تبليغاتX
تاملات


إِنَّ الَّذِينَ يُحِ
بُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا


 لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ


وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
  • ترجمه بهرام پور كسانى كه دوست دارند زشتكارى در حق مؤمنان شايع شود، براى آنها در دنيا و آخرت عذابى پردرد خواهد بود، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد/ نور 19

فواره‌ای که چند سال است در مشهد آب سبز می‌پاشد در سفر اخیر احمدی‌نژاد قطع شد!




زنجیره ای از دروغ گویان: دنیای اقتصاد، شفاف، خبرآنلاین





امامی کاشانی هم از امامت نماز جمعه تهران حذف شده است!




کلمات قادر نیست زشتی این خبر را بیان کند!


به این تیترها هم نگاه کنید:

شایعات در باره جوانی که در حضور رهبر انقلاب، صریح سخن گفت

همسر نواب‌صفوی: احمدی‌نژاد مستقیماَ تحت تربیت شهید نواب‌صفوی بوده است


نگاه تحلیلی و موشکافانه نسبت به سایت های چون خبرآنلاین و آینده نیوز که در نقاب کار حرفه ای و ژورنالیسی الحق به خوبی توانسته اند دوغ و دوشاب ولایتمداری را قاطی کنند، کار اساتید فن و خبرگان است، لذا از استاد آهستان تقاضا دارم همچون سایت آینده، نگاهی به سایت خبرآنلاین داشته باشد. خدا به قلم و عمر این حزبلاگر(حزبل + بلاگر) برکت دهد!

بولتن نويسي و شايعه پراكني به سبك آينده

پاسخي به گاف‌هاي جديد سايت آينده

+ نوشته شده در دهم آبان 1388ساعت 4:31 توسط مجید بذرافکن |

شاید این شعر را خوانده باشید و دیده باشید و لذت برده باشید ولی دوباره بخوانید و دوباره ببینید و دوباره لذت ببرید و در نهایت آهی از حسرت بکشید که خدا کند شمشیر قاضی لاریجانی و قطار رئیس احمدی نژاد کاری بکنند تا جرزن ها به جهنم بروند! خدایا مددی

شاید آن چه که امروز بیش از دیروز زخم دل انقلاب را سوزناک و جگرسوز کرده است مماشات و تساهل غیرقابل قبول با مسببان و بانیان فروشدن خنجر تقلب و آشوب بر گرده انقلاب است.

چه بخواهیم و چه نخواهیم خائنان در شهر آزادانه راه می روند و دیدار می کنند و نوشابه شان را خانوادگی میل می کنند. مجلس به دنبال آتو گرفتن از دولت و اثبات اصولگرایی مضاعف خویش است. احمدی نژاد نیز اسیر توهمات و موهومات مظلوم نوازی و مردم گرایی اش در اداره نهادریاست جمهوری درمانده است.

آیه یاس نباید خواند... خدایا خودت دستی از غیب بر آر و جرزن ها را به جهنم بفرست!


جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر از شنبه تا پنج شنبه نماز جمعه بخوانند
و برای قبولی نذر خواهر "هیلاری"
و به نیت چهارده معصوم
از فرمانیه تا "خیابان چهاردهم"(۱) واشنگتن دی سی شنبلیله بکارند

جرزن ها به بهشت نمی روند
حتی اگر در لیله الغرائب
با توسل بر پیامبران بی پیام،
و معصومین گناهکار "سروش" آورده،
همه امور را بر خدای خود پنداشته "ریچارد داوکینز"(۲) تفویض نمایند

مردم "صحیفه" نخوانده اند
ولی امام و انقلاب را خوب می شناسند
مردم عوامند
ولی دشمن را به اشتباه نمی گیرند
حتی اگر "کلینتون" کشکول به دست،
در خاورمیانه دوره بیفتد
و "بوش" مدرسهء خیریه بسازد

حتی اگر "اوباما" کنار سفره افطار
برای اعتلای اسلام دست به دعا بردارد
و "مک کین" به مستحقین این ور آب
قربه الی الله چند میلیون دلار اعانه بدهد

حتی اگر مادام  "آلبرایت"
از مامان شاهدخت عزیز بخواهد
سر نماز تسبیح هزار دانه بگرداند
و برای بالارفتن سهام سطل آشغالی "هالیبرتون"(۳) کاری بکند

من می گویم شما
ولی شما به خود نگیرید و بخوانید آنها
به قول شما
مردم همان لشکر قابلمه به دستند
ولی پایش بیفتد با قابلمه بر فرقتان خواهند کوفت
و انقلاب را بیمه خواهند کرد


مردم بی سواتند
و سرشان به کار خودشان گرم است
ولی فرق سره را از ناسره می دانند
و دست خونی کاخ سفید را در "ناصریه"
و دست برخی را در جیب کاخ سفید
و برق شمشیر ابن ملجم را در تهران می بینند

مردم جوات و مواتند(۴)ولی معنای دروغ های مسلول ایران سل را می فهمند
و به کامبیز "شواردزینگر"
که نام خود را در المثنای چهارم شناسنامه اش، حاج عز الدین قصاب گذاشته
و هر شب به فتوای شیخ احمق "هاآرتص
برای پیروزی سیاست های شهید "آبراهام لینکلن" عزیز، الله اکبر می گوید
اعتقادی ندارند

آری
حتی اگر عجوزه های خوش پوش بالای شهر دمق شوند
و سابرینا چند روز با پوستر تمام قد "داریوش" قهر کند
باز هم نظر باربرهای میدان تره بار به رأی هایشان عوض نخواهد شد

حتی اگر کامران کمر طلا
به نشانهء اعتراض
چراغ لامبرگینی سبز رنگ مدل 2008 باباش را روشن بگذارد
و سر راه "گودبای پارتی" آماندا باربی
به وانت اکبر بوقی، سبزی فروش سیار این روزها راه ندهد

باید واقعیت را قبول کرد
باید خود را گول نزد
باید تقصیر ها را گردن ترجمه نینداخت
باید مثل کبک سر در اینترنت فرو نبرد
و روشن فکرانه از نرم افزار "بابیلون" امید معجزه نداشت

باید پذیرفت که اگر "گوگل"
دری وری های خود را به زبان دری هم سرچ کند
و "بیل گیتس"
در نسخه تکمیلی "ویستا"
پارسی هخامنشی را هم پاس بدارد
و "جیم کری"
در انیترنت دنبال گرل فرند پرشین هم بگردد(۵)باز هم "زبان گنجشک" های دودی میدان راه آهن،
زبان فخیم "عرعر" های پرورشی شمال شهر را نمی فهند

باید قبول کرد زبان "تهرانی" با "تیرونی" دوتاست
و تیرونی ها با تیکه کلام های تهرانی و تیک های هیستیریک شمال شهر بیگانه اند 
همانگونه که گردن های ضخیم
یک عمر چاک انگشتان عباس واکسی را باور نکردند
و نفهمیدند برای ترجمه درد هایش
آب دهان او از هر رسانه ای رساتر است
و قسط های عقب افتاده
برای پریشاندن شب هایش
از همهء نقش های خفن "آنتونی هافکین" خوفناک تر بوده اند(۶)


باید واقعیت را پذیرفت
باید واقعیت را چه با وافور، چه در زرورق استنشاق کرد
باید واقعیت را یک نفس رفت بالا
یا حداقل تزریق کرد
واقعیت این است که واقعیت تلخ است
واقعیت این است که واقعیت در روزنامه ها نیست
و سایت های خبری در هپروتند

واقعیت این است که مجلات رنگی
از اوضاع سیاه و سفید مردم بی خبرند
واقعیت این است که روزنامه ها  
از "تروتسکی" و تقلب و "ابوغریب" و  "گوآنتانامو" دفاع می کنند
و نسبت به افزایش زاد و ولد موشها هشدار می دهند
و مردم را از آنفولانزای خوکی می ترسانند
حال آنکه نمی دانند کمی دورتر از میدان شوش
مردم در شش و هشت زندگی خود مانده اند
و بعضی از خجالت دختران دم بخت دق می کنند

واقعیت این است که تمام اتوبان های شهر
سالوسانه به سمت "دارآباد" می لغزند
ولی کوچه های زخم دار جنوب شهر آباد نمی شوند

واقعیت این است که در اداره ها
پودمان های آموزشی چند برابر شده اند
ولی هیچ پمادی ترک دستهای ننه رقیهء لیف باف را دوا نکرده است

واقعیت این است که شهرداری منطقه دو
برای زیبایی شبهای پارک ملت آب نما میسازد
ولی در رباط کریم و حومه نامبیایی برپاست که بیا و ببین

واقعیت این است که خیابان های "فرمانیه" و "قیطریه" و" آجودانیه" نورباران است
ولی کارگرهای "شهر ری" از شرمندگی دست های خالی،
در پناه ظلمات آخر شب یواشکی وارد خانه ها می شوند


اما حالا دیگر همه چیز فرق کرده است
انتخابات ید بیضاء کرده
و عصای موسی
همهء ساحران و طنابهایشان را باهم خورده است 
حالا دیگر سپورهای شهرداری
بر سفرهء شرخر های از خدا بی خبر شوریده اند 
و نان دریوزه های حزبی و روسپیان سیاسی آجر شده است

باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست
که بین جیب های گشاد و دست های خالی است
و جیب برها
حتی اگر همه اموال دولتی را وقف نمایند
و مثل کفتارهای "گینه بیسائو"، 
نعش کفترهای بی صاحب را بالا بیاورند
باز حسابشان با کرام الکاتبین است

و دروغ گوها
حتی اگر از جکوزی خانه های خود
گورهای دست جمعی و لیست های هفتاد و دو نفر استخراج کنند
و برای خالی نبودن عریضه،
از ماتحت بیچاره های کهریزک خرج نمایند
باز نمی توانند از عدالت فرار کنند

آری این روزها برای فرار از عدالت

دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) خیابان چهاردهم واشنگتن دی سی خیابانی است که یک سمت ان کاخ سفید قرار گرفته است(۲) ریچار داوکینز نویسنده کتاب پندار خدا و بوده و در این کتاب خدا را آفریده توهم انسان می داند(۳) سهام سطل آشغالی سهام بی ارزشی است که ارزش معاملاتی و بورسی نداشته و به همین دلیل به این نانم معروف شده اند.(۴)اشاره به شعار طرفداران موسوی در انتخابات که می گفتند "هرچی جواد مواده دنبال احمدی نژاده" (۵) اشاره به فیلم یس من " آقای بله" جیم کری که در صحنه ای از ان بازیگر نقش اول در حال جستجوی دوست دختر ایرانی در اینترنت است.(۶) بازیگر فیلمهای ترس ناک مثل سکوت بره ها و . . .

+ نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:31 توسط مجید بذرافکن |

سخنان منتشر نشده رئیس مجلس خبرگان:



زير سقف انقلاب كسي با صلاحيت‌تر از آيت‌الله خامنه‌اي براي رهبري نيست!


یحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ! 

 أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ 

توبه 62-63

معنی آیات رو نیاوردم به خاطر همین نیم بند احترامی که آقا برات نگه داشته است. آیات قبل و بعد هم اهل بصیرت بخوانند. قرآن 1400 سال پیش عجب حرفهایی زده است. عجب روانشناسی سیاسی ای درس داده است.


كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين*

أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَ الْمَلآئِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ*

خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لاَ هُمْ يُنظَرُونَ*


إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ*

آل عمران86-89


به صورت قطعی و یقینی اعتقاد دارم این نوشته ها، بر بصیرت امت حزب الله نخواهد افزود. این را آن روز  فهمیدم که در حرم امام بعد از مناظره تاریخی حاضر شدم. این را آن شب فهمیدم که ساعات بعد از مناظره جلوی صدا و سیما زن و مرد و پیر و جوان حزب الله جمع شده بود. هر چند که احمدی نژاد عرضه قدردانی از این بصیرت را نداشت. و چه خوب شد که زود بر حزب الله معلوم شد، که برادرمان درسهای گذشته را خوب پاس نکرده است و الخ!

این پست ها و مطالب جدیدی نیست، جز تواصی به حق و تواصی به صبر، که امیر فتنه سوز فرمود:

لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر


احتمالا این توضیحات برای این چنین مطالبی از سوی سایت ایشان منتشر شده است: +

مرتبط:

کفر کفر است، اگر مسجد اگر قرآن است!

احمدی نژاد هیچ کاره است



+ نوشته شده در دوازدهم مهر 1388ساعت 14:58 توسط مجید بذرافکن |

کفر کفر است ، اگر مسجد اگر قرآن است

اين عكسها با مقداري حذفيات در سايت آينده نيوز درج شده است. البته قطعا يك فهم ساده رسانه اي به شما مي گويد كه منظور اين عكس ها تخفيف احمدي نژاد در برابر سران نفاق است كه سابقه اي كذا داشته اند. اما شاعر انقلابي كار ما را ساده تر كرده است. محمد كاظم كاظمي شاعر افغاني كه خدايش عمر طولاني بر همين صراط اسلامي انقلابي دهاد!
اين سايت كه منافقانه و مزورانه از موضع رهبري و امام كمر به قتل خط انقلاب و حزب الله بسته است. دست اندركاران نفتي اين سايت تلاش بي فايده اي را براي ساختن چهره اي انقلابي و حزب اللهي از هاشمي رفسنجاني دارند... بيش از حد توضيح دادن حاشيه زدن عكس ها با شعر عبث مي كند! هر چند اين سايت و خط منافقانه اش براي اهل بصيرت پوشيده نيست، ولي بي پاسخ ماندن، گردن كشي هايش و شيطنت هايش، از عدالت به دور است!

اين چند بيت اول كه خطاب به سايت آينده نيوز است كه حالا حالاها با آن كار داريم:

اي جماعت نه اگر بيش ، كمي عار كنيد

كي شما روزه گرفتيد كه افطار كنيد

سرفرازي نه متاعي است كه ارزان برسد

سحر آن نيست كه با بانگ خروسان برسد

سحر آن است كه بيدار شود اقيانوس

سحر آن است كه خورشيد بگويد نه خروس


تصاویر:هاشمی،موسوی واحمدی نژاددرجبهه

كفر كفر است اگر مسجد اگر قرآن است

خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است

 

دل مبنديد كه صد فتنه در اين پنهان است

اين همان قصه اسلام ابوسفيان است

 

هر كه با عذر و بهانه است ، خداحافظ او

هر كه پابسته خانه است ، خداحافظ او

 

با چنين بي‌نفسان حرف و سخن بيهوده است

ما نمي‌ميريم پس فكر كفن بيهوده است

 

محو فرعون مشو نیل شدن آسان است

سنگ پیدا کن ابابیل شدن آسان است

مرتبط:شعری برای سوم تیر
هاشمی از اول خسته بود

انقلاب باید فرزندان خود را بخورد

دوستان رجانیوز در لینک کردن مطالب انتقادی کمتر اهتمام دارند، نه اینکه اصلا نداشته باشند. لذا جهت سوء استفاده از لینکشان مطلب خود را در همین پست دوباره لینک می دهیم:

احمدی نژاد هیچ کاره است! چگونه یک عمل خالصانه از بین می رود؟

ظاهرا این خط انحراف آینده، هوشیاران دیگری هم دارد:

 

+ نوشته شده در نهم مهر 1388ساعت 1:45 توسط مجید بذرافکن |

چگونه یک عمل خالصانه از بین می رود؟

آنچه که در ذیل می آید، سخنان یک نفر در باب سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل است. بدون اینکه این شخص کیست و چه کار است و کجاست! توسط ابزار رنگ و فونت یک نگاه تحلیل گفتمانی به متن شده است. آن چه در این متن موج می زند، ستایش از رئیس جمهور و باد کردن احمدی نژاد است. همان طور که در نوشته قبلی هم آمد، سخنان و ایده هایی که احمدی نژاد در تریبون سازمان ملل گفته است، بسیار نزدیک به بیان و بنان امام خمینی است+. اگر کسی شک دارد می تواند سخنان آیت الله خامنه ای سال 1366 در سازمان ملل را بخواند + و گوش + فرادهد.

