صبح که خبر انفجار در قیطریه تهران رو شنیدم اول فکر کردم از همان کارهای تکراری و بی خردانه منافقین و گروه های شناخته شده است. کم کم خبر کامل شد . یک استاد دانشگاه تهران هم کشته شده..... استاد انقلابی بوده.... استاد از نخبگاه و از برگزیدگان جشنواره بينالمللي خوارزمي بوده.... فارغالتحصيل مقطع دكتراي فيزيك از دانشگاه شريف بوده.... استاد تمام دانشگاه با پایه 22 علمی و بیش از 80 مقاله در مجله های معتبر داخل و خارج کشور ....با سابقه رياست دانشكده فيزيك دانشگاه تهران و معاون پژوهشي پرديس علوم دانشگاه تهران.... مدرس فيزيك كوانتومي و ذرات بنيادي .... از اساتيد موفق دانشگاه امام حسين (ع) سپاه و مالك اشتر و دانشگاه تهران ....استاد تحريم شده توسط مجامع بينالمللي.... دانشمند هسته ای .....پایبند به نظام اسلامي و ولايت فقيه ... کسی که اخیرا تاکید می کرده در شرايط موجود كشور تنها راه برون رفت از مشكلات بحث و گفتگوي دانشجويي در فضاي دانشگاه در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي است.

بازهم به عقب برگردیم ؟ ... چند ماه پیش یک زائری ایرانی در مکه ناپدید می شود .... بارها اخبار اعلام می کند و ایران پیگیر ماجرا ... عربستان کوچکترین عکس العملی نشان نمی دهد... کم کم ربوده شده ... و بعدا کاشف به عمل می آید که زائر عزیز ما دانشمند هسته ای بوده ... و هنوز هم خبری از او نیست....
سول هاي بنيادي جنيني نام ايران را در بين 10 كشور برتر دنيا كه به اين فناوري دست يافته اند قرار داد.توسعه تحقیقات در زمینه باروری و ناباروری، تولید، تکثیر و انجماد سلولهای بنیادی جنینی، اجرای نخستین طرح همانندسازی حیوانات در خاورمیانه، راه اندازی و برگزاری شش دوره جشنواره بین المللی رویان، برگزاری دو دوره جشنواره آسیایی «بهداشت خانواده» و دهها فعالیت ارزنده علمی دیگر، دستاورد عمر کوتاه اما پرثمر این جهادگر متعهد و خستگیناپذیر بود. توليد اولين رده سلول هاي بنيادي جنيني در ايران در سال 1382، تولد اولين گوسفند شبيه سازي شده در ايران در سال 1385، بهره گيري از سلول هاي بنيادي در درمان بيماران با ضايعات قلبي و بيماران با سوختگی های قرنيه چشم در سال 1383 و براي نخستين بار در كشور، و بسياري توفيقات ديگر بخشي از موفقيت هاي پژوهشكده رويان در طي دوران فعاليتش بوده است. محققان پژوهشكده او از سال 1996 تا 2005 در مجموع 127 مقاله چاپ شده در مجلات داخلي، 51 مقاله چاپ شده در مجلات بين المللي، 165 مقاله ارائه شده در كنگره هاي ايراني، 209 مقاله ارائه شده در كنگره هاي بينالمللي، 171 طرح خاتمه يافته و 76 طرح در حال انجام داشتهاند.... آشتیانی به دلیل تلاشهای فراوان در زمینه تحقیقات سلولهای بنیادی جنینی به عنوان یکی از چهرههای ماندگار کشور معرفی و تقدیر شد.تحسین دارد این انتخاب دشمنان جدا. آفرین بر شما که چه خوب می فهمید برای جنگ نرم دست روی چه مهره ایی دست بگذارید و بعد آنها را رها کنید تا مثل عروسک های کوکی نقش خود را به خوبی تا مدت ها ایفا کنند و نظام را مجبور کنید تا برای مصلحتش جان آنها را از خشم مردم حفظ کند و در این هیاهو برای کشتن چه مهره های کلیدی و آینده سازی را انتخاب می کنید....

هر که این فریاد را خوانده اگر مرا در اشتباه می بیند بگوید تا شاید من هم روشن شوم....
نگاشته برادر عزیزم حسین عطوف
وحيد يامين پور هيچ كس نيست! همان طور كه حسينيان هيچ كس نيست! همان طور كه وحيد جليلي هيچ
كس نيست! حتي همان طور كه خميني هم هيچكاره بود! امروز [این مطلب همان روز انتشار مطلب نگاشته شده است] كه دروغ باف و هرزه نويس سياسي روزنامه اعتماد ربط و يابس را به هم بافته تا وحيد جليلي و وحيد يامين پور و سعید جلیلی و روح الله حسينيان را به هم مرتبط كند و آنان را حاميان دولت اطلاق كند و هر كس را به فراخور نيش تحقير و تمسخري نوشاند، مطمئن شدم كه ما هيچ نيستيم و همه اوست!
البته این یقه درانی و دندان غیظ به هم ساییدن و افتادن در ورطه دروغ های شاخدار چیزی نیست جز عصبانیت از پیروزی اسلام و انقلاب و این عنوان هایی که در کنار هم ردیف می شود چیزی نیستند جز نمادهایی و تمثالها!
وحيد يامين پور دانشجوي و دانش آموز انقلابي سابق و استاد و مدرس انقلابي فعلي كه هيچ گاه براي خود شأن و رتبه اي جز دفاع از اسلام و انقلاب در نظر نگرفت و از مقاله نويسي در سايت فخيمه رجانيوز تا تدريس در دانشگاه و مجري گري و برنامه سازي صدا و سيما دريغ نكرد.
مي شناسمش از دوره دبيرستان، از زماني كه به دنبال يافتن وظيفه جوان مسلمان در دنياي متجدد در كتابهاي نصر بود، تا زماني كه به غور كردن در كتابهاي شهيد مطهري و مطالعه آثار دكتر فرديد و دكتر داوري و داريوش شايگان و شهيد آويني تبديل آنها به دوره هاي غربشناسي براي همكلاسان و همسالان خود افتاد، مي شناسمش!
زماني اسلام ناب در كلام امام را قرآن خويش ساخته بود و برنامه هاي راديويي اش براي حسن خجسته دردسرساز شد. برنامه هاي راديويي شبانه اش با اقبال گسترده شنوندگان مقام هاي مختلف برتر دبيري و مجري گري و كارشناسي را در راديو جوان برايش به دنبال داشت. روند غلط راديو جوان و تذكرات مكرر مقام معظم رهبري تا آن جا ادامه پيدا كرد كه منجر به اخراج محترمانه و قطع آنتن زنده وحيديامين پور در راديو جواني و آزادي شد!!!
البته و الله متم نوره ... كه رئيس شبكه سوم سيما، وحيديامين پور را در سمت مشاوره خويش به شبكه تلويزيوني جوانان وارد كرد.
اين بار نيز تنظيم گفتگوهاي زنده تلويزيوني با موضوعات جنجالي كه تيغ انتقاد را حتي بر گرده سيما و ضرغامي نيز فرود مي آورد باعث حضور پرنوسان رسانه اي بر آنتن هاي تلويزيوني شد. تحصيل در دوره دكتري حقوق با گرايش جزا، نيز او را از رويكردهاي فرهنگي و رسانه اي دور نكرد.
انتخابات هشتاد و هشت نيز چون ديگر عرصه ها مجالي براي دفاع و تبيين از حركت انقلاب براي استاد توانمند دانشگاه هاي هنر، امام صادق عليه السلام، دانشگاه آزاد بود. برنامه ايران هشتاد و هشت و تدريس در دانشكده خبر برايش انبوهي از ناسزا و تهمت و تهديد را فراهم آورد. هر چند بر علمکرد شتابزده تیم جوان اداره کننده هم انتقاداتی وارد بود. تحصيل در دانشگاه آزاد با اين گرايش مشخص سياسي چندان بدون هزينه نبود و اين روزها پس از گرفتن نمره امتحان جامع خويش درصدد ارائه رساله دكتري خويش است.
بعد از انتخابات با تعداد بسيار معدودي از خبرنگاران سيما به صورت فردي در صدا و سيماي غيرانقلابي و حجيم و تنبل براي دفاع از جمهوريت و اسلاميت نظام گفتگوهاي جنجالي خود را آغاز كرد. كه از آن جمله مي توان به گفتگوي بي پرده و جنجالی با محمدجوادلاريجاني که مورد تفقد مقامات عالی نظام شد، ياد كرد. هر چند او نيز نتوانست آن گونه كه در وبلاگ و يادداشتهاي اينترنتي اش به صراحت سخن مي نگارد، از عهده افشاي حقيقت و تكذيب دروغگويان به خوبي برآيد، چه قصور از او باشد چه تقصير از حاج عزت!
بار ديگر موج فتنه رنگ ديگري به خود گرفته است و پس از حماسه عظيم نهم دي ماه، عمروعاص گونه خواستار تنازل شده است، اين بار نيز هر كس به سهم خويش و با لطف و عنايتي كه خدا مقدر مي دارد گرهي از گره هاي فتنه را مي گشايد و برنامه رو به فردا يكي از آنهاست. و وحيد يامين پور هيچ كس نيست! وحيد يامين پور مانند خيلي ها كه امروز بسيجي واقعي خوانده مي شدند و تا ديروز استخوانهاي پوسيده، نمادي است از انقلاب نمادي است از حركت اصيل افسران جوان جبهه جنگ نرم در افشاگري و روشن گري در برابر فتنه خواص فسيل شده و خواص نابحق و اهل باطل!
او خود بايد بيشتر از همه بداند كه تا زماني كه بغض و كينه دشمنان اسلام و انقلاب عليه اوست راه به نيكي مي پيمايد و اگر روزي چون انقلابي هاي موزه اي آلزايمر تاريخي-سیاسی برش مستولي شود چنين هرزنامه هايي را به عنوان سند و ملاك حركت صحيح خويش در ياد داشته باشد.
مرتبط :
نقدي براي رو به فردا-تقديم به يامين پور عزيز!
دروغ پردازی بی اساس «اعتماد» نسبت به مجری «رو به فردا»
چگونه جام زهر می خورانند؟
حتما نامه محسن رضایی سرباز ملت و جنابعالی[مقام معظم رهبری] را به رهبر حکیم انقلاب خوانده اید. بدون مقدمه باید گفت بوی خیانت می آید. شاید شباهت های نامه میرحسین و نامه محسن رضایی را ندیده باشید، بخوانید. حتما شنیده اید که این دو نامه از یک مرکز صادر شده است،ببینید . افسران جنگ نرم تشخیص جام زهر داده اند. ولی آیا این رضایی و موسوی و هاشمی هستند که دوباره می خواهند جام زهر را به امام وقت ملت بخورانند؟
سکوت مقام معظم رهبری نسبت به واقعه عاشورا و بسنده کردن به خون جگری از انحراف و سست عنصری از کسانی که چنین وضعی بدی را بوجود آورده اند، در ذهن شما سوال ایجاد نکرده است. ان شا الله که مشکلی پیش نیامده است!

دوباره سوال می کنم آیا این محسن رضایی و هاشمی هستند که می خواهند چنین خبطی را تکرار کنند؟پاسخ من به این سوال «خیر» است. این دو نفر دیگر از چنان مقام و رتبه ای برخوردار نیستند که بتوانند به تنهایی کاری از پیش ببرند. پس این دم خروس به چه پشتوانه ای از زیر عبا بیرون زده است.
آیا شما در این هفت ماه اقدامی از مسئولین قضایی و تقنینی دیده اید؟ آیا حرکت جدی و روشنگرانه ای از سوی مراجع دیده اید؟ پس به چه باید دلخوش کنیم و خود را قانع کنیم که اظهارات مشعشع علی لاریجانی و مصطفی پورمحمدی و سیدرئیسی و محموداحمدی نژاد که مسئولین مستقیم برخورد با فتنه گران بوده اند امروز از سر صداقت است و جدیت!
گذشت زمان موجب ایجاد یک نارضایتی شدید و یک خستگی شدید شده است. نارضایتی شدیدی که در مردم ایجاد شده است و خستگی شدیدی که در مسئولین ایجاد شده است. آقای لاریجانی که شنبه دوم پس از انتخابات برخلاف صریح سخنان رهبری راهکارهای دیگری را برای حل بحران (بخوانید تداوم بحران) ارائه داد و تمام عمر ریاست مجلس پس از انتخاباتش جلوگیری از حرکت توفنده مجلس برعلیه فتنه گران بود چگونه امروز مدعی عدالت خواهی و جدیت با فتنه گران شده است. آیا او متنبه شده است؟ جواب این سوال قطعا خیر است. چرا که تا پیش از این رهبر معظم انقلاب به خوبی معیارها و روشها و مسیرها را مشخص کرده است. برای جوان بصیر و ولایی هر کس بسته به التزام «عملی» و نه «گفتاری» به این سخنان محترم و صاحب احترام است. چه رسد به آن که التزام گفتاری هم با نوشته ها و سخنان دوپهلو، سکه ای بود که صاحبش در روزنامه های فتنه تیتر یک می شد.

قوه قضائیه قبلی و فعلی چه با پخش اعترافات و چه بدون پخش اعترافات نسبت به آن چه جرم بزرگ انتخاباتی از سوی حاکم شرع خوانده شد چه کردند که امروز بعد از وقایع عاشورا بخواهند بدان بپردازند. آیا جنایت ضدانقلاب در یورش به عزاداران حسینی و تسخیر خیابانهای اصلی شهر آنها را ترسانده است؟ آیا حماسه نهم دی ماه آنها را به غیرت آورده است و دلگرم کرده است؟ خیر چرا که در تمام طول این مدت مهم تر از همه حمایت شایسته و جدی رهبری و مردم حزب الله پشت سر این جماعت بود و باگذشت زمان هنوز عملا اتفاقی نیفتاده است بلکه متهمان کودتای مخملی در مرخصی و حبس های تعزیری به سر می برند.
برادران و خواهران ولایی الحذر الحذر به هوش باشید که اتفاقی در حال وقوع است که ان شا الله اینگونه نباشد و نباید بشود: برخورد با آفتابه دزدهای خیابانی و فراموشاندن اصل و مرکز فتنه گری!
آن گونه که در نظر می آید هیچ اجماعی در برخورد با سران فتنه در مسئولین وجود ندارد و جز رسانه ها و تریبون های دینی سیاسی جدیتی دیده نمی شود. این فضا کاملا شبیه فضایی است که روزهای 598 را به یاد می آورد. زمانی که همه مسئولین با رگ های ورم کرده گردن نسبت به صدام و آمریکا موضع گیری های افسانه ای می کردند و مردم و بسیجیان در میانه میدان منتظر اعزام و تامین سلاح و مهمات بودند و امام خواستار تنبیه متجاوز بود، ناگهان شد آن چه نباید می شد.
تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری به گوش جان از سوی مردم شنیده می شود ولی آن کسی که باید آنها را به صورت تصمیم و عملیات اجرایی در آورد مسئولان مربوطه هستند. شش ماه مدارای رهبری و تقاضای برخورد قانونی با برهم زنندگان امنیت مردم و هتک کنندگان آبروی نظام به جایی نرسیده است. هر چند مردم صمیمانه و غیورانه خواستار خواست رهبری هستند ولی اگر عده ای رهبری کوتاه بیاید و رهبر را به صورت ناگفته ای در معرض تهمت تندروی و وحدت شکنی قرار دهند چه باید کرد. وقتی نامه محسن رضایی را بخوانید خواهید دید که بعد از آن همه فرمایشات راهگشا خواستار مماشات با میرحسین و گذشتن از جنایات آنها شده است.

دوستان این خطر همیشه بوده است و امروز بیش از همیشه است که عده ای از رهبری بخواهند که از حق خویش بگذرد و به دروغ پایمردی آقای ما آقای خامنه ای را بر حق مردم و انقلاب، را به یک دعوای سیاسی خانوادگی تقلیل دهند.
برخلاف دوستانی که فتنه انتخابات را صفین خواندند که آن فتنه جمل بود امروز بوی صفین می آید. زمانی که مردم تمام قد وارد صحنه شده اند عده ای می خواهند با به موضع تهمت کشیدن رهبر انقلاب و اعلام ناتوانی در پی گیری خواسته های ایشان خیالهایی باطلی را عینیت بخشند. دوستان از تکرار جام زهر گفته اند ولی این بار ماجرا فرق می کند چرا که در روز عاشورا لشکرکشی کامل خیابانی –البته بدون سلاح- تجربه شد و با برخورد ضعیف نیروی انتظامی به نتایج دلخواه رسید. خود رهبری فرمود که دیگر صلح حسنی در کار نخواهد بود، فرمود اگر یزیدیان بخواهند صلح را تحمیل کنند عاشورا در پیش خواهد بود.
لاس زدن و لاف زدن مسئولین با آبروی اسلام و انقلاب + ده نکته!
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره
به انحراف و زاویه پیدا كردن برخی افراد در داخل كشور تصریح كردند: +
اگر این مسأله اتفاق نمی افتاد و عده ای وسط راه، سست عنصری نشان نمی دادند ، امروز وضع كشور در زمینه های مادی و معنوی خیلی بهتر بود...
بدون شرح و عکس!
کاملاً مرتبط:
لاس زدن و لاف زدن مسئولین با آبروی اسلام و انقلاب + ده نکته!
هفت ماه است، جریان بلاهت سیاسی ملعبه و برنامه ریزی بلندمدت دانشگاهی فراماسونری و میان مدت سازمانهای امنیتی- جاسوسی-رسانه ایِ خارجی و کوتاه مدت رانت خواران سیاسی-اقتصادی-خانوادگیِ داخلی شده اند. جریانی که ضدیت و عناد خود را با حرکت اصیل انقلاب از احتمال تقلب و تشکیل کمیته غیرقانونی صیانت از آراء آغاز کرد و امروز به آتش زدن پرچم و بیرق عزای اباعبدالله الحسین(سلام الله علیه) رسیده است.

آقایان لاس زدن و لاف زدن شما با آبروی جمهوری اسلامی به اینجا رسیده است، که نیروی ویژه انتظامی مملکت را بی هیچ واهمه ای در گوشه دیوار آتش می زنند!

10. یاصاحب الزمان سرت سلامت![1][2]