوانده اید. بدون مقدمه باید گفت بوی خیانت می آید. شاید شباهت های نامه میرحسین و نامه محسن رضایی را ندیده باشید، بخوانید. حتما شنیده اید که این دو نامه از یک مرکز صادر شده است،ببینید . افسران جنگ نرم تشخیص جام زهر داده اند. ولی آیا این رضایی و موسوی و هاشمی هستند که دوباره می خواهند جام زهر را به امام وقت ملت بخورانند؟


سکوت مقام معظم رهبری نسبت به واقعه عاشورا و بسنده کردن به خون جگری از انحراف و سست عنصری از کسانی که چنین وضعی بدی را بوجود آورده اند، در ذهن شما سوال ایجاد نکرده است. ان شا الله که مشکلی پیش نیامده است!


عقب نشيني آقاي ميرحسين موسوي از انكار دولت آقاي احمدي‌نژاد و پيشنهاد سازنده ايشان به اينكه مجلس و قوه قضاييه به وظايف قانوني خود در قبال پاسخگو كردن دولت عمل كنند، هر چند دير هنگام بود ولي مي‌تواند سر آغاز يك حركت وحدت بخش در جبهه معترضين با ديگران باشد.

دوباره سوال می کنم آیا این محسن رضایی و هاشمی هستند که می خواهند چنین خبطی را تکرار کنند؟پاسخ من به این سوال «خیر» است. این دو نفر دیگر از چنان مقام و رتبه ای برخوردار نیستند که بتوانند به تنهایی کاری از پیش ببرند. پس این دم خروس به چه پشتوانه ای از زیر عبا بیرون زده است.



آیا شما در این هفت ماه اقدامی از مسئولین قضایی و تقنینی دیده اید؟ آیا حرکت جدی و روشنگرانه ای از سوی مراجع دیده اید؟ پس به چه باید دلخوش کنیم و خود را قانع کنیم که اظهارات مشعشع علی لاریجانی و مصطفی پورمحمدی و سیدرئیسی و محموداحمدی نژاد که مسئولین مستقیم برخورد با فتنه گران بوده اند امروز از سر صداقت است و جدیت!



گذشت زمان موجب ایجاد یک نارضایتی شدید و یک خستگی شدید شده است. نارضایتی شدیدی که در مردم ایجاد شده است و خستگی شدیدی که در مسئولین ایجاد شده است. آقای لاریجانی که شنبه دوم پس از انتخابات برخلاف صریح سخنان رهبری راهکارهای دیگری را برای حل بحران (بخوانید تداوم بحران) ارائه داد و تمام عمر ریاست مجلس پس از انتخاباتش جلوگیری از حرکت توفنده مجلس برعلیه فتنه گران بود چگونه امروز مدعی عدالت خواهی و جدیت با فتنه گران شده است. آیا او متنبه شده است؟ جواب این سوال قطعا خیر است. چرا که تا پیش از این رهبر معظم انقلاب به خوبی معیارها و روشها و مسیرها را مشخص کرده است. برای جوان بصیر و ولایی هر کس بسته به التزام «عملی» و نه «گفتاری» به این سخنان محترم و صاحب احترام است. چه رسد به آن که التزام گفتاری هم با نوشته ها و سخنان دوپهلو، سکه ای بود که صاحبش در روزنامه های فتنه تیتر یک می شد.


قوه قضائیه قبلی و فعلی چه با پخش اعترافات و چه بدون پخش اعترافات نسبت به آن چه جرم بزرگ انتخاباتی از سوی حاکم شرع خوانده شد چه کردند که امروز بعد از وقایع عاشورا بخواهند بدان بپردازند. آیا جنایت ضدانقلاب در یورش به عزاداران حسینی و تسخیر خیابانهای اصلی شهر آنها را ترسانده است؟ آیا حماسه نهم دی ماه آنها را به غیرت آورده است و دلگرم کرده است؟ خیر چرا که در تمام طول این مدت مهم تر از همه حمایت شایسته و جدی رهبری و مردم حزب الله پشت سر این جماعت بود و باگذشت زمان هنوز عملا اتفاقی نیفتاده است بلکه متهمان کودتای مخملی در مرخصی و حبس های تعزیری به سر می برند.




برادران و خواهران ولایی الحذر الحذر به هوش باشید که اتفاقی در حال وقوع است که ان شا الله اینگونه نباشد و نباید بشود: برخورد با آفتابه دزدهای خیابانی و فراموشاندن اصل و مرکز فتنه گری!


آن گونه که در نظر می آید هیچ اجماعی در برخورد با سران فتنه در مسئولین وجود ندارد و جز رسانه ها و تریبون های دینی سیاسی جدیتی دیده نمی شود. این فضا کاملا شبیه فضایی است که روزهای 598 را به یاد می آورد. زمانی که همه مسئولین با رگ های ورم کرده گردن نسبت به صدام و آمریکا موضع گیری های افسانه ای می کردند و مردم و بسیجیان در میانه میدان منتظر اعزام و تامین سلاح و مهمات بودند و امام خواستار تنبیه متجاوز بود، ناگهان شد آن چه نباید می شد.


تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری به گوش جان از سوی مردم شنیده می شود ولی آن کسی که باید آنها را به صورت تصمیم و عملیات اجرایی در آورد مسئولان مربوطه هستند. شش ماه مدارای رهبری و تقاضای برخورد قانونی با برهم زنندگان امنیت مردم و هتک کنندگان آبروی نظام به جایی نرسیده است. هر چند مردم صمیمانه و غیورانه خواستار خواست رهبری هستند ولی اگر عده ای رهبری کوتاه بیاید و رهبر را به صورت ناگفته ای در معرض تهمت تندروی و وحدت شکنی قرار دهند چه باید کرد. وقتی نامه محسن رضایی را بخوانید خواهید دید که بعد از آن همه فرمایشات راهگشا خواستار مماشات با میرحسین و گذشتن از جنایات آنها شده است.

پس از انتخابات مشاجرات سیاسی صورت گرفت، آیا این مشاجرات به حیثیت نظام در بیرون کمک کرد؟ تا این حد مسئله عجیب شد که کشورهای بیچاره هم سروصدا کردند.


دوستان این خطر همیشه بوده است و امروز بیش از همیشه است که عده ای از رهبری بخواهند که از حق خویش بگذرد و به دروغ پایمردی آقای ما آقای خامنه ای را بر حق مردم و انقلاب، را به یک دعوای سیاسی خانوادگی تقلیل دهند.


برخلاف دوستانی که فتنه انتخابات را صفین خواندند که آن فتنه جمل بود امروز بوی صفین می آید. زمانی که مردم تمام قد وارد صحنه شده اند عده ای می خواهند با به موضع تهمت کشیدن رهبر انقلاب و اعلام ناتوانی در پی گیری خواسته های ایشان خیالهایی باطلی را عینیت بخشند. دوستان از تکرار جام زهر گفته اند ولی این بار ماجرا فرق می کند چرا که در روز عاشورا لشکرکشی کامل خیابانی –البته بدون سلاح- تجربه شد و با برخورد ضعیف نیروی انتظامی به نتایج دلخواه رسید. خود رهبری فرمود که دیگر صلح حسنی در کار نخواهد بود، فرمود اگر یزیدیان بخواهند صلح را تحمیل کنند عاشورا در پیش خواهد بود.


دوستان قبل از اینکه منتظر محرم باشیم و منتظر کم شدن مویی از سر علی، تیغ خود را نه بر سران فتنه بلکه بر گلوی خواص تنبل و یا ناآگاه بگذاریم تا خدای نکرده هوای دیگر بر سرشان نیفتد.



کاملاً مرتبط:

سست عنصرها!

لاس زدن و لاف زدن مسئولین با آبروی اسلام و انقلاب + ده نکته!


+ نوشته شده در دوازدهم دی 1388ساعت 23:32 توسط مجید بذرافکن |




رهبر انقلاب اسلامی با اشاره

به انحراف و زاویه پیدا كردن برخی افراد در داخل كشور تصریح كردند: +





اگر این مسأله اتفاق نمی افتاد و عده ای وسط راه، سست عنصری نشان نمی دادند ، امروز وضع كشور در زمینه های مادی و معنوی خیلی بهتر بود...


بدون شرح و عکس!


کاملاً مرتبط:

لاس زدن و لاف زدن مسئولین با آبروی اسلام و انقلاب + ده نکته!


+ نوشته شده در دهم دی 1388ساعت 16:47 توسط مجید بذرافکن |


هفت ماه است، جریان بلاهت سیاسی ملعبه و برنامه ریزی بلندمدت دانشگاهی فراماسونری و میان مدت سازمانهای امنیتی- جاسوسی-رسانه ایِ خارجی و کوتاه مدت رانت خواران سیاسی-اقتصادی-خانوادگیِ داخلی شده اند. جریانی که ضدیت و عناد خود را با حرکت اصیل انقلاب از احتمال تقلب و تشکیل کمیته غیرقانونی صیانت از آراء آغاز کرد و امروز به آتش زدن پرچم و بیرق عزای اباعبدالله الحسین(سلام الله علیه) رسیده است.



صدا و سیمای جمهوری اسلامی و قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی و دولت در این مملکت با وقت تلف کردن و برگزاری تشریفاتی ماجرا سعی کرد تا بی عرضگی و بی بنیه گی خود را در دفاع از حق مسلم انقلاب و نظام به تمامه نشان دهد.

برنامه های مناسبتی-سیاسی از آسمان افتاده صدا و سیما با پرسش ها و تاملات دبستانی در گزارشهای مردمی بعد از تحمیل هزینه های هزار هزار بر آبروی جمهوری اسلامی و خسارات میلیونی به ملت و دولت هر از چندی صفحه تلویزیون، مکرر در مکرر، احساس تهوع را در بینندگان عام و احساس خفت در بیان حرف حقِ خط امام و رهبری را در دلسوزان خاص، بالا می آورد.

جناب ریاست محترم مجلس هم با خواندن بیانیه های مطنطن و رونویسی از منشآت خاقانی و قابوسنامه ابوالمعالی توصیه های پدرانه خود را به فضای بالای جو احاله می داد.

قاضی القضات قبلی که منتظر به سرآمدن عمر خویش بود، در سکوت رادیویی راهی مجمع بازنشستگان نظام شد. شیخ آملی فرزند آیت الله با توپ پر آمد و صراحتا مجرم بودن حضرات را با همراهی دادستان پرجبرزه اش تبدیل به جنجال خبری کرد! اما نتیجه؟؟؟

حاج محمود احمدی نژاد نیز کار را به جایی رساند که سکوتش به ز سخن گفتن!

مراجع تقلید هنوز در فتوای خود بر تحریم ورود زنان در ورزشگاه ها  و ممنوعیت وزارت زنان مانده اند و الخ!

آقایان لاس زدن و لاف زدن شما با آبروی جمهوری اسلامی به اینجا رسیده است، که نیروی ویژه انتظامی مملکت را بی هیچ واهمه ای در گوشه دیوار آتش می زنند!



زن و بچه های مردم گوشت قربانی تعارفات مسئولین شده اند. خجالت بکشید از زن های کتک خورده، خجالت بکشید از جوانان حزب اللهی آتش گرفته! آقایان دیگر نَقل جمهوری اسلامی نیست بس کنید این همه گربه شماری این وقایع نجس عقیدتی و اخلاقی را!

اگر یکی از کودکان و زنان شما یک سیلی خورده بود همین گونه برخورد می کردید! اگر دیوار خانه شما آتش گرفته بود چه می کردید! سوختن پرچم و بیرق عزای حسینی ننگی پاک ناشدنی در سی سالگی جمهوری اسلامی است لطفا بس کنید کرشمه و ابرودرهم کشیدن را! کاری بکنید!

حتما باید ترورهای خیابانی منافقین در سال 60 تکرار شود یا آمریکا به گوشه ای از کشور حمله کند تا شما رودربایستی زشت و پلشت خود را کنار بگذارید!

چند توصیه و تامل:

1.      صدا و سیمای جمهوری اسلامی دست از تهییج و تندکردن فضا بردارد چرا که اقدام و پاسخ سرد مسئولین قضایی مانند ماجراهای تکان دهنده قبلی بیش از پیش باعث سرخوردگی خواص حزب الله و امیدواری خواص باطل و بالارفتن احساس ناامنی در عموم مردم خواهدشد. مردم به اندازه کافی به صحنه آمده اند، چند بار اتمام حجت بکنند؟

2.      جریانهای سیاسی مثل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، برخی از هواداران دولت دست از محکومیت ها و یقه درانی های گذشته بردارند چون دیگر حرف بالاتری ندارند که بزنند، هر چه تیر ناسزا در چنته داشتند در ماجرای اهانت به عکس امام پرتاب کردند. لذا حساسیت مردم را بیش از پیش در مقابل عبارات کلیدی و واژه های حماسی امام خمینی و مقام معظم رهبری واکسینه نکنند!

3.      نیروی انتظامی به جای آنکه از ترس مرگ خودکشی کند تا تصاویر برخوردهای خشونت آمیزش بوقهای صهیونیستی را پرننماید، از گلوله های پلاستیکی استفاده کند و با گردنی افراشته از عمل عقلانی و اسلامی خویش در تیراندازی به برهم زنندگان امنیت جامعه دفاع کند!

4.      مراجع محترم تقلید، احتراماً در جریان باشید، شعار مرگ بر بسیجی یعنی مرگ بر کسی که سینه اش سپر دفاع اسلام است. بیدار شوید! وقتی علی رضا نوری زاده فاحشه سیاسی در شما طمع بندد، چه باک که در روزی در برابر امام عصر و ولی غائب زمان نایستید!

5.      مقامات اطلاعاتی و رسانه ای اول از همه در باب سرنوشت قتل نداآقاسلطان اطلاعاتی قانع کننده از پیگیری این قتل مشکوک بدهند و بعد به سراغ قتل سیدعلی حبیبی موسوی بیایند.

6.      از همه مهمتر صدا و سیما، قوه قضائیه و مقامات اطلاعاتی و جریانهای سیاسی خیال دستگیری موسوی و کروبی را از ماجرای جانسوز اهانت به عاشورا از سر بیرون کنند. آن جانبان برای جرم های مباشرتی موسوی، کروبی و دوستان را به تعطیلات فرستادند؛ امروز حق ندارند به بهانه مسئله ای که به صورت تسبیبی و غیرمباشرتی، رخ داده است، با این دوقلوی خنگ سیاسی برخورد کنند. چنین کاری سوء استفاده بزدلانه سیاسی و سنگربی عرضگی گرفتنشان در پناه احساسات پاک حسینی جامعه است!

7.      مقامات قضایی فائزه هاشمی را که در خیابان ولی عصر مردم را به اغتشاش دعوت می کرده است حسب فیلمی که تلویزیون جمهوری اسلامی در اخبار سراسری پخش کرده است- محاکمه و به عنوان محارب اعدام کنند، تا عبرتی برای همگان شود.

8.      امت حزب الله، دانشجویان غیور، طلاب صدیق و شهادت طلب از هر اقدامی که باعث برداشته شدن وظایف زمین مانده مسئولین و مراجع تقلید شود، خودداری کنند، تا هم کوس نفاق، ترس و بوالهوسی و جهالت عمیق مسئولین به خوبی طنین انداز شود و هم حرمت ولایت فقیه به عنوان رکن رکین اسلام ناب محمدی از طرف فرزندان خمینی مصون و محترم مانده باشد. جز روشنگری نفاق سکوت ورزان و بردن آبروی خواص ناآگاه هیچ عهده ای بر دوش خویش احساس نمی کنیم.

9.      ولی فقیه و رهبر عزیزم، توصیه شما به آرامش در ماجرای عکس امام همچنان آخرین حکم عملیاتی شما در این زمینه است و فرزندان شما بدان ملتزم! اما باز هم مثل همیشه با شرمندگی و تاسف تمام، آمادگی خود را برای اقدامات سلبی و عملیاتی کوتاه مدت اعلام می کنم و از آن همه کار زمین مانده ای که می بایست طی این سالها می کردم عذر تقصیر می طلبم.

10. یاصاحب الزمان سرت سلامت![1][2]




[1] .هر کدام از این موارد جای تفصیل و توضیح دارد که ضیق وقت، قلت سواد و شدت عصبانیت مانع آن است

[2] . قبل از انتشار این مطلب پشتیبان کل وبلاگ را گرفته ام تا اگر توسط دادستانی جرایم به جرم توهین به همه سران نظام مسدود شود، حسرت سه سال تاملات نویسی بر دلم نماند!نشان به آن نشان که وبلاگی به دلیل داشتن کاریکاتور تند علیه موسوی مسدود شد.
+ نوشته شده در هشتم دی 1388ساعت 10:47 توسط مجید بذرافکن |