اما اینکه برای رئیس جمهور یک فرد بریده از متن و عقبه اش بتراشیم و از نقش خداوند در تأثیرگزاری و اثر بخشی به کلام و عمل ما انسانهای خطاکار و مقصر غافل شویم، زمزمه ها رحمانی نخواهد بود. چه بدانیم و چه ندانیم. اگر بر این مستوی و سطح نیز اتفاق نظر نباشد، تقدیس و بزرگنمایی شخص رئیس جمهور، چیزی جز تملق و چاپلوسی نیست که وظیفه تملق شونده، خاک پاشیدن بر دهان اوست.

خدا همه ما را از شر شرور انفس و نفس های شیطانی دور دارد!

در این کلام و بیان واژگانی که به شخص رئیس جمهور تاکید دارد، ضرب آهنگ و نواخت بالایی دارد، استفاده از صفات تقدیسی و تفخیمی نیز هم چنین. در برخی موارد به صورت جزئی به مبنا و منبع و چیزی غیر از شخص رئیس جمهور اشاره شده است. البته این چیزی است که یک دانشجوی ساده علوم انسانی در آورده است و احتمال خطا و اشتباه روش شناختی در آن بسیار است.

اللهم ارنی الاشیاء کما هی!

.... در خصوص سخنان شب گذشته رئيس جمهور كشورمان در سازمان ملل اظهار داشت: هر كار درست بايد منطق داشته باشد و يك سخنراني هم هنگامي مؤثر است كه داراي بنيان و نگاه باشد و بتواند مفهومي كلامي به جامعه منتقل كند.

اگر به سخنراني‌هاي رئيس جمهور كشورمان در 5 دوره اخير اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل بنگريم متوجه مي‌شويم كه مسائل مهم مطرح شده از سوي ايشان يك مجموعه و داراي ساختار و داراي منطق فكري است.


به اعتقاد .... هنگامي كه يك كار استمرار مي‌يابد قطعا بيش از اقدامات مقطعي آثار گسترده دارد و صحبت‌هاي احمدي‌نژاد از اين منظر قابل تامل است كه داراي انسجام و به هم پيوستگي و استمرار است.

رئيس جمهور در طول این سالها مواضع كشور ما را اصولي و منطقي و محكم ارائه كرده و امروز شاهد آن هستيم كه رئيس جمهور آمريكا حرف‌هايي تقريبا مشابه حرف‌هاي احمدی نژاد مي‌زند.

وي ادامه داد: قطعا آقاي احمدي‌نژاد تغيير نكرده بلكه حرف‌هاي رئيس دولت آمريكا كه با وجود ادعاي راهبري جهاني تغيير كرده و اگر به درستي به سخنان اوباما در سازمان ملل توجه كنيم متوجه مي‌شويم كه مخاطبان سخنان وي در مقاطعي او را تشویق مي‌كردند كه سخناني نزديك به نظرات رئيس جمهور ايران بيان مي‌كرد.

.... اظهار داشت: حرف‌هاي اوباما را مي‌توان در جهت بازگشت از مواضع خصمانه و زورمدارانه گذشته ارزيابي كرد و اظهارات وي بيانگر آن است كه اين آمريكا نيست كه مشكلات جهان را حل مي‌كند بلكه جهان است كه بايد مشكلات آمريكا را حل كند.

... افزود: سخنان اوباما را مي‌توان در اين جهت ارزيابي كرد كه آنها به نادرست بودن مسيري كه پيموده‌اند واقف شده‌اند و تنها با عرضه اصول و مباني از سوي آقاي احمدي‌نژاد دريافته‌اند كه
تنها راه حل مشكلات امروز جهان پذيرش واقعيت‌ها است.

وي تصريح كرد: حرف‌هاي كه رييس‌جمهور كشورمان بيان مي‌كند حرف‌هاي سياسي نيست كه منحصر به زمان شود بلکه اينها مباني و ديدگاه‌هاي محكم اعتقادي ما است.

... ادامه داد: رييس‌جمهور در سخنان خود منافع انسانها را در نظر مي‌گيرد و آنچه مطرح مي‌كند اهميت‌دادن به جايگاه ملت‌ها در تحول جهاني و مشاركت‌دادن آنها در امور جهان است كه هرگز كهنه نمي‌شود و گرچه با وجود نزديك شدن ادبيات اوباما به ادبيات احمدي‌نژاد اتفاقي در صحنه عمل رخ نمي‌دهد ولي بي‌ترديد صحبت‌هاي روز گذشته رئيس‌جمهور آمريكا در سازمان ملل به عنوان یک سند در میان ملتها مي‌ماند و بررسي صحبت‌هاي رؤساي جمهور سابق و فعلي آمريكا نشانگر تحولات خواهد بود.

... جمهور گفت: امروز مي‌توان اثر پذيري سخنان آقاي احمدي‌نژاد در سطح جامعه جهاني درك كرد و افكار عمومي بيدار شده و از ديدگاه‌هاي ايشان استقبال مي‌كند
و از نكات جالب در اين زمينه نقد آقاي احمدي‌نژاد به وضع موجود دنيا است و راه حل وي براي برون‌رفت از اين وضعيت است.

... افزود: آقاي احمدي‌نژاد در سخنراني خود بسيار روشن به آینده مي‌نگرد و به انسان‌ها اميد مي‌بخشد كه اصلاحاتي كه براي اداره امور جهان مدنظر اوست شدني است و اين نگاه به آينده برگرفته است مكتب فكري اسلام و به طور خاص تشييع است.

وي تصريح كرد: درك همه انسان‌هاي آزادي‌خواه و حق‌طلب به دنبال آينده روشن هستند اما تاكيد آقاي احمدي‌نژاد روي اين مساله منبعث است كه اعتقاداتمان ريشه ‌در انديشه ديني است.

از ... علت حضور احمدي‌نژاد در صحن سازمان ملل هنگام سخنراني باراك اوباما همتاي آمريكايش سوال شد كه وي با زيبا‌ توصيف كردن اين حركت رئيس‌جمهور گفت: آنها مي‌گفتند كه ايران هيچ ايده و حرفي ندارد و جمهوري اسلامي را نظامي خشونت‌طلب و بي‌منطق معرفي مي‌كردند كه اهل تعامل و همكاري جمعي با جهانيان نيست.

... افزود: احمدي‌نژاد با اين حركت نشان داد كه حرف‌هاي آنها نادرست است و كساني كه مي‌خواستند ما را منزوي كنند خود منزوي شده و حالا خود مجبور به ترك صحنه هستند.

وي در پايان خاطر نشان كرد: احمدي‌نژاد با حضور موثر خود در مهمترين مركز جهاني و بيان
اصولي و منطقي و محكم مواضع كشورمان ثابت كرد جمهوري اسلامي در خصوص اداره جهاني با مشاركت ملت‌ها ايده دارد و شما ديديد كه در اجلاس ژنو آنها بودند كه مجبور شدند از صحنه بيرون بروند.

مرتبط:

خميني هيچ كاره است!


+ نوشته شده در پنجم مهر 1388ساعت 14:57 توسط مجید بذرافکن |

صندلی های خالی سازمان ملل، خالی تر باد!


دلمان و قلبمان زخمی و غمین و غصه مند از اقدامات احمدی نژاد است، خب باشد! حراممان باد اگر نگوییم که بعد از اتفاقات اخیر در انتخابات ریاست جمهوی که دعوا بر سر تأویل انقلاب و تفسیر مکتب امام شد، غلط پنداشتم که تکرار سخنان امام و کلیات و اصول را لزومی نیست. لذا باید به سخنان مفسر کبیر انقلاب و خط امام حضرت آقا برویم! اما وقتی حرامزداگی و بی صفتی سیاسی و بی مروتی برخی داخلی ها را می بینم که به اسم انقلاب و امام چه وقیحانه، اصول و محکمات انقلاب را به سخره می گیرند و بهانه شان را احمدی نژاد قرار داده اند، اول در دل نفرینی به احمدی می کنم و بعد تیغ تند کلام امام را به سوی منافقان و خناسان نشانه می روم!

۱. ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست. و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرزمتنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند. و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند.

خمینی کبیر2. نکته مهمی که باید همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قراردهیم این است که دشمنان ما و جهان خواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند. به گفته قرآن کریم، آنها هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند. مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت و شرافت دینی مان را لکه دار نمایند.

3. بعضی مغرضین ما را به اعملا سیاسیت نفرت و کینه توز ی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرارمی دهند و با دلسوزی های بی مورد و اعتراضهای کودکانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند!

4. اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین-علیهم السلام- را بادستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف و آنها ولی و قیم باشند و ما جیره خوار و حافظ منافع آنها. نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایران یکه شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادرکند. ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد.

5. قدرت‏ها و ابر قدرت‏ها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است ادامه مى‏دهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پا برهنه‏هاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مى‏نمايند سلب خواهد كرد .

فرازهایی از پیام قطع نامه

6. ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمى‏كنيم كنار بگذاريم، زيرا اسلام بين كشورهاى مسلمان فرقى قائل نمى‏باشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است از طرفى ديگر تمام قدرت‏ها و ابر قدرت‏ها كمر به نابودى‏مان بسته‏اند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شكست مواجه خواهيم شد.ما بايد حسابمان را صريحا با قدرت‏ها و ابر قدرت‏ها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتارى‏هاى مشقت بارى كه داريم، با جهان برخوردى مكتبى مى‏نمائيم.

پيام امام خمينى به مناسبت سال جديد 1359



آن چه که احمدی نژاد در تریبون سازمان ملل هر ساله گفته و می گوید، چیزی جز بیان و بنان انقلاب نیست، هر چند قصه عمل در جای خود باقی است. اما واکنش دشمنان قسم خورده انقلاب و حامیان خرده ریز و بی خاصیت ریز و درشتان، جز بر ایمان ما در درستی راه و مکتب مان نمی افزاید! البته این مصادیقی که در ذیل خواهد آمد از بوقهای حرامزاده و حرام لقمه ای است که از زنای سیاست و نفت بدست آمده اند! هر چند صاحبان آنها در گوشه و کنار این حقد و کینه را بیرون می ریزند ولی زحمت ما را برای جستن این رگه های نفاق عملی و نظری ساده تر کرده اند!

مرتبط:

سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل مهر ۸۸

نمونه هایی از خناسی:

عکس‌های حاشیه سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل؛ وقتی لبنان هم در سالن نیست

سفر نیویورك بر فضای كشور تأثیر مثبت خواهد گذاشت

احمدی‌نژاد هنگام سخنرانی اوباما، جلسه را ترک نکرد

هولوکاست؛ بخش غایب سخنرانی احمدی‌نژاد در سازمان ملل

شش نکته احمدی‌نژاد برای جهانیان (تیتری است که خبر آنلاین برای متن کامل سخنرانی رئیس جمهور گرفته است)

جناب آینده نیوز یک سوال ساده احتمالا از بنده و امثال این نوشته کرده است: http://www.ayandenews.com/news/13111/

جواب سوال: من که جوابی ندارم! توضیح دادن واضحات برام بسیار سخت است!


مطلب خیلی مرتبط:

احمدی نژاد هیچ کاره است!



بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد! ۱. اين دستاوردها كه مفت به دست نمى‏آيد. تا ملتى فداكار نباشد، تا ملتى بااراده و مصمم نباشد، كه اين چيزها به دست نمى‏آيد. ما بيائيم به خاطر دشمنى با زيد و عمرو و اين دولت و آن دولت و مسئولين اجرائى يا مسئولين كذا و كذا، اصل نظام را زير سؤال ببريم؛ سياه‏نمائى كنيم! كارى كه متأسفانه بعضى از نخبگان سياسى ميكنند.

۲. وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى‏ به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها به‏آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا ميكنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة»! بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد! ديدار مسئولان و كارگزاران حج 15/8/1387

(گوش کنید +)

وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ

انفال ۲۵

و از فتنه‏اى بترسيد كه تنها دامن ستمگران شما را نمى‏گيرد، و بدانيد كه خداوند سخت كيفر است!

تفسیر اطیب البیان +:

در اين آيه مي خواهد همه مؤمنان را از فتنه اي كه مخصوص به ستمكاران از ايشان بوده و مربوط به كفار ومشركان نيست ، بيم دهد و بگويد كه اثر اين فتنه همه را در بر خواهد گرفت ،پس واجب است كه همه با امر به معروف و نهي از منكر به قطع ريشه آن فتنه بپردازند.

تا اختلافات داخلي كه وحدت ، آنها را تهديد مي كند و باعث فرقه فرقه شدن آنهامي شود، از بين برود، چون در غير اين صورت هر دسته اي كه غالب شوند، زمام امور را بدست مي گيرند و مسلم است كه اين غلبه ، غلبه فساد است نه غلبه كلمه حق و دين حنيفي كه خداوند همه مسلمانان را در آن شريك ساخته، پس فتنه همان اختلاف و تفرقه بين امت است كه آثار آن گريبانگير همه مردم مي گردد.

اختلاف در مورد امري كه تمامي امت حقيقت امر را مي فهمند، اما يك گروه از قبول آن سرپيچي نموده و آگاهانه به ظلم و منكر اقدام مي كنند و آن گروه ديگرهم كه حقيقت امر را قبول كرده اند آنها را نهي از منكر نمي كنند و لذا آ ثار سوء آن دامنگير همه امت خواهد شد.

احمدی نژاد یک رسانه است

هاله مکدرتردید،هاله مجهول نور!

 ما ابرقدرت هستیم!  امام خمینی

ما برای عبور از احمدی نژاد شعار می دهیم!

+ نوشته شده در دوم مهر 1388ساعت 13:7 توسط مجید بذرافکن |

احمدی Bye Bye

باسمه تعالي


آقاي احمدي نژاد خداحافظ!

سلام آقاي احمدي نژاد!


 سال 84 به يكباره آمدي و ما سال ها بود از همه چيز نااميد شده بوديم، در ناصيه ي شما اعتقاد راسخ به اسلام، انقلاب و ولايت روزنه اي از اميد را د دلمان روشن كرد. فكرش را بكن؛ بعد از هشت سال حاكميت اصلاح طلبان، مجلس ششم، كارگزاران، كوي دانشگاه، روزنامه هاي زنجيره اي، تحقير حزب الله، آبروريزي هاي پي در پي بين المللي، فشار به ولايت و... حالا كسي آمده كه به هيچ كس بدهكار نيست...دست آقا را مي بوسد...كت و شلوار نمي پوشد...مي گويد نوكر محرومين است...تكبر ندارد...اهل زد و بند نيست... ما به همين راحتي ها شيفته مي شويم... اصلاً اين عادت آدم هاست كه از ديدن خوبي ها زود ذوق مي كنند...فألهمها فجورها و تقواها.......


چهار سال فحش خورديم و دفاع كرديم. نوشتيم. گفتيم. فرياد زديم. از اين سخنراني به آن سخنراني، شده بوديم سخنگوي شما. ديگر گوشت هم گران مي شد به من زنگ مي زدند! چه برسد به كردان...به مشائي...به... كاش بودي سر كلاس هاي آخر ترم كه دانشجوهاي دانشگاه هنر مي پرسيدند به چه كسي رأي مي دهي و من كه پاسخ مي دادم با تعجب نگاهم مي كردند و حرفهايي ميزدند! راستش دست آقا را ديديم كه روي سر شماست و لبخندش را كه راضي است. سخنان دوم شهريور پارسالش همه ي شك و ترديدهايمان را گرفت و ما را كرد يكپارچه سرباز براي دفاع و حمايت از شما... نه از تو كه از ولايت، از علي.


ذوق و شوقمان در روزهاي منتهي به انتخابات صد چندان شد. مصلّي امام خميني(ره) را كه ديدي؟ چند صد هزار نفر مشتاق: دانشجو، بسيجي، كارگر، بدحجاب، پدر شهيد، همه بودند. چقدر گريه كردم وقتي كه مادر شهيد صياد شيرازي براي تو دعا ميكرد و رضازاده كه فرياد مي زد يا ابالفضل. مطمئن بودم اينبار هم برنده اي. مگر ميشود كه برنده نباشي؟ آنهمه عشق و اشتياق كه مردم محروم و نجيبمان در سفرهاي استاني به پايت ريخته بودند مايه ي دلگرمي مان بود. ومن مطئن بودم كه تعداد روستائيان و محروماني كه در اين 4 سال به اعتقاد راسخت به خدمت مطمئن شده اند خيلي بيشتر از تهران نشين هاي خوش نشين و سبز پوش است.


به تو رأي داديم. و تا قيام قيامت از رأيم دفاع خواهم كرد. رأي دادم چون چهره ي نفاق را در جبهه ي طرف رقيبت ديده بودم و دندان هاي هار كينه توزاني را كه براي دريدن جامه ي ولايت بهم فشرده شده بودند. رأيم را پس نخواهم گرفت. فرزندان روح الله آموخته اند در هر زماني به تكليفشان عمل كنند و تكليف ما ، بدون هيچ ترديدي، رأي دادن به تو بود كه خط امام و انقلاب را احيا كرده بودي و پس از سال ها آبروريزي دوباره در جهان آبرومندمان كرده بودي.

آقاي احمدي نژاد!

طعم خوش پيروزي گفتمان امام در وانفساي نفس پرستي هاي پس از انتخابات، زهرمان شد. مرديم از دلواپسي براي انقلاب و مريض شديم از خون دل خوردن. در نماز جمعه با آقايمان گريستيم...در تنهايي مسببانش را لعنت كرديم و شبها پاي اخبارهاي خارجي دندان هايمان از دروغ ها و هتاكي ها بهم مي سابيديم. 


شده بوديم مرغ سر كنده...آش نخورده و دهن سوخته...از دوست و رفيق فراري و از خودمان حتي متواري كه اين بزرگان ريش سفيد و استخوان تركانده ي انقلاب چرا ساكت اند و آقا چرا اينقدر تنهاست.


بيانيه پشت بيانيه، دروغ پشت دروغ، تهمت سر تهمت، و فاصله ها روز بروز بيشتر و بيشتر. دلخوشيمان اين بود كه دولت اسلامي خواهد آمد و اين تو بميري ها نه از آن تو بميري هاي گذشته است. هر وقت در جر و بحث هاي دانشجويي درباره برخي اعضاي كابينه مورد سوال قرار مي گرفتم مي گفتم: «دست دولت اسلامي خالي است. ما بايد نيرو تربيت كنيم. قرار نيست كه مثل تكنوكرات ها عمل كنيم. انشاءالله كابينه دهم كابينه اي مطلوبتر خواهد بود» و اميد داشتم كساني چون الهام و باقري لنكراني و فتاح و محسني اژه اي بازهم پيدا شوند...بالاخره قرار بود رويش داشته باشيم...ساده زيست، خلاق و پركار، ولايي...


ماجراي تعلل شما را در عزل مشائي كه يادتان هست؟ اين اولين باري بود كه هيچ پاسخي براي توجيه شما پيدا نكردم و سرافكنده شدم. ديگر براي رجانيوز و روزنامه ايران يادداشت ننوشتم...وبلاگم را آپ نكردم... سخنراني هم نرفتم...بعدتر ها چيزهاي جديدتري هم رخ داد. برايم پيغام آوردند كه برخي اساتيد اخلاق گفته اند براي شما دعا كنيم! يعني كار به اينجا كشيده است؟!


آقاي احمدي نژاد! 


شنيده هاي پشت پرده را نمي گويم...بگذار پشت پرده بماند. ولي بدان زير تيغ سوال هاي رفقا درمانده مان كردي. سرمان را نمي توانيم بالا بياوريم. كابينه ي جديد را كه معرفي كردي بهت زده شديم. نه از آمدن جديدها –مباركشان باشد- بلكه از رفتن كساني كه مايه ي اميدواريمان بودند. بسلامتي معاون اولتان را هم كه ديروز پريروز منصوب كرديد. برايتان اسفند دود خواهم كرد... و آرزوهاي بلندبالايم را براي نظام اسلامي در آن خواهم ريخت.


در بازار مكّاره ي تهمت ها و هتاكي ها به حضرت آقا منتظر بوديم تا مهره هاي شطرنج تو بازي را عوض كند. آنوقت سرمان را بالا بگيريم و بگوييم دليل حمايت آقا اين بود. ولي تو هر روز دردي بر دردهايمان افزودي. بالاخره رئيس جمهوري...اختيار دار كابينه ات كه هستي...از قديم گفته اند صلاح مملكت خويش خسروان دانند. الان هم خود داني ولي از ما خداحافظ!
خداحافظ آقاي رئيس جمهور!


ديگر روي ما حساب نكن. ما در ركاب تو نبوديم كه سرباز ولايت و فرزند روح الله كبير هستيم. روزي زير بيرق تو سينه زديم چون پرچم دارمان بودي ولي پرچم را زمين بگذاري زمينت مي گذاريم و آنوقت زمين گير مي شوي...آنقدر كه شايد به آخر خط چهارساله ات هم نرسي.


این یادداشت ارسالی یکی از دوستان شفیق و صدّیق است که مدتی مهمان وبلاگستان بود و رفت!

تیتر از من است و حرفها را تا نیمه گفته است و حرف آخر حدیث شریف نبوی باشد که آقای احمدی نژاد:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

از فراست مؤمن بترسيد كه او با نور خدا مي نگرد

اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052




+ نوشته شده در بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 14:53 توسط مجید بذرافکن |


دفاعیات، ملاحظات، اعترافات هر چه که دوست دارید نامش دهید! شما اصلاح طلب هستید؟ شما اصلاحاتتان نیاز به خون داشت! شما که خود جانباز اصلاحات هستید دیگر چرا؟ حال نوشتن ندارم! دفاعیات یک چپ ایرانی قبل انقلابی را بخوانید و یک راست بعد انقلابی مقایسه کنید؟ خداییش شرف ندارند!

بگویید کردیم! خوب کردیم! دفاع کنید! محکم! بهترین تریبون را دارید! به خاطر آن بدبختهایی که بیرون منتظرند تا یک کلمه شجاعانه از شما بشنوند و اشک غروری بریزند، به جای این همه غم و غصه و درد و فغان!

یک کلمه بگویید شکنجه شدیم، یک کلمه بگویید تقلب شده است، یک کلمه بگویید مردم از شدت خفقان، خفه شده اند! یک کلمه علیه جمهوری اسلامی حرف بزنید! چرا چرا چرا!

بهزاد نبوی تو یک کاری بکن! خدایا این بهزاد نبوی از خودش دفاع کند!

بخشی از دفاعیات خسروگلسرخی:

اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده‌ است دستگير مي‌شوم. تحت شكنجه قرار مي‌گيرم (يكي از عمال ساواك فرياد مي‌زند:دروغه) و خون ادرار مي‌كنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل مي‌كنند آن‌گاه هفت‌ماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار مي‌گيرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئه‌گر در اين دادگاه محاكمه مي‌شوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني مي‌شوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاه‌هاي شما آن‌ها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند مسلسل بدست مي‌گيرند. بايد به دنبال علل اساسي گشت معلول‌ها فقط ما را وادار به گلايه مي‌كند چنين است كه آن‌چه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه مي‌كند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه مي‌كند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد با تمام اين خفقان مي‌توان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار مي‌كند و مي‌جنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين مي‌مالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم،‌ در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ،‌ ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نمي‌دهند، چرا كه واضح است آن‌چه كه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي ميشود مي‌باشد.توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد،‌ خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بل‌كه في‌المثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشاره‌اي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقان‌ها و خان‌ها كه ما مي‌خواهيم بياييم و بجاي دهقان‌ها بار ديگر خان‌ها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگامي‌كه برده داري تمام مي‌شود ،‌ هنگامي‌كه فئوداليسم به سر مي‌رسد،نظام بورژوازي درمي‌رسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اين‌كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود ناگزير است كه به رفرم‌هائي دست بزند....

مرتبط: شرف چپ به راست/شرف سرخ به سبز/شرف اشرف به میر(1)

+ نوشته شده در چهارم شهریور 1388ساعت 13:51 توسط مجید بذرافکن |


همیشه از چپ ها بیشتر از راست ها خوشم می آمد! شاید چون نفاقشان زودتر لو می رود شاید چون کار تشکیلاتی را جدی تر در برنامه دارند. شاید چون زیاد وقت تلف نمی کنند و زود دست به اسلحه می شوند. اگر همه این ها «شاید» باشد. ولی باید گفت حتما چپ ها شرف و مردانگی بیشتری از راست ها دارند.

به این خبر توجه کنید: +



کدامیک از بزرگان جنبش سبز به خاطرعقایدشان یک سیلی خورده اند؟؟؟


حالا این را کنار این زبان درازی و بوق کشی جان باختگان حوادث اخیر بگذارید.وجدانتان قاضی،کدامیک مردترند!


مرتبط: آثار خون در ماشین عبدالله رمضان زاده بعد از تحویل آن به منزل +

خبر بالا با این اقرار مطبوعاتی آقای رمضان زاده که هفتاد و چهار روز زندان بوده است کذب محض است: چون 2-3 ساعت پس ازانتخابات دستگیرشدم از تقلب خبر ندارم*من در انفرادی بودم و این هفتاد و چهارمین روز حضور من در انفرادی است! +

+ نوشته شده در نهم مرداد 1388ساعت 12:58 توسط مجید بذرافکن |


آقا خیلی آقایی!+

من مى‏بينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضى‏ها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنيد، بى‏عدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود. 

همه به وظائفشان عمل كنند؛ سعى كنيد. سعى كنيد. ما كه عرض ميكنيم همه به وظائفشان عمل كنند، اين معنايش اين نيست كه حالا ما به همه‏ى وظائفمان، خودمان عمل ميكنيم؛ نه، «و ما ابرّئ نفسى»؛ بايد سعى بكنيم ديگر؛ تلاشمان اين باشد؛ تقوا اين است. تقوا يعنى تلاش و مراقبت براى انجام وظيفه؛ اين معناى تقواست. اين تلاش را داشته باشيم، يك وقت هم اگر چنانچه لغزشى پيش آمد، آن وقت خداى متعال عفو خواهد كرد؛ خداى متعال آن وقت از لغزشهاى ما خواهد گذشت؛ آن وقتى كه ما مراقب باشيم.




احمدی نژاد تو مشایی رو انتخاب کردی! 

متاسفانه علیرغم خواست قلبی حزب الله و همان طور که انتظار می رفت مشایی از سمت قبلی کناره گرفت و احمدی با دلخوری مجبور شد و بی ادبانه به آقا گزارش داد! آقا، آقایی کرد! احمدی نژاد بی ادبی کرد و نامه ای واله و شیدا برای محبوبش مشایی نوشت و رئیس دفترش کرد و طبق این نوشته متاسفانه بین عشق رهبری و عشق مشایی، مشایی را انتخاب کرد!

آقا فرمود صبر کنیم و صلاحیت های تو را در نظر آوریم. صبر می کنیم و تو را از همه صلاحیت هایت ساقط نمی کنیم. اما آقای احمدی نژاد منتظر باش، منتظر باش، منتظر فراست و بصیرت مومنین باش!

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

از فراست مؤمن بترسيد كه او با نور خدا مي نگرد

اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله
سنن ترمذي ، كتاب تفسير القرآن ، ح 3052


مطلب اصلی این پست، در سیزدهم اردیبهشت ماه امسال نوشته شده است. تا دی شب به دلیل نوشته های خارج از شماره حزب الله و دوستان ارزشی نیازی به نوشتن مطلب جدید نبوده و نیست! ولی به جهت عرض ادب و سربازی به محضر حضرت آقا چند کلامی ابتدای مطلبی قدیمی اضافه می شود:

این مطلب پس از انتشار در این وبلاگ از سوی رسانه های خناس وسواس به گونه جالبی بازنشر شد:

مجید بذرافکن، کارشناس خبرگزاری فارس: حزب الله مشایی را خواهد کشت

بنده کارشناس خبرگزاری فارس نیستم و فقط یک بار در یک نشست وبلاگی با موضوع سالگرد سوم تیر شرکت کردم. در ضمن از کسی دعوت نکردم مشایی را بکشد!

از آن جایی که هنوز مولف زنده است و می تواند مطلب خود را شرح دهد، اضافه می شود که:

ترجمه ساده آیه ای که در ذیل آمده است این است، دو عشق در یک دل نمی گنجد! لذا پیشنهاد بنده این بود که اگر احمدی نژاد عرضه ندارد بین عشق آقا و عشق مشایی یکی را در قلبش انتخاب کند، حزب الله این زحمت را به خود می دهد و به شکل مقتضی این مسئله را هر چند با سختی و تلخی همراه است حل می کند!

کوتاهی کردیم نمی دانیم دیر جنبیدیم نمی دانم، اشتباه کردیم، نه ما اشتباه نکردیم، تا نوبت به رهبری برسد و و گره گشایی نماید! البته از کوتاهی و تنبلی و تقصیر خویش در این ماجرا نباید خود را ببخشیم!

اما ما از اول هم به عشق رهبری از احمدی نژاد و خط او حمایت کرده ایم و تا زمانی که در این خط باشد مبتنی بر بصیرت خویش همین کار را خواهیم کرد. اتهام وانهادن آرمانها و معیارها و چسبیدن به اشخاص به ما نمی چسبد! چه می توان صدها مطلبی را که طی این چند سال در نفی و طرد انحرافات احمدی نژاد ، بدون وجود مخالفت صریح آقا نشان داد. حزب الله آنقدر هم بی بصیرت نیست که عنان و افسار خویش را مطلق و بی محابا دست کسی بسپارد اما به طور طبیعی یک نفر و یا اشخاصی هستند که علمدار این خیمه می شوند. 

آنهایی که «چشم و گوش بسته پیرو احمدی نژاد شدن» را بر ما خرده می گیرند، بگیرند! چه آنها به خوبی می دانند حمایت از احمدی نژاد تبعیت محض از رهبر حکیم انقلاب و ولی امر مسلمین است. اما ترس از رسوایی، سبب شده تا در پرده ای از نفاق خزیده و مصداق این تبعیت را برجسته  کنند. 


لذا تیتر صریح تر ما برای امروز این است:

احمدی نژاد یک عشق! یا مشایی یا رهبری!



بسم الله

ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه (4 احزاب)

خداوند برای هیچ کس دو قلب در درونش نیافریده


مدتی است دل و جان حزب الله از جهالت و لجاجت احمدی نژاد در مسئله ای کوچک و جزئی خون شده است. اما نزاکت و نجابتش به او این اجازه را نداد تا دم برآورد و در این روزهای حساس آب به آسیاب دشمنان انقلاب بریزد. ایرانیان خارج از کشور و جذب سرمایه های آنان، روز ملی خلیج فارس و همایش های عجیب و غریب دیگر که بیشتر یادآور وزارت ارشاد دوره مقبور اصلاحات است.

آقای احمدی نژاد چه کسی است که نداند سر و جان حزب الله در طبق اخلاص و بر کف دست ایثار و فداکاری در راه آرمانها و اهداف انقلاب و امام و رهبر عزیز انقلاب لحظه شماری می کند. هر چند مزوران و سالوسان تهمت حمایت کورکورانه از شما را بر آنان زدند اما آن چه که بر همه مشهود است آن است که حزب الله، حتی آن روز که احساس کرد دفاع از هاشمی رفسنجانی دفاع از نظام و انقلاب است، خار اشرافیت در چشم و استخوان طاغوت زدگی مسئولان در گلو از او حمایت کرد. آقای احمدی نژاد مسئله آن قدر سخت و جدی نبوده و نیست که بخواهیم تاریخ پرستاره حزب الله را در بصیرت و عمل انقلابی اش به شما یادآوری شود، چه خود یکی از آنان هستید. جناب رئیس جمهور آب و برق و قیمت گوجه و سیب زمینی آن چیزی نبود که ما نگران آن باشیم. حتی سفرهای استانی و ساده زیستی هم تحفه کم یابی نیست که در جهان نظیر آن یافت نگردد. آن چه که چشم ها را به سوی شما درخشان و قلبهای مومنین را به سمت شما گردانیده است تبعیت و سربازی محض قبلی و ان شاء الله بعدی شما نسبت به ولایت بوده و خواهد بود.

ازسویی اقدامات و پیشنهادات مبتذل و پیش پاافتاده ای چون نظرات و ایده های بی خاصیت و بی اهمیت و اولویتی از یکی از اشخاص مقرب حضرتعالی صادر می شود. اما آن جناب با کمال تاسف و تاثر با آنها برخوردی ولایی و مریدانه می کنید، و خود را در تقابل با مرجعیت و ولایت فقیه کشانده اید. بارها در اظهارات خصوصی و علنی اظهار کردید که تکلیف ما را مرجعیت مشخص نمی کند بلکه این ولی فقیه است که در مسائل حکومتی نظر می دهد. هر چند چنین حرفی صحیح است ولی کاش این حرف را برای طرح هایی چون تقسیم اراضی و اموال سرمایه داران و مرفهان بی درد از شما می شنیدیم که از زمان ابتدای انقلاب بر زمین مانده است. امروز فرمان از سوی ولی صادر شد و حکم حکومتی ایشان منتشر گشت.+این گوی و این میدان....

البته کسی از شما انتظار عصمت از گناه و تنزه از خطا نداشته و از هیچ کسی ندارد ولی آن چه که حزب الله را با شما سر پیمان اخوت و مودتی است ولایت پذیری و گوش به فرمانی رهبرحکیم انقلاب بوده و هست.
جناب رئیس جمهور:

حدیثی از امیر المومنان علی (ع) در تفسیر این آیه می خوانیم که فرمود: لا یجتمع حبنا و حب عدونا فی جوف انسان، ان الله لم یجعل لرجل قلبین فی جوفه، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا کما یخلص الذهب بالنار لاکدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارک فی حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه

« دوستی ما و دوستی دشمن ما در یک قلب نمی گنجد چرا که خدا برای یک انسان دو قلب قرار نداده است، که با یکی دوست بدارد و با دیگری دشمن، دوستان ما در دوستی ما خالصند همانگونه که طلا در کوره خالص می شود هر کس می خواهد این حقیقت را بداند قلب خود را آزمایش کند اگر چیزی از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم».

تفسیر نمونه جلد 17 ص 194

انسان یک قلب بیشتر ندارد و در این قلب جز عشق یک معبود نمی گنجد، آنها که دعوت به معبودهای متعدد می کنند، باید قلبهای متعددی داشته باشند، تا هر یک را کانون عشق معبودی سازند!



اگر شما قدرت بیرون کشیدن این غده بدخیم را ندارید دستان با کفایت حزب الله دربرابر چشم همگان به ضرب شصتی، دامان دولت انقلابی و مکتبی را از این وصله ناچسب منزه کند.

فان حزب الله هم الغالبون

قطعا لینک این مطلب جهت طعن و کنایه دشمنان دانا و دوستان نادان، به رئیس جمهور مکتبی بی پاسخ نخواهند ماند!

+ نوشته شده در سوم مرداد 1388ساعت 19:12 توسط مجید بذرافکن |

بگم؟...بگم؟... حیف که نمی شه، بگم!

البته استفاده از ایجاد انتظار در مخاطب یکی از شگردهای معلمان و اساتید است، و معلم رئیس جمهور نیز در مناظره خود در برابر موسوی زمانی که از مدرک جعلی وزیرپیشنهادی کشور، دولت نهم، به میان آمد، به صورت «مقابله به مثل» از زنی متقلب به میان آمد و باقی ماجرا...!

این چند کلمه برای راحت کردن خیال مخاطب عجول باشد، که جملات و ادامه مطلب ربط «مستقیم»ی به ماجرای مدارک غیرقانونی میرحسین موسوی، شیپورچی قانونگرایی ندارد!

«جریان آزاد اطلاعات» و «آزادی مطبوعات» سوغات های فرنگی که در دوره مشروطه با امر به معروف و نهی از منکر خلط شد، را نباید ستودنی و ستاندنی دانست. چرا که این دو راه حل برای نظارت بر قدرت افسارگسیخته نفس اماره «فردی» یا «جمعی» خود نیز منبعث از نفس اماره ای است که در دست عده ای حرفه ای به نام ژورنالیست یا اهل مدیا افتاده است. اثبات شیء هم، وقوع همین فضای رسانه ای جهانی که صرفا جهت و رنگ حقیقت بسته به جهت و رنگ، دلار و یورو و دینار، دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:40 توسط مجید بذرافکن |

صف اول نماز جماعت امامزاده صالح تجریش -امام زاده بالاشهری های تهرانی- نشسته ام!درست پشت سر امام جماعت مشغول نافله عشا، گوش است دیگر نمی توانم جلوش رو بگیرم، می شونم که یک نفر نشسته کنار امام و از او می پرسد :«... یک حالتی که الهام می شه، یک حالتی که هر اتفاقی که می خواد بیفته متوجه می شود[یا می شوم]!» -اونقدرها هم بلندنمی گفت که من درست بشنوم ولی هر چه بود یک حس خاص الهی برای خودش یا یکی از آشنایانش پیش آمده بود. کارشناس مذهبی و مَحرَمی که انتخاب کرده بود،«حجت الاسلام ادیبیان» امام جماعت حرم امامزاده شمال شهری است! چندان برایم جذاب نیست، که بدانم چه می گوید، نمازم تمام شده، جورابهایم را پا می کنم! اولا که فضول نیستم ثانیا از این مسائل زیاد پیش می آید! وقتی یکی از دوستانم که ابن الآخوند است می گفت یک چند سالی است تعداد آدمهایی که نزد پدرم می آیند و می گویند شاهد خورشیدی هستند که از غرب طلوع می کند و امثال آن زیاد شده است! تعجب نکردم! حتی خودم شاهد بودم که حضرت آیت الله حسن زاده آملی نقل می کرد که یک کاسبی نزد ایشان رفته و گفته که هنگام اذان و اقامه بعد از گفتن اشهد أنّ علی ولی الله صدا از زاویه دیوار مقابل می آید که و أشهد أنّ فاطمه حجه الله علی الحجج!

البته گفتن این مطالب نزد مردم عادی ممنوع شده است، چرا که اولا تخصص و ورودی به این مسائل ندارند و از دیگر سو این تجارب معنوی کاملا شخصی و زمان مند است و برای غیر، باعث انحراف اذهان می شود! تبعا علمای ربانی و فقهای وارسته که خود صاحبان این کرامات و این مقامات هستند می توانند فرد را از شیطانی بودن و یا رحمانی بودن این حالات روحی و غیرجسمی که بر دیگران پوشیده است، خبر دهند!

اما چه کنیم که اطرافیان مرجع عالیقدر و فیلسوف و فقیه و شاگرد برجسته امام، در قم هم چون دل کوچک من قدرت نگه داری راز و امانت مردم را نداشته اند. مثل منی که چهار ساعت بعد از شنیدن آن چندجمله آنها را در وبلاگم نقل می کنم! او فیلمش را منتشر می کند!

بعد از سالها هنوز این مسئله حل نشده است که چرا احمدی نژاد ماجرای «دیده شدن هاله نور در کنار او توسط یکی از حضار و نقل آن برای آیت الله جوادی آملی» را انکار می کند؟ این بار آقای کروبی که نقش ترمز بریده را در سه قلوهای افسانه ای بازی می کند، مطرح شد؟ با آب و تاب و بالا و پایین و ... سایت آینده نیوز هم زحمت کشیده فیلم را با دو استنکار احمدی نژاد در برابر خبرنگاران داخلی و خارجی منتشر کرده است! سایت آینده همان بازتاب سابق چون دیگر دوستان صداقت سنج، ایمان احمدی نژاد را نفی و کذّاب بودن او را اثبات می کند!!!

در مقدمه بالا همه حرف آمده است! ولی جهت فهم بیشتر مخاطبانی که چندان با قلم و بیان نگارنده آشنا نیستند اضافه کنم: اگر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک چنین ماجرایی بر او گذشته باشد، باید آن را برتریبون ها نقل کند و مردم را با آن بفریبد، یا بهتر است نزد عالم و کارشناسی بازگو کند تا او را راهنمایی کند!

جهت یادآوری باید گفت دقیقا همان هایی که این قصه را نقّّالی می کنند، خودشان هم بر این طبل می کوبند که مملکت را نمی توان با خرافه اداره کرد و رئیس جمهور را به عوام فریبی متهم می کنند! آیا منظور آنها از اداره مملکت بیت آیت الله جوادی است و عوام فریبی منظورشان خود آیت الله جوادی است!

مسئله ای که یکی از دوستان با پیامک از من می خواهد و برای خیلی از دوستان دیگر نیز لاینحل مانده، سوال از علت فرار احمدی نژاد از جواب مستقیم به این ماجرا است!

وقتی خوب به این مسئله فکر می کنی می بینی احمدی نژاد نفیا و اثباتاً نمی تواند جوابی بدهد! چون جنس مسئله ای که در آن «مَحرَم خانه» که نامحرمان حضور داشته اند، گذشته است از سنخی نیست که بخواهد برای عموم مردم بیان کند!

اگر بخواهد آن را تأیید کند، خود به دست خود بر اتهام خرافه گرایی و عوام فریبی صحه گذاشته است! فراموش نشود این مسائل اصالتا به هیچ وجه خرافه نیستند بلکه تجربیات شخصی معنوی افراد هستند که جز کارشناسان نمی توانند نظر بدهند!

اگر بخواهد آن حرف را تکذیب کند، مرتکب دروغ شده است! لذا احمدی نژاد مثل دو سوالی که نجف زاده و خبرنگار خارجی از او پرسیده اند، در جواب مهدی کروبی نیز، سعی می کند نه به این سوال پاسخ بدهد و نه به این سوال پاسخ ندهد! اما فضای رسانه ای چشم و گوش ها را پر کرده است که احمدی نژاد دروغگو است لذا دیگر دقت نمی کند که این بشر چگونه می خواهد از این مسئله فرار کند! فرار بله فرار!

اگر این مسئله کرامت و معجزه ای است که برای او رخ داده است، پس اثبات کردن آن خلاف تواضع و سیره شایع کتمان مقام معنوی اهل دل است! و اگر این مسئله رخ نداده باشد جز خود کسی که این مسئله را برای احمدی نژاد نقل کرده است و خدای متعال و آگاهان غیب نسبت به این مسئله آگاه نیست!

اما نکته پایانی و بسیار مهم که نباید فراموش کنیم، این است که: چه کسانی و به چه دلیل هر گاه صحبت از سیاست خارجی دولت نهم می شود، این مسئله را متذکر می شوند و به صورت صفر و یک خواستار پاسخ به این شبهه هستند و جواب مطلوب خود به آن را تعیین کننده عدم صداقت و حقانیت صددرصدی احمدی نژاد عنوان می کنند!

مسئله چیست؟ مسئله ذکر نام ائمه معصومین صلوات الله علیهم بر منابر جهانی به نام سیاست خارجی است! مسئله آن است دعوت مردم به عدالت و معنویت اسلامی و مهدوی در جهان، کاری خجلت آور است و دور از سیاست رایج این دوستان روحانی و غیرروحانی است! آنها مشکل خود را با سیاست خارجی «دعوت محور» نبوی و مهدوی علنی نمی کننند، بلکه تلاش می کنند با حاشیه سازی و اتهام زنی به فرع، بدون اشاره به اصل، مرکز را مخدوش کنند!

البته شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و امثال آنها، در برابر ملت متدین ایران جرات سوال از علت نام بردن امام زمان در سازمان ملل و ژنو و... را ندارند، ولی غصه و عقده آنها از این ماجرا آنها را بر این می دارد تا نسبت به رئیس جمهور محجوب و مأخوذ به حیا با شعار «ما نمی خواهیم پرده دری کنیم» «ما اهل متانت هستیم» هتاکی کنند، و با قیافه حق به جانب و نگاه صادق بر کذاب عقب می نشینند، و تو بر میخ آهنی هزار باره بکوب و بر مَشک محکمتر بزن که او عرضی ندارد ولی تو زحمت خود داشته ای!

پس فراموش نکنیم آنها هاله مکدّر تردید و خجلت خویش را از تاکید بر مواضع انقلابی و اسلامی رئیس دولت نهم با هاله نور پنهان می کنند! ولی نور همیشه بر تیرگی غلبه خواهد کرد!

+ نوشته شده در هفدهم خرداد 1388ساعت 2:8 توسط مجید بذرافکن |

امشب شب وفات امام زاده که نه، پیغمبر قرن بیستم است. امشب عزاداری نائب الامام عصر ظهور صغری هستیم. در تاریخ بلند و خونین شیعه هیچ مرد و ابرمردی از ما با مرگ عادی نمرد و نمرده است که گویی روایت معصوم که فرمود: «هیچ کس از ما به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است مگر به شهادت یا زهر»  برای اصحابشان نیز صدق می کند.

 

امامِ سربازان آخرالزمانی اباعبدالله الحسین هم با زهر کشنده ای از دنیا رفت؛ خودش گفت. زهر کشنده ای که خودش سرکشید؟!.... گفت من به کارشناسان اعتماد دارم اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردم و به اعتبار همان کارشناسان زهر را سرکشید.

 

امشب به یاد او مجلس اگر گرفتیم روضه خواهیم خواند روضه 598 . روضه می خوانیم چون روضه های جد غریبش حسین! روضه هایی که به ما بفهماند نباید 598  تکرار شود.  598 نباید تکرار شود! نه چون صلح تحمیلی حسن با زور شمشیر! و نه چون حکمیت تحمیلی چون امیرالمومنین از زور حماقت و بلاهت دوستان!

 

                                                                       خمینی خمینی تو پیش حسینی!

 

فرموده اند روضه های صحیح بخوانید:

 

مقتل را باز می کنیم صحیفه نور جلد بیستم صفحه دویست و سی و نه به تاریخ بیست و نهم تیر ماه هزار سیصد و شصت و هفت شمسی:

 

 خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا! كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت، تو خود اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي كنم. و بدا به حال آناني كه در اين قافله نبودند، بدا به حال آنهايي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساكت و بي تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند. 

 

من باز مي گويم كه قبول اين مساله براي من از زهر كشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.

 

مردم عزيز و شريف ايران! من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مي دانم و شما مي دانيد كه من به شما عشق مي ورزم و شما را مي شناسم، شما هم مرا مي شناسيد، در شرايط كنوني آنچه موجب امر شد،تكليف الهي ام بود. شما مي دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگيم، اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گذشتم و اگر آبرويي داشته ام با خدا معامله كرده ام. 

 

آخرین روضه باز قلم خودش خطاب به اعضای دفتر:

 

توجه داشته باشید که باید دور سخن گفتن مرا ولو یک جمله دعا خط بکشید. مجاری تنفسی من بیمار است، و حالا هم که جنگ درکار نیست. زحمت به من ندهید لذا اینکه مثلا خانواده شهدا و امثال آن بیایند و من دستی تکان دهم، مضایقه ندارم.

7/8/67

روح الله الموسوی الخمینی

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العن العصابه التی جاهدت الخمینی و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العن جمیعا.

 

 

+ نوشته شده در یازدهم خرداد 1388ساعت 16:41 توسط مجید بذرافکن |

انا لله و انا اليه راجعون


عمليات رمضان پس از عمليات هاي «غرور آفرين» بيت المقدس و فتح المبين به شكست انجاميد. امروز اگر سردارها بپرسي جوابهاي شنيدني اي دارند. ديروز اگر از بسيجي ها مي پرسيدي جوابهاي غريبي دارند: شايد طلاهاي شهر بصره چشم بعضي از بچه ها را گرفته بود، شايد ما مغرور شده بوديم ...

قطعاً اين سخنان ديروزي در محضر عقل امروزي قابل اثبات نيستند!

وقتي تيم كشتي ايران دوم شد. از ذهنم گذشت. وقتي تيم فوتبال ايران بازي را واگذار كرد. مطمئن شدم. هر چند نبايد از قلت عدد در راه حق ترسيد ولي تواصي به حق و صبر هم تأثير دارد.

«گفت: ديدي باختيم. احمدي نژاد مي خواست سوء استفاده كند از حضور تماشاگران و اينها، خدا زد تو حالش!
گفتم: حتي اگر در ذهن خودش هم نگذشته باشد. آنهايي كه اين كار را توصيه كرده اند اگر ذهنشان گذشته است قطعا در اين غش در اخلاص و عدم كاميابي تأثير مستقيم داشته است.»

علم به نفوس افراد امكان پذير نيست ولي نگاه كلي واستشمام دورادور اين بوي نامطبوع و وجود چنين خط كجي را تأييد مي كرد.

قطعاَ هيچ كس اخلاص مجاهدت مجاهدان امروز و ديروز خدا را زير سوال نمي برد. اما سخن از سنتي از سنن الهي است كه خداوند براي دوستان خود از در رأفت و محبت، سيلي و قفايي مي زند تا بر خدا توكل نكنند و جز او هيچ نبينند.

«ما خودمان هيچيم هيچ، ابداً.
اگر يكيتان خيال بكنيد كه خودتان هم يك چيزى هستيد، بدانيد خطا كرديد. خودمان هيچيم. اين صداها هم كه مى‏كنند، خمينى كذا، اينها هم بيخود است، بيهوده است. خمينى هيچكاره است. كار دست يك قدرت بزرگى است كه او انجام داد؛ آن است كه كار دستش است. آن است كه مى‏تواند يك جمعيت بى‏سلاح را بر يك قدرت بزرگ موفق كند و پيروز كند. تا خودتان را، [دائماً] مى‏بينيد كه من كذا و شما كذا، يك بشرى را مى‏بينيد و چه مى‏كنيد، اين فايده ندارد. ما برادر هستيم. همه با هم بايد توجه كنيم به خداى تبارك و تعالى، و با اتكال به خداى تبارك و تعالى، ان شاء اللَّه پيروز مى‏شويم.»

4 دى 1358سخنرانى در جمع كارگزاران مسجد قبا و دانشجويان مريوان (توطئه بر ضد اسلام) قم. صحيفه امام، ج‏11،ص:421


روزهاي يزد روزهاي اصفهان، عكسهاي اصفهان عكسهاي يزد. چه كسي چنين كاري كرده است؟ خادمان ملت! ابدا!

تعز من تشاء و تذل من تشاء! مبادا باد غروري در دِماغها بپيچد كه اصفهانووو... يزدووو...

خداوند قبل از اين كه به اشخاص نگاه كند به «اقوام» نگاه مي كند. حتي تغيّر انفسي ما مجاهدان تماشاگر نيز در قدَر مقدور اين لشكر شريك مي شويم. البته جايگاه رهبران و كارگزاران مبسوط اليد، نقش جدي تري در اين تعيين قضاي الهي دارند. ولي خوانندگان اين وبلاگ عمدتا از غيركارگزاران هستند. نتيجه گيري اخلاقي اين باشد كه حزب الله نبايد به كثرت عدد خود بنازد و نه بر قلت عدد خود بنالد!

«قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه وتنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است ادامه مى‏دهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه‏هاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت‏ را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مى‏نمايند سلب خواهد كرد. آرى، شعار «نه شرقى و نه غربى» ما، شعار اصولى انقلاب اسلامى در جهان گرسنگان و مستضعفين بوده و ترسيم كننده سياست واقعىِ عدم تعهد كشورهاى اسلامى و كشورهايى است كه در آينده نزديك و به يارى خدا اسلام را به عنوان تنها مكتب نجاتبخش بشريت مى‏پذيرند و ذره‏اى هم از اين سياست عدول نخواهد شد.»

پيام به مسلمانان ايران و جهان و زائران بيت الله الحرام(برائت از مشركان) صحيفه امام، ج‏20، ص: 319


اگر اين جملات نگارنده بر شما تأثيري ندارد، به گيرنده هاي خود دست نزنيد، اشكال از فرستنده است.
اگر جملات امام را درك نمي كنيد، نيز زياد تلاش نكنيد قابل اثبات نيست!

+ نوشته شده در بیستم فروردین 1388ساعت 15:19 توسط مجید بذرافکن |

بسم الله

اگر در تجمعات و اعتراضات دانشجویی و غیر دانشجویی در برابر سفارت انگلیس شرکت کرده باشید حتا این شعار را در زمانی که بارش باتوم و حمله نیروی انتظامی شدت می گیرد، شنیده اید:

18 تیر کجا بودی؟!

تولد شعارها و جملات کلیدی در میان ملتها و جمعیت ها برای اهل تأمل، این سوالات را به ذهن متبادر می کند، که: چه کسی اولین بار این شعار را مطرح کرد؟ فرایند شکل گیری شعار چگونه بوده؟ این شعار چرا فراگیر شد؟

به نظر می آید جوشش و هم افزایی جمعی و هم راهی جمعیت برای یک هدف و یک مقصد موجب تراوشی خلاقانه و ناخودآگاه به صورت کلام و شعار خواهد بود. هر چقدر این شعار و این کلام بسته با تناسب و رسایی نسبت به موضوع و موضع فراگیر خواهد شد. از مثالهای جدید شعار سازی ها می توان به: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» و همین شعار « 18 تیر کجا بودی؟» اشاره کرد.

برای کسانی که با این شعار آشنا نیستند این باشد که : نیروی انتظامی در واقعه کوی دانشگاه و آشوبهای خیابانی 18 تیر متاسفانه به دلایل مختلف از جمله وجود برخی عناصر مفسد و مغرض در وزارت کشور، نتوانست نقش بسزایی اعمال کند. این نارسایی نه فقط ناشی از افراد خائن و آشوب ساز در بدنه اجرایی دلیل دیگری نیز داشت. جدیت آشوب گران در ضربه زدن و آسیب رساندن به نیروهای مدافع و بالتبع با خطر جدی و کاملا غیرقابل ترمیم چون کشته شدن و یا قطع عضو مواجه شوند. در این فضا جز افرادی که مبتنی بر عقیده و ایدئولوژی عمل می کنند نیروهای کادری و مواجب بگیر صحنه را واگذاردند.

اما همین نیروها زمانی که در برابر تجمعات بچه های حزب اللهی و معتقد به نظام، قرار می گرفتند، با کوچکترین بهانه ای دست به قبضه باتوم و سپر می بردند و سر و صورت معترضین را هدف قرار می داند. علت این تهور و سرعت عمل کاملاً مشخص است: زبان و دست بسته دانشجویان و جوانانی که به قطع ذهنی همه حاضرین در صحنه، مضروبین و مجروحین دست به عمل متقابل نخواهند زد. ظاهرا سرشت حزب الله را با مظلومیت آمیخته اند که در این موقعیت فریاد می زدند: ای نیروی انتظامی شجاع و دلیر زمانی که ما هدف چوب و چماق و سنگ عناصر آشوب گر قرار گرفتیم و ایستادیم کجا بودید؟ امروزی که مدعی امنیت و نظم عمومی شده اید؟

آقای میرحسین موسوی 18 تیر کجا بودید؟

آقای میر حسین موسوی سالهای زبان خود در کام گرفتید و مقاطع بسیار حساسی و خطرناکی بر انقلاب گذشت، شما کجا بودید؟

جناب نخست وزیر دوره هاشمی رفسنجانی مصادف بود با له شدن مستضعفین در زیر چرخ های توسعه غربی و وارداتی ازفرنگ برگشتگان و نااهلان به مناصب مدیریتی اجرایی کشور بود، کجا بودید؟

از ذکر موارد مختلفی که در این بیست سال گذشته است با زحمتی که برادر بزرگوار«آهستان» کشیده است، در می گذرم و این نکته را اضافه می کنم که در صف باطل حضور نداشتن در معرکه کافی نبوده و نیست. جرم کسانی که به صف یزیدیان نپیوستند و حسین را یاری نکردند، جرم سنگینی است. روزگاری که خلفای ثلاث، میراث سیاسی و تربیتی رسول الله صلی الله علیه و آله را به تاراج دادند سکوت صحابه و تربیت شدگان پیغمبر بر انحرافات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، یاری گری تجری و تهور غاصبان و نامحرمان بود. ای نخست وزیر امام شما متهم هستید! شما متهم به سکوت هستید! شما متهم به عدم یاوری حق هستید!

قطعاً فرصت توبه و جبران همیشه وجود دارد. با حلول روزهای آتی، کاندیدای از کهف برگشته ما سخنانی از گذشته به همراه آورده است. او باید مواضع اثباتی و ایجابی و یا نفیی و سلبی در برابر موافقان و مخالفان خود داشته باشد، تا از هاله نورانی ابهام نوستالژیک بیرون آید و جلب رأی و نظر آرای مردم کند. از صاحب گفتار های شش گانه، یک مصاحبه و دو سخنرانی جدید منتشر شده است و منتظر روزهایی هستیم که این سوالات از سوی ایشان پاسخ داده شود.


بیش از آنکه آمدن میرحسین برای نوشتن این چند خط مرا ترغیب کرده باشد، اشاره به شعار مزبور و یادی از بصیرت جمعی برخاسته از اخلاص جوانان حزب اللهی این کشور قلقلک نوک انگشتان را آرام نگذاشت و صفحه ای بر صفحات شبکه جهانی اینترنت اضافه کرد.

+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1387ساعت 20:12 توسط مجید بذرافکن |

آدمها و کشورهای جهان چهارم!



کشف کشورهای ریزه میزه و علاقه به یاری و کمک این کشورها یکی از نکات برجسته سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوره اقای ولایتی زمان جنگ و دوره اخیر است. یکی از انتقادات ثابتی که به انبیا و پیامبران الهی می شد این بود که چرا افرادی که دور شما جمع شده اند از میان جماعت بی مقدار و پست جامعه هستند. البته عکسهای مشابه داخلی نیز می توان اضافه کرد ولی رسیدگی به حال جماعت فقرای داخلی با اندیشه های دولت رفاه و پوپولیسم قابل توجیه است.

انومن لك و اتبعك الارذلون قال و ما علمى بما كانوا يعملون ان حسابهم الا على ربى لو تشعرون/ شعرا 113

آن چه که پیش فرض و مبنای چنین سخنی است معیار و میزان شمردن قدرت و قیافه و اموال فراوان است. که باز هم تصریح قرآن را بر آن داریم.

قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَال

ِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ

بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ . بقره 247

البته این شواهد اماره هایی که انسان را در بر صراط بودن خویش دلگرم می کند والا از استنتاج از نتیجه به اصل تا حدودی قبیح است.

+ نوشته شده در هشتم اسفند 1387ساعت 19:35 توسط مجید بذرافکن |

هشدار: از دوستان کم حوصله خواهش می کنم این مطلب را نخوانند!

وقتی در هواپیما از او پرسیدند: چه احساسی داری؟ گفت هیچ!


وقتی قطع نامه را امضا کرد، گفت: جام زهر نوشیدم!


یکی از اساتید عرفان و فلسفه چه تفاوتی بین این دو واقعه هست که حضرتش این چنین سخن می گوید؟ خودش در جواب گفت شاید به خاطر این است که امام در مسئله انقلاب جز یک تحول سیاسی را نمی دید! ولی در پایان جنگ بسته شدن یک باب عروج آسمانی و تربیت نفوس را می دید!

این ها را هم من اضافه کنم. انقلاب یک هیجان عمومی بود که مبتنی بر یک حرکت بطئ 15 ساله تربیت نخبگان موج برپاکرد و توانست به یک تحول سیاسی و اجتماعی منجر شد. اما همین موج در جنگ حضور نداشت و بیش از 10 درصد جامعه درگیر نشد ولی این ده درصد هشت سال بدون هیجان و در بدترین فشارهای اقتصادی ایستاد و جنگید تا زمانی که عده ای از فرماندهان سیاسی و نظامی خسته شدند و به بقیه نیز تهمت خستگی زدند و ادامه داستان....

در مسئله انقلاب همه تلاشها برای نابود کردن بود در دوره جنگ تلاش برای ساختن و باقی ماندن بود. تلاش منفعل و تلاش فعال.

کسانی که جنگ را اداره کردند هیچ هدفی جز اسلام نداشتند دفاع از سرزمین و این حرفهای ملی گرایانه نیز برای زمانی است که تیر و موشک را در تلویزیون نشان می دهد و زمینی که چهل هزار گلوله در خود جای دهد جای احساسات صورتی ناسیونالیستی نداشت.

قطعا هنوز برای این سوال باید جوابهایی قویتری جستجو کرد. انقلاب بالاتر بود یا جنگ؟


مرتبط: مطلب دانشطلب در مدرسه ما درباره اين مطلب: از هیچ تا جام زهر ... و ما برای ایران جنگیدیم، نه برای اسلام


+ نوشته شده در بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:9 توسط مجید بذرافکن |

آقاي روحاني دريچه شما را اوباما باز مي كند! دريچه ما را خدا!

خدايا اين مثلا يك روحاني و درس خوانده مكتب اسلام است!

مرتبط: چرا کسی به این اظهارات ضد قرآنی واکنش نشان نمی دهد؟

+ نوشته شده در دوم بهمن 1387ساعت 9:8 توسط مجید بذرافکن |

وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ

 الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا

وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا/نساء۷۵

چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می گويند :، ای پروردگار ما ، ما را از اين قريه ستمکاران بيرون آر و از جانب خود يار و مددکاری قرار ده ، نمی جنگيد؟

السّلام عليكم يا اولياءالله و احبّائه

السّلام عليكم يا اصفياءالله و اودّائه

السّلام عليكم يا انصار دين الله

السّلام عليكم يا انصار رسول الله

السّلام عليكم يا انصار اميرالمؤمنين

السّلام عليكم يا انصار  فاطمة الزّهرا سیده نساء العالمین

السّلام عليكم يا انصار حسن بن علي الولی الناصح

السّلام عليكم يا انصار ابی عبدالله الحسین

بأبي انتم وامّي طبتم و طابت الأرض الّتي فيها دفنتم

فيا ليتني كنت معكم فأفوز فوزاًعظيما

+ نوشته شده در هشتم دی 1387ساعت 12:15 توسط مجید بذرافکن |

 

یوزارسیف ما خوشگل نیست!

چه زمانی این فیلمنامه نوشته شده است! قطعا بیش از سه یا چهار سال پیش اما شاید شباهت عجیب و غریب و حیرت انگیز اتفاقات سیاسی و ادله مخالفین و موافقین در سریال یوسف پیامبر سلام الله علیه با زبان درازی و نفرت گسترانی نخبگان و فعالان سیاسی کشورمان بر هیچ کس پوشیده نیست. هر چند این بار یوزارسیف انقلاب اسلامی ما کوتاه قد است و سیمای لاله گون ندارد ولی هم اوست که راهش را درست انتخاب کرده است و دشمنان راهش نیز درست تشخیص داده اند که موفقیت او به مثابه نابودی موجودیت آنها خواهد بود!

دو نکته در این معنا استفاده کنیم و یک پست دیگر بر کوه اعمال عجیب و غریب خود بیافزاییم.

۱. آنچه موجب این شباهت بی بدیل شده است آن است که قیام های الهی، دشمنانی مشترک دارند.

۲. فیلم نامه ای که برای این سریال زیبا نوشته شده است چقدر به واقعیت نزدیک است. حاج فرج دستت درست!

+ نوشته شده در ششم دی 1387ساعت 23:1 توسط مجید بذرافکن |

بسم الله

دشمنان مشائی، دوستان اسرائیل!

استفاده از عبارات جنجالی و خلاف آمد عرف و ذهنیت مخاطب یکی از شایع ترین روشهای جذب مخاطب است. ارتزاق ژورنالیسم حرفه ای از بزاق مخاطب، گفته حکیمانه یکی از متفکرین معاصر است.
اما آن چه که نویسنده را بر آن داشت که از جمله بالا استفاده کند. ایجاد سوال در ذهن مخاطبی است که به قول قرآن در برخورد حضرت ابراهیم در شکستن بتان، باعث شد تا مشرکان به نفس خویش بازگردند و وجدان خود را قاضی کنند: فرجعوا الی انفسهم!

هر چند بر دوستان و اساتید و بسیاری منصفین پوشیده نیست که آن چه در جریان رسانه ای و سیاسی کشور می گذرد چیزی جز دعوای منافع و منفعت پرستی نیست اما تذکر و اشاره به آن مایه منفعت مومنین است.ان شاء الله

چند ماه از اظهارات آقای مشائی با مردم یا ملت اسرائیل می گذرد؟ آن همه اظهار نظر از علما  و مراجع تقلید تا سیاسیون چپ و راست و نمایندگان مجلس و هر کس و ناکسی ! یادتان هست!

همه مشترکا معتقد بودند چنین حرفی غلط و منافی ارزشهای انقلاب و توهین به آرمان مردم فلسطین است. آن همه یقه درانی ها و نامه پراکنی ها و استفتائات و ناله سرایی ها را به خاطر دارید. سوال از رئیس جمهور را چه ؟ به نظر شما چرا صدایی از قم بلند نمی شود؟ چرا مجلس بیانیه نمی دهد؟ چرا روزنامه های دوم خردادی حرفی از مردم مظلوم فلسطین نمی زنند.

روی سخن من با دوستان به اصطلاح اصولگراست سایتهایی کذایی مثل فردا نیوز و الف، تابناک و .... آن همه دعوا و به سر زدن ها کجا رفته است. مگر این اسرائیل بد همان اسرائیلی نیست که آقای مشائی از آن حمایت کرده است؟

دف زدن اسرائیلی ها بر جنازه های فلسطینی

نکته دیگری که در این زمینه می خواهیم از مشائی کمک بگیریم و برگ غم انگیزی از داستان غزه را ورق بزنیم، داستان دف زنی و مراسم توهین به قرآن است. شاید یک ماه از این ماجرا نگذشته باشد. 

علمای ما چنین توهینی را به قرآن بی سابقه خواندند و باز هم آه و افغان از اینکه چرا مشائی را عوض نمی کنید قرآن محترم شمرده نشد و تخفیف شد و هزار مصیبت سرایی دیگر..
یک سوال آیا مسلمان غزه که به دست دشمن ترین انسانها به اسلام نسل کشی می شوند مهمترند یا یک اتفاق احمقانه در یک همایش داخلی. کسی در این بیان نمی خواهد آن کار کذایی را تایید کند ولی یک سوال مسئله غزه و جنایات اسرائیل در چه درجه ای از اهمیت قرار دارد که علما و مراجع ما نسبت بدان روزه سکوت گرفته اند؟
علت این مسئله را در کجا باید جستجو کرد. آیا سادگی و نداشتن تحلیل و نشناختن درست زمان باعث این تناقضات و افتضاحات نیست؟ علما و مراجع تقلید ما به دلایل مختلف از جمله همراهان و یاران ناآگاه و منحرف از درک اولویت های اجتماع مسلمین در ایران و جهان ناتوان هستند و این مسئله را در موارد مختلف به اثبات رسانده اند. این تناقضات را می توان در سکوت دفاتر و علما در دوره دوم خرداد و توهین های مکرر به اسلام و باز شدن نطق مخالفت و اسلام پناهی شان در این روزهای دولت نهم یاد کرد. جز
چند آیت الله محدود از قم چه کسانی در برابر تیشه به ریشه اسلام زدن سخن گفت و اشاره ای کرد؟ هیچ کس. جای فکر کردن ندارد حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله خودش یکه و تنها به میدان آمد و در  تریبون نماز جمعه سعی کرد به این هجمه جواب دهد و خود را برای حفظ اسلام به معرض تهمت و افترا فحاشی گذاشت ولی اجازه نداد صدای اسلام خاموش شود.
امروز هم در موارد مختلف مانند غزه، ناصبی های فلسطینی خونشان مباح اسرائیلی هاست تا مراجع تقلید ما صدایی و ندایی ازشان بلند شود . ما متاسفیم که اسلام آمریکایی تبدیل به جن وحشتناکی شده است که هر کس می خواهد آن را پیدا کند به دنبال وهابیت و عرفان های نوظهور و افتضاحاتی می رود که هیچ کس در منافاتشان با اسلام شکی ندارد. نه اینگونه نیست ما امروزه درون قم درون حوزه های علمیه مان شاهد اسلامی آمریکایی و اسلامی بی خیال و اسلامی سرد و ساکت هستیم که نه ناله های زنان فلسطینی آنها را بیدار می کند و نه عربده های مستانه شیطان در ربودن ذهن و اندیشه نسل جوان و نوجوان ما!

باز هم باید تاکید کرد که منافی حرکات هشیارانه نسل جوان حوزه هم نیستیم که همین دیروز تجمع در برابر سفارت مصر و عربستان را عهده داشت امیدواریم که یک روز هم یک تجمع و یک دیداری با علمای قم داشته باشند بلکه آن ها را نیز در برابر این جنایات از سکوت دلخراش و ناامیدکننده شان خارج کنند.

بله متاسفانه جهالت نخبگان مذهبی و رذالت نخبگان سیاسی چنان بلایی سرمان آورده است که مرگ تدریجی یک میلیون و نیم آدم در یک سرزمین اسلامی از وحدت ملی و نجات ملی انتخابات آینده مهمتر نیست.
از ناله نویسی چندان دل خوشی نداشته و ندارم اما چه کنیم که گوشهایمان برای شنیدن صدای مظلومان سنگین شده است.

+ نوشته شده در نوزدهم آذر 1387ساعت 18:16 توسط مجید بذرافکن |


مادر این بچه را کسی ندیده است؟!







این مطلب سال گذشته به همین مناسبت در وبلاگ کافه اندیشه منتشر شده بود که متاسفانه توسط نویسنده وبلاگ حذف شده است.
+ نوشته شده در چهاردهم آذر 1387ساعت 21:3 توسط مجید بذرافکن |

بسم الله

چرا ما به غزه کمک نمی کنیم؟

1. چون کردان وزیر کشور ما بود؟
2. چون پشت سر قرآن دف زدند؟
3. چون طرح تحول اقتصادی باید به امضای آقای توکلی برسد ؟
4. چون هاشمی مطیع رهبری است؟
5. چون استراتژی دفاعی ما بعد از هم مرز شدن با آمریکا عوض شده است؟
6. چون مشایی دوست اسرائیل است؟
7.چون مملکت به صورت صدقه ای اداره می شود؟
8. چون قالیباف شهردار تهران شده است؟
9. چون مجله شهروند سیاه نمایی می کند؟
10.چون احمدی نژاد زشت است؟
11. چون دوربین های امنیت اجتماعی کار خوبی نیست؟
12. چون احمدی نژاد به آمریکا نامه نوشته است؟
وووو

این جوابهای بی ربط را می توان بیش از حد ادامه داد ولی قطعا مخاطب هوشیار متوجه است که هیچکدام از اینها دلیل عدم کمک ایران اسلامی به غزه نیست و لی همه اینها نیز هست. وقتی مسئله جمهوری اسلامی ایران که مرکز خیمه مبارزه نظام سلطه است چنین مسائلی است چه انتظاری وجود دارد. زمانی خاکریز مبارزه انقلاب اسلامی خیابانهای لندن بود: تظاهرات چند ده هزار نفری مسلمانان که سلمان رشدی را محکوم به اعدام می کردند و تمام مرزهای سیاسی و اعتباری در نوردیده شده بود.

اما امروز مسئله اول کشور ما انتخاباتی است که در پی است. مسئله کشور ما دیگر منادی یاللمسلمین نیست. مسئله اصول نماگرایان ما کودکان گرسنه آفریقایی نیستند. مسئله حزب اللهی های ما روسپیان بی نوای شرق آسیا نیستند. امروز مسئله ما زنان و دختران هتک حرمت شده عراقی نیستند.

امروز آرمان گرایان ما دیگر آرمانی ندارند، احمدی نژاد رئیس جمهور شده است و آرمانها تمام شده اند......

البته شدت تکرار بی هنر این عناوین، کاری کرده است که دیگر رگ غیرت و حمیتی از شنیدن تجارت زنان و مواد مخدر در جهان بر نمی آشو. تورم داخلی چشم ما را کور کرده است و کار فرهنگی ضعیف دولت نهم باعث شده تا ما از احمدی نژاد ناامید شویم و به گوشه ای بخزیم و منتظر صاعقه ای برای ریشه کنی این بلیه عظمای الهی باشیم.

ما دیگر انقلابی نیستیم ما دیگر بسیجی نیستیم. ما دیگر نمی خواهیم نظام های مبتنی بر لیبرالیسم و صهیونیزم را نابود کنیم، دیگر ما در پی تشکیل امپراتوری بزرگ اسلامی نیستیم، ما دیگر نمی خواهیم خواب راحت را از چشم مستکبران بگیریم...


این سخنان به گوشتان آشناست:

بـسـيـج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد. امروز يكى از ضـرورى تـريـن تـشـكـل هـا، بـسـيج دانشجو و طلبه است . طلاب علوم دينى و دانشجويان دانشگاه ها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند، فرزندان بـسـيـجـى ام در ايـن مـراكز، پاسدار اصول تغيير ناپذير (نه شرقى و نه غربى ) بـاشـنـد.

امـروز دانـشـگـاه و حـوزه از هـر مـحـلى بيشتر به اتحاد و يگانگى احتياج دارند. فـرزنـدان انـقـلاب بـه هـيـچ وجـه نـگـذارنـد ايـادى آمـريـكـا و شـوروى در آن دو مـحـل حـسـاس نـفـوذ كـنـنـد. تـنـهـا بـا بـسـيـج اسـت كـه ايـن مـهـم انـجـام مـى پـذيـرد.

و مـسـائل اعـتـقـادى بـسـيجيان به عهده اين دو پاسگاه علمى است . حوزه علميه و دانشگاه بايد چـهـارچـوب هـاى اصـيل اسلام ناب محمدى را در اختيار تمامى اعضاء بسيج قرار دهند.

بايد بـسـيـجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و اين شدنى است ، چرا كـه بـسـيج تنها منحصر به ايران اسلامى نيست ، بايد هسته هاى مقاومت را در تمامى جهان بـه وجـود آورد و در مـقـابـل شـرق و غـرب ايـستاد.

شما در جنگ تحميلى نشان داديد كه با مديريت صحيح و خوب مى توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما بايد بدانيد كه كارتان به پايان نرسيده است ، انقلاب اسلامى در جهان نيازمند فداكارى هاى شماست ؟ مسؤ ولين تـنـهـا بـا پشتوانه شماست كه مى توانند به تمامى تشنگان حقيقت و صداقت اثبات كنند كـه بـدون آمـريـكـا و شـوروى مـى شـود بـه زندگى مسالمت آميز تواءم با صلح و آزادى رسيد. حضور شما در صحنه ها موجب مى شود كه ريشه ضدانقلاب در تمامى ابعاد از بيخ و بن قطع گردد.

مـن دسـت يـكـايـك شـمـا پـيـشـگامان رهايى را مى بوسم و مى دانم كه اگر مسؤ ولين نظام اسـلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت . بار ديگر تاكيد مى كنم كـه غـفـلت از ايـجـاد ارتـش بـيـسـت مـيـليـونـى ، سـقـوط در دام دو ابرقدرت جهانى را به دنـبال خواهد داشت .

بخشی از پیام امام در سالگرد بسیج مستضعفین

مرتبط:السلام علی الرضیع الصغیر

+ نوشته شده در سوم آذر 1387ساعت 6:16 توسط مجید بذرافکن |

این برادر ما احمدی نژاد هر چه می کشد از خودش می کشد نه اینکه کردان از جنس خودش هست از اینکه عقوبت نصیحت ناپذیری و خودرایی های بیجای خود را می کشد زمانی برای مشایی فغان زدیم زمانی برای رحیمی روضه خواندیم یک بار هم برای کردان سینه زدیم که آقای احمدی نژاد این ها از جنس تو نیستند، اما او از ما خواست تا صبر کنیم و به او اعتماد داشته باشیم.

این افتضاح آخری هم که مجموعی از کردان و رحیمی به بار آمده است فقط جای مشایی خالی است!

آقای احمدی نژاد ما به هر کس اعتماد کنیم فقط اجازه داریم به نیتش اعتماد کنیم و نه به تحلیل و تشخیصش، اقای رئیس جمهور کسی نصیحت ناصحان نشنود به پشیمانی دچار می شود، هنوز دیر نشده است...

هر چه زودتر این تیرها و خارها را از بال و پر احمدی نژادیسم بیرون کش!

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست

 

از کردان است که بر ماست!

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
بهر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی زمین زیر پر ماست
بر اوج چو پرواز کنیم از نظر تیز
می بینیم اگر ذره ای اندر ته دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بر بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
وز ابر مر او را به کف خاک فروکاست
بر خاک بیفتاد و بغلطید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست
گفتا عجبست این که ز چوبی وز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست
زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
حجت تو منی را ز سر خویش برون کن
بنگر به عقابی که منی کرد و چه ها خاست

+ نوشته شده در نهم آبان 1387ساعت 22:58 توسط مجید بذرافکن |

در لبیک فراخوان حرکت وبلاگی اعتراض به حکم مدیرمسئول سایت عدالت خانه:

م-اكنون‌ وصیت‌ من‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ در حال‌ و آینده‌ و رئیس‌جمهور و رؤسای‌ جمهور مابعد و به‌ شورای‌ نگهبان‌ و شورای‌ قضایی‌ و دولت‌ در هر زمان‌، آن‌ است‌ كه‌ نگذارند این‌ دستگاههای‌ خبری‌ و مطبوعات‌ و مجله‌ها از اسلام‌ و مصالح‌ كشور منحرف‌ شوند. و باید همه‌ بدانیم‌ كه‌ آزادی‌ به‌ شكل‌ غربی‌ آن‌، كه‌ موجب‌ تباهی‌ جوانان‌ و دختران‌ و پسران‌ می‌شود، از نظر اسلام‌ و عقل‌ محكوم‌ است‌. و تبلیغات‌ و مقالات‌ و سخنرانیها و كتب‌ و مجلات‌ برخلاف‌ اسلام‌ و عفت‌ عمومی‌ و مصالح‌ كشور حرام‌ است‌. و بر همة‌ ما و همة‌ مسلمانان‌ جلوگیری‌ از آنها واجب‌ است‌. و از آزادیهای‌ مخرب‌ باید جلوگیری‌ شود. و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسیر ملت‌ و كشور اسلامی‌ و مخالف‌ با حیثیت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگیری‌ نشود، همه‌ مسئول‌ می‌باشند.

و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهی‌ اگر برخورد به‌ یكی‌ از امور مذكور نمودند به‌ دستگاههای‌ مربوطه‌ رجوع‌ كنند و اگر آنان‌ كوتاهی‌ نمودند، خودشان‌ مكلف‌ به‌ جلوگیری‌ هستند. خداوند تعالی‌ مددكار همه‌ باشد.


اماما! شاهد باش ما اعتراض کردیم!


ولی سنگها بسته بود و ....



مرتبط:

 
+ نوشته شده در بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:28 توسط مجید بذرافکن |



هنوز هم از احمدی نژاد حمایت می کنم!


+ نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1387ساعت 9:47 توسط مجید بذرافکن |

رهبر انقلاب در آخرین کلامشان در دیدار با هیأت دولت فرمودند از اظهارات نامأنوس و ابهام زا خودداری کنید و ضمن بیان خاطره ای توصیه کردند و بل امر فرمودند از مواضع تهمت دوری کنید ولی ظاهرا آقای احمدی نژاد هم دیگر آن احمدی نژاد سابق نیست.

اتقوا من مواضع التهم! آقای احمدی نژاد تو هم!

 
آخر برادر من این مسئله مشایی چیه که تو کل دولت را خرج مشایی می کنی! متأسفانه باید گفت سماجت و بل لجاجت شما باعث شده است. آقای مشایی سیبل و نماد دولت نهم در فضای رسانه ای شود، در صورتی که این بنده خدا با این هم وسعت نظر و ابهام در رفتار و گفتار نماد دولت و گفتمان احمدی نژاد این نیست. در این مسئله کرم از خود درخت است و احمدی نژاد نود درصد مقصر است. چرا که دشمنی که تلاش می کند نقاط منفی را بزرگ کنند. زمانی سفرهای استانی محل دعوا و تهمت پوپولیسم بود. زمانی مواضع انقلابی دولت نهم حماقت شمرده می شد و امثالهم ولی امروز با اصرارهای غیرمنطقی شما بازی گفتمانی عوض شده است.

گفته شد بعد از جلسه دیدار با مقام معظم رهبری هر کس به مشایی رسیده است گفته است: آشیخ تو هم!

ولی امروز مانند همان دیروز دقیق تر باید بگوییم: آقای احمدی نژاد تو هم!





مرتبط: مشایی نامه

پی نوشت: این نوشته هیچ چیزی از خباثت و حماقت و جهالت و رذالت بعضی ها کم نمی کند!


+ نوشته شده در بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 17:33 توسط مجید بذرافکن |

حضرت آقا در مورد سال آخر دولت توصیه ای می کنند:
فكر نكنید كه امسال، سال آخر دولت است؛ نه. مثل كسی كه پنج سال دیگر بناست كار بكند، كار بكنید؛ یعنی تصور كنید كه این یك سال به اضافه چهار سال دیگر در ید مدیریت شماست.

 این هم لینک تصویری این جملات +

این فرمایش آقا هر چند به این معنی است که خودشان فرمودند، همت شما به گونه ای باشد که انگار 5 سال فرصت دارید. یعنی هدفمند، با روحیه ، ساختار ساز و ریل گذار در مسیر حرکت کشور و خیلی حرفها به مضمون حرکت مبتنی بر برنامه بلند مدت... ما هم مثل بعضی لجن های سیاسی که یک بخش جزئی از صحبتهای آقا را در نقد و طرح دولت بزرگ کردند از این مسئله سوء استفاده نکردیم و نمی کنیم!

ولی حالش رو می بریم که دولت اسلامی در مسیر درستی قرار گرفته است که رهبری برای 5 سال آینده انقلاب نیز همین روند و مسیر را توصیه می کنند! خوشحالیم از اینکه راه را اشتباه نیامده ایم! خوشحالیم که رهبر و ولی مان از ما راضی است و خوشحالیم از اینکه هنوز یک سال فرصت داریم و از آن باید به نحو احسن استفاده کنیم!

لینک صوتی تمام فرمایشات آقا: +

+ نوشته شده در چهارم شهریور 1387ساعت 11:20 توسط مجید بذرافکن |


دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت است




به جد اعتقاد دارم که این دولت دولت آیت الله خامنه ای است یعنی همانطور که امام خمینی طی یک حرکت 15 ساله از 42 تا 57 انقلاب کرد. آیت الله خامنه ای نیز از 68 تا 84 یک انقلاب کرد و توانست یک قدم به سمت ظهور نزدیکتر شود ... کاملتر این مطلب هم تقدیم خواهد شد!
+ نوشته شده در سوم شهریور 1387ساعت 11:17 توسط مجید بذرافکن |


ان تقوموا لله مثنی و فرادی


امسال از دست ما برنمیاد ولی ایشالا سال دیگه قسمت بشه:

 بسم الله الرحمن الرحيم محضر شريف فارغ التحصيلان جامعة الامام الصادق عليه السلام گرچه بعضي از شما به من گفتند نامه بي‌فايده است؛ ولي من، هم وظيفه‌اي دارم و هم اميد. عزيزان حساب شما از ديگران جداست زيرا: 1 – از آغاز از بين هزاران داوطلب گزينش شده‌ايد. 2 – دو عالم بزگوار در رأس امور آن دانشگاه هستند. 3 – از بهترين اساتيد بهره برده‌ايد. و از وجوه شرعيه خرج شما شده است. 4 – لااقل با دو زبان آشنا هستيد. 5 – مقداري دروس حوزوي خوانده‌ايد. 6 - نام مقدس امام صادق (ع) روي شماست. 7 - هدف اصلي مؤسس محترم، آيت الله مهدوي‌كني، بنابه تصريح خودشان تربيت مبلغاني بود كه آشنا با دروس حوزه و دانشگاه باشند. 8 – اگر در برابر تهاجم بيگانه و هوس‌هاي دروني، سربازان فرهنگي بايد دست به كار شوند، سزاوارترين آنان كه زكات العلم نشره است، شما هستيد. حدود سي سال از انقلاب مي‌گذارد ولي هنوز قرآن و تدبر و تفسير آن در جايگاهي كه در شأن آن باشد، نيست. متأسفانه كتاب خالق را مثل كتاب مخلوق در حد ترم و واحد و برابر نمره و مدرک گذرانيده­ایم. بياييد در آستانه ماه نزول قرآن، اولاً از تقصير و قصورها عذرخواهي و سپس جبران كنيم. هركدام از شما جلسه تفسيري (‌در حد تفسير نمونه يا نور يا مشابه آن) براي بستگان، همسايگان، كارمندان تحت امر يا در منازل يا مساجد و يا اگر تسلط لازم را نداريد هر كدام از شما به سراغ يك عالم فاضل قرآني و از او دعوت كنيد تدبير و تفسير را هر روز حداقل در حد بيست دقيقه، لااقل در ماه رمضان مطرح كند. و در دعوت ديگران يا اقدام خودتان از نقل اقوال و احتمالات و مطالب سنگين وكم فايده بپرهيزيد و از آياتي كه هر روز همه بايد تابلو زندگي ما باشد با بيان روان با قصد تربيت و با ساده‌ترين نوع بدون تشريفات و اغراض مادي وغيره، دل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و امام زمان عجل الله تعالي فرجه را شاد كنيد. اميداست پاسخ عملي به اين نامه را به گونه‌اي بدهيد كه بعضي از دوستان خودمان كه فارغ‌التحصيل شده ولي از حركت قرآني شما مأيوسند را پشيمان كنيد گرچه من نه پشيمانم و نه مأيوس اگر اعتنايي نشود بار ديگر نامه برايتان خواهم فرستاد تا شايد اثر كند. ضمناً نامه‌اي كه براي ديگران نوشتم همراه با اين تقاضا براي شما مي‌فرستم. محسن قرائتی - 30/5/87
+ نوشته شده در دوم شهریور 1387ساعت 13:5 توسط مجید بذرافکن |

در پاسخ به دعوت وبلاگی دوست عزیزم و با سابقه مان محمد صالح مفتاح:

صحيفه نور ج8 ص251

 ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد، و دولت انقلابي و... هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند. اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد. 


 

 من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن "حزب الله" حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم.


+ نوشته شده در هفدهم مرداد 1387ساعت 9:19 توسط مجید بذرافکن |





مقام معظم رهبري در پيامي به كنگره اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان:‌

بصيرت و صبر نياز جوان دانش‌ور امروز است

+ نوشته شده در دوازدهم مرداد 1387ساعت 9:36 توسط مجید بذرافکن |



خناس!




هیچ چیز برایشان اهمیت ندارد دو بهم زنی رزق و روزی شان است. بین باهنر و دولت + + + ، بین لاریجانی و دولت + ، بین توکلی و دولت+ + ، حتی با بی شرمی وارد رابطه رهبری و رئیس جمهور می شوند + و کثافت درون خود را منتشر می کنند و هیچ چیز جز تنش سیاسی برای ماهیگیری برایشان اهمیت ندارد. خدایا کسانی که وحدت ملی و عزم ملی را هدف قرار داده اند به آتش دوزخ بسوزان!



قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ «1» مَلِكِ النَّاسِ «2» إِلَهِ النَّاسِ «3» مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ
 «4» الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ «5» مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ «6»

+ نوشته شده در هفتم مرداد 1387ساعت 17:48 توسط مجید بذرافکن |



عقلانیت و تدبیر انقلابی! سید!


خاتمی : مدیریت نصرالله نمونه‌ای مثال‌زدنی از عقلانیت در خاورمیانه است

این روز ها دو سال از جنگ گذشته است و پیروزی های پی در پی حزب الله لبنان فرزندان راستین امام خمینی و حضرت آیت الله خامنه ای یکی یکی چشمان همه حسودان و ناباوران را از حدقه درآمده است.

دوم خردادی ها از ریز و درشتشان با بوق های کاغذی شان تا همین چند ماه قبل در درگیری های داخلی برای حزب الله نسخه می پیچیدند که آرامش خود را حفظ کند بلکه این گروه 14 مارس موفقیتی بدست آورد. دو سال پیش هم که عقده ناکامی حزب الله و پیروزی حزب الله در گلویشان گیر کرده بود.

آقای خاتمی، حزب الله لبنان مبتنی بر تدبیر و عقلانیت پیروز شد، همان عقلانیتی که لانه جاسوسی را فتح کرد، همان عقلانیتی که بعد از خرمشهر جنگ را ادامه داد، همان عقلانیتی که حکم سلمان رشدی را داد، همان عقلانیتی که سفرای اروپایی را راه نداد، همان عقلانیتی که خواست نفت را قطع کند، همان عقلانیت که خواستار محو اسرائیل است، همان عقلانیتی که خواستار صدور فریاد مرگ بر آمریکا بر ناقوسهای کلیسای جهان است، بله آقای خاتمی در اثنای جنگ و هزینه هایش اثری از شما نبود، نه این جنگ نه آن جنگ خودمان که شما مسئول تبلیغاتش بود و ننوشتید مظلومانه بر فرزندان خمینی در جبهه ها چه گذشت و در آخر وزیر ارشادت نوشت که برادر کشی کردیم.... آقای خاتمی هر گردی گردو نیست. پیروزی های حزب الله لبنان مرهون ایستادگی و پایمردی هایی است که با برنامه ریزی و مجاهدت و اخلاص همراه شد....

در پایان یک سوال اینها کجای عقلانیت و تدبیر مورد نظر شما قرار می گیرد:

 http://www.wa3ad.org/media/pics/1155382424.jpg



+ نوشته شده در دوم مرداد 1387ساعت 10:32 توسط مجید بذرافکن |

این یادداشت نیمه مقاله ای مربوط به دو سال پیش است که با یک سری اصلاحات ابتدا سایت رجانیوز در بخش سرمقاله و بعد سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی به انتشار آن دست زدند. لازم به توضیح است اینجانب افتخار یاری رساندن به دوستان سایت رجا نیوز را دارم ولی از توفیق همکاری و گردانندگی این سایت محروم هستیم و در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی خدمت می کنیم، ایضا مفتخراً.

این پیش نویس و یا هر چه اسمش را بگذارید برای نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشد اینجانب در دانشگاه بود که به دلیل « اختلاف آفرینی و جنجال برانگیزی» از سوی مسئولین دانشگاه در مراحل نهایی لغو شد.

اصل مقاله را در وبلاگ برای نقادی و حلاجی دوستان گذاشتم و الا دو سایت مذکور به اندازه کافی بازدید کننده دارند که نیازی به باز نشر آن نباشد. پس دوستان حتما نظرات انتقادی خود را غیر از موارد اشکالات تایپی، محبت فرمایند و با سرپنجه مبارک تایپ کنند.

پایان نامه ای که نوشته نشد!


بحث تئوریك
برای بررسی این موضوع با نگاه جامعه شناسی سیاسی فرهنگی، باید به زمینه ای كه در آن این واقعه رخ داده است، توجه كرد و بر اساس مبانی و ویژگی های فرهنگی محیط پیرامونی آن تحلیل مناسبی را ارائه داد. البته مبنا قرار دادن جامعه شناسی «فرهنگی» كه در آن برای فرهنگها و بومهای مختلف استقلال نسبی در توصیف قائل است، از سر ناچاری عدم تطابق فضای عمومی جامعه علمی با اصول علمی نویسنده است.

برای بررسی این واقعه سیاسی باید مفاهیم را با توجه به اندیشه حكومت اسلامی «ولایت فقیه» و تاریخ خوانی مبتنی با این اندیشه باز تعریف كنیم. نخبه سیاسی كیست؟ جایگاه او در حكومت كجاست؟ وظیفه او در حكومت اسلامی چیست؟ رابطه نخبه با ولی زمان و حاكم شرع چیست؟چه رابطه ای با عموم مردم دارد؟ و...

در ابتدا باید گفت منظور ازنخبه سیاسی كسی است كه در مجال سیاسی خویش دارای مسئولیت است. نخبگان سیاسی عموم سیاست ورزان در حاكمیت و مسئولین سیاسی واقتصادی می باشند.

در تبیین مفهوم نخبه باید به این نكته اشاره كرد كه در اندیشه اسلامی با توجه به آنكه حق و تكلیف كاملاً با یكدیگر ممزوج و آمیخته است، نخبه كسی است كه توان و استعدادش او را مكلف می سازد كه نقش و جایگاهی بالاتر از عموم مردم در راستای رسیدن به اهداف حكومت اسلامی ایفا نماید. چرا که این عمل سعادت دنیوی و اخروی را برای او رقم خواهد زد.

در جامعه شناسی سیاسی اسلامی بر خلاف جامعه شناسی سیاسی شایع كه در آن تأمین منافع شخصی یا گروهی تعیین كننده كنش سیاسی بازیگران است، انجام وظیفه و ادای تكلیف چرایی و چگونگی كنش سیاسی را معین می نماید. نكته ای كه لازم به ذكر است ساز و كار تشخیص تكلیف و وظیفه می باشد. بر اساس عقاید اسلامی، شخص مكلّف با تناسبی كه بین معیارهای عقیدتی و اندیشه ای و توانایی های شخصی و شرایط بیرونی برقرار می كند، دست به شناخت و انجام تكلیف می زند. یكی از مهمترین این معیارها «اهداف و مقاصد حكومت اسلامی» است. همچنین یكی دیگر از مهمترین این مقاصد اقامه عدالت و تحقق آزادی واقعی در جامعه جهانی است. البته نباید این نكته بسیار مهم را از نظر دور داشت كه مفسر معیارها واهداف ولی زمان است. در دوره ای كه معصوم علیه السلام حضور دارد، امام معصوم این وظیفه را بر عهده دارد و در دوره ای كه امام غایب از انظار است ولی فقیه این وظیفه را برعهده دارد. "ولی"، اجتماع اولویتها و مقاصد را متناسب با شرایط مكانی و زمانی به صورت كلی مطرح می كند. رهبر اجتماع تلاش می کند كه با مدیریت نیروها و توانایی های اجتماع به بیشترین مقاصد خویش برسد. هر كدام از این عبارات احتیاج به توضیح پیشینی دارد كه به علت مجال كم این مقاله از ذكر آنها صرف نظر می شود.

یكی دیگر از مؤلفه های جامعه شناسی اسلامی جایگاه مردم در حكومت اسلامی است. مردم بر دوش گیرندگان تكلف و زحمت و بار حكومت هستند. آنها هستند كه باید شرایط را برای ولی آماده كنند و حتی بالاتر از این باید برای جلوس ولی و امام مسلمین بر مسند حكومت از هیچ ابرام و اصراری فرو گذاری نكنند. زیرا او در جایگاهی از عقل و علم قرار دارد كه هیچ كس را بدان راهی نیست. البته این جایگاه مخصوص امام معصوم است و ولی فقیه در جایگاه مادون امام معصوم با ساز و كاری ویژه با امام غایب علیه السلام ارتباط برقرار می كند.

نخبه سیاسی در اندیشه سیاسی اسلام باید با بهره گیری از عقل متصل به وحی در راستای این اهداف و آرمانهایی كه ذكر اوصاف و ویژگی هایش در بالا مختصراً آمد، از هیچ تلاشی فروگذار نكند. حد و میزان این تلاش جان، مال، آبرو و همه هستی اوست.

یكی دیگر از زوایای پنهان و كمتر مطرح شده اندیشه اسلامی در مباحث سیاسی، «سنن الهی» است كه به صورت تكوینی در طبیعت انسانی، حیوانی، گیاهی و به تعبیر بهتر در كل هستی حضور دارند. سنتهای الهی به عنوان قوانین و ساختارهایی از پیش تعیین شده در جهان وجود دارند. البته این قوانین توسط قرآن و معصومین بیان شده اند. البته این ساختارها آنچنان نیستند كه اختیار آدمی را نفی كنند. انتخاب بین این سنن بر عهده آدمی است. به عنوان مثال می توان به سنتهای ذیل اشار ه كرد:

«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» رعد/11

«ان یكن منكم عشرون صابرون یغلبوا مائتین» انفال/65

«فان یكن منكم مئه صابره یغلبوا مئتین و ان یكن منكم الف یغلبوا الفین باذن الله» انفال/66

حضرت امیرالمؤمنین علی صلوات الله علیه:«الناس علی دین ملوكهم» «لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه»

جاری شدن این سنتها همان گونه كه اشاره شد، بسته به عمل انسانها دارد.

یكی از سنتهایی كه در این تحقیق جایگاه ویژه ای دارد، سنتی است كه در كلام امیر المومنین در آستانه پذیرش خلافت ایراد شده است: «لولا حضور الحاضر وقیام الحجه بوجود الناصر وما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی كظه الظالم ولا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها...» (خطبه3/نهج البلاغه ترجمه دكتر شیروانی) در این فرمایش حضرت امیر سلام الله علیه می فرمایند الآن كه حضوری از حاضران و قیامی از سوی یاری رسانان، حجت را تمام كرده است، من آن میثاق الهی را به صحنه اجرا می آورم. این جمله حضرت بر این معنا دلالت دارد كه برای انجام مأموریت الهی، این مردمان هستند كه باید هر چه بیشتر فضا را برای او آماده كنند. این ناصران و حاضران هستند كه تجمع و اصرار ظاهریشان، حضرت را به آمدن در صحنه مكلف می كند و طبعاً در جلو بردن مقاصد و برنامه های حكومت نیز یاری و همكاری این نخبگان لازم است.

در تابلوی دست نایافتنی سیره حضرت امیر المومنین سلام الله علیه می بینیم كه هدف اصلی معین می شود و برای دستیابی به این هدف، برنامه های اجرایی معین می شود. كارها بین امرا و والیان تقسیم بندی می شود. عثمان بن حنیف برای بصره، سلمان برای مدائن و... و این نخبگان اجرایی و اجتماعی هستند كه باید با حضور با معرفت و غیرتمندانه خود، كار حكومت اسلامی را تنظیم و تنسیق نمایند.

در این اندیشه، شكست و پیروزی معنای خاصی دارند. در جامعه شناسی اسلامی، نیل به انجام تكلیف مخلصانه بالاترین و بهترین پیروزی است كه یك نفر می تواند بدان دست یابد. لذا شكست و كامیابی ظاهری ملاك نیست. مهم این است كه مسلمانان به رهبری امام خود به مصلحت اسلام عمل كنند كه مصلحت خود آنها نیز در این خواهد بود، چه در دنیا و چه در عقبی.



بحث تاریخی

نگاه ولی زمان امام خمینی(ره) به جنگ این بود كه: انقلاب اسلامی در یك هجمه سراسری علیه اندیشه غیرالهی غربی تمام حكومتهای مبتنی بر لیبرالیسم و سوسیالیسم و صهیونیزم را به چالش كشیده است لذا جنگی كه علیه ایران اسلامی آغاز شد، حمله عراق به ایران نبود، حمله نظام جهانی علیه انقلاب اسلامی بود. در همه آنات و جهات، از علمی و تكنولوژیكی تا سیاسی و اقتصادی و از همه بالاتر نظامی كه به عاملیت صدام و ارتش صدام صورت گرفت، دفاع و جنگیدن در این صحنه جهادی مقدس و دینی بود.

جنبه دفاعی بودن این جنگ ما را نباید از این نكته غافل كند كه این جنگ، جنگ اسلام و كفر، جنگ بر سر یك تكه زمین یا مالكیت رودخانه نبود. دشمنی با جمهوری اسلامی كه در این جنگ نهادینه شده بود، هیچگاه تمامی نخواهد یافت مگر اینكه موجودیت این انقلاب از صحنه تاریخ با ذلت و خواری حذف شود، تا دیگر هیچ مظلومی در اندیشه قیام علیه این نظام ظالمانه بر نیاید. هیچ انسان عاقلی با چنین دشمنی به صلح و مصالحه نخواهد رسید. كلیت این تلقی از جنگ، تلقی است كه باید در ذهن تك تك نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی می بود. راه حل این چنین جنگی نیز از سوی امام معین شده بود. جنگ باید در صدر مسائل كشور می بود و جنگ تا نابودی صدام و یا رسیدن ایران به حقوق حقه خود مانند متجاوز شناخته شدن عراق و گرفتن غرامت از عراق ادامه می یافت.

جایگاه اعتقاد و ایمان به این تلقی، در وهله برای این است كه لازمه یك برنامه ریزی دقیق و صائب، شناخت درست مسئله ضروری است. مهمتر از این نكته، سنتی است كه در بالا آمد. عموم مردم بر دین مسئولان خویش هستند. طبعاً این عموم مردم هستند كه بار اصلی جنگ را به دوش خواهند كشید لذا داشتن یك اعتقاد راسخ و محكم در این خصوص بسیار حیاتی است.

جریان جنگ تحمیلی پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی عراق به مرزهای بین المللی (فقط در خوزستان و نه در استانهای ایلام وكردستان و كرمانشاه)، به شكل دیگری رقم خورد. عراق برای تجدید قوا عقب نشینی تاكتیكی كرد. نیروهای اسلام با ایمان به توانایی و استعداد خود در مقابل هجوم سراسری غرب، یكسری عملیات های موفق تا سالهای 63و 64 رقم زدند. در این سال ها، فشار خارجی به شدت علیه ایران زیاد شد. تحریم های اقتصادی و نظامی به شدت افزایش یافت. اینجا اولین اشتباه تاكتیكی برخی نخبگان و مسئولین سیاسی كشور رقم خورد. اینان به جای اینكه به نیروی مردمی و الهی خویش تكیه كنند، بدون هماهنگی با رهبر و امام خود به مذاكره مستقیم با آمریكا دست زدند. فاش شدن این مسئله به عنوان مسئله مك فارلین امریكایی را كه تاكنون به صورت غیرمستقیم در جنگ حضور داشت، به حضور مستقیم مجبور كرد. عراق بیش از پیش به حملات خود دامنه داد. بمباران های شیمیایی، بمباران نفتكشها و اسكله های نفتی، موج دوم بمباران شهرها... فشار اقتصادی نیز خود به شدت احتیاج به فداكاری و كار جدی برنامه ریزی داشت ولی می بینیم كه در بودجه نویسی كشور، جنگ هم یكی از مسائل است. فشار های وارده كه احتیاج به پایمردی دارد نخبگان سیاسی را به این صرافت می اندازد كه «جنگ جنگ تا یك پیروزی برای مذاكره» در صورتی كه در همین زمان شعار امام ومردم «جنگ جنگ تا پیروزی» است. این اختلاف در سطح استراتژی ملی ضربه بسیار شدیدی به پیشبرد جنگ زد. یكی اینكه دیگر مسئولین به دنبال نیت و اندیشه رهبرشان نیستند و مضافاً همانطور كه اشاره شد، مردم نیز دچار یأس و تردید می شوند.

مسئله دیگری كه باید بدان اشاره شود، اختلافات سیاسی علنی در سطح كشور است. در حالی كه مسئله قبلی كمتر به صراحت اشاره می شد. مسئله مهدی هاشمی و اعدام او در جبهه ها خلل ایجاد كرد. از آن بالاتر، جدا شدن مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز است كه اختلاف عظیمی را در رزمندگان در جبهه ها، در فرماندهان و در پشت جبهه ها موجب شد. قس علی هذا، دعواهای جناحی بر سر انتخابات مجلس سوم است.

امام(ره) در پی این جریانات، توزیع برخی نشریات در جبهه را حرام می كنند. جنجال هایی كه جامعه روحانیت در مسئله قانون كار به وجود آورند و شبهاتی كه بر نظریه ولایت فقیه مقبول امام در سطح روزنامه ها راه انداخته بودند و همگی این تشنجات سیاسی مردم را به این صرافت انداخت كه مسئله جنگ، مسئله اصلی نیست. آنچه كه مهم است، منافع شخصی آقایان است. این تغییر رفتار سیاسی در نخبگان است كه در ذائقة فكری آنها اتفاق افتاده است. این تغییر هم به صورت سرخوردگی در رزمندگان و خانواده های آنها نفوذ می كند، هم به صورت یك الگوی رفتاری از مجرای سنت مذكور در بالا در مردمی كه باید این فشارها را تحمل كنند، شیوع می یابد. اینگونه است كه در سالهای انتهایی جنگ، جبهه ها از نیروهای رزمنده خالی می شود و واردات لوازم آرایشی از واردات بسیاری از مایحتاج ضروری پیشی می گیرد. یكی از عبارات مشهوری كه رزمندگان در این زمان به كار می بردند، این بود كه «در شهرها هیچ خبری از جنگ نیست».

دعب این مقاله آن است كه به اخبار غیرعلنی و سری استناد نكند ولی در برخی از مدارك و مصاحبه هایی كه در مورد پذیرش قطعنامه مطرح شده است، نامه ای است كه برخی سران نظام در باب نیازهای ضروری جنگ به امام(ره) نوشته اند و ادامه جنگ را متوقف بر تأمین این نیازها دانسته اند. جمهوری اسلامی با تلاش هایی كه انجام داده است، تمامی بدهی های خارجی خود را در این دوره پرداخته و بسیاری دیگر از موفقیت هایی كه در عین كمبودها و نداشتن ها بدست آمده اند، از تولید قطعاتی كه واردات آنها ممنوع بوده است تا انجام عملیات های بسیار وسیع در زیر چشم هزاران دوربین، هواپیمای جاسوسی و ماهواره و قس علی هذا. (نقل به مضمون بخشی از سخنرانی مهندس میرحسین موسوی در اسفند 67 در مجلس شورای اسلامی در حین تقدیم لایحه بودجه)



جمع بندی

برخی از نخبگان سیاسی، تأثیر گذار جمهوری اسلامی ایران به دلیل درك ناقص و متمایز از امام(ره) در مورد ماهیت جنگ در سطح برنامه ریزی و سلوك اجتماعی- سیاسی و در سطح تبعیت فكری و ایمانی مردم به طی طریق مسیر جنگ در مسیر پیروزی ها خلل وارد كرد. از چه طریقی جنگ دچار اختلال شد؟ نخبگانی كه قرار بود با یاری و یاوری مردم، كار جنگ را تا پیروزی به پیش ببرند، با اشتباه در بصیرت و تاكتیك هایی مبتنی بر همین بصیرت غلط، حضور حاضر و قیام ناصرین را تضعیف كردند.

در تحلیل هایی كه بعدها در مورد چرایی پذیرش قطعنامه از سوی امام(ره) مطرح شد، این نكته را به شدت مورد تأكید قرار می دادند كه مردم خسته شده بودند. حال جای سؤال اینجاست كه چرا مردم خسته شده بودند؟ آیا این عملكرد ضعیف برخی از مسئولین جمهوری اسلامی نبود كه مردم را نسبت به ادامه جنگ دلسرد كرد؟

یكی دیگر از شواهدی كه نشان دهنده عقب ماندگی و اختلاف برخی نخبگان سیاسی از راه و كلام امام(ره) بود، این است که امام كه قطعنامه و آتش بس با عراق را علی رغم میل باطنی برای مصلحت اسلام پذیرفته است، در صحنه ای دیگر از این نبرد كه به شكل دیگری آغاز شده است، تمام دنیا را با فتوای خود علیه سلمان رشدی به چالشی تازه دعوت می كند. این حركت هجومی نشان دهنده دعب امام در پیگیری شعار استراتژیك خود «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» است ولی آنهایی كه دیگر از مبارزه و تلاش خسته شده اند، در عرصه اقتصادی به جای تكیه بر نیروهای داخلی، به استقراض خارجی روی می آورند و در سیاست های اعلامی و اعمالی خویش بر كوس ناامیدی وشكست می كوبند.

این اختلاف فاز برخی نخبگان سیاسی با مردم و رهبری در دو عرصه معرفت و بصیرت از یك سو و در عرصه شدت و جدیت عمل از سوی دیگر، بسیاری از مسائل و موانع را بر سر راه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پدید آورده است.

جمهوری اسلامی ایران در یكی دیگر از مقاطع سرنوشت ساز خود با مسئله ای به نام انرژی اتمی وارد یكی دیگر از امتحانات الهی شده است. بر اساس آنچه در بالا آمد، اگر نخبگان سیاسی با یك وفاق آگاهانه بر آنچه ولی فقیه زمان می گوید، در صدد یك برنامه ریزی صادقانه و مجاهدانه برآیند، بر اساس این نظریه پیروزی ظاهری و باطنی ایران اسلامی در پیروی عالمانه و مؤمنانه از فرامین رهبری جامعه است.

آنچه در این مسئله كار ما را پیش خواهد برد، این است كه بدانیم دشمن این انقلاب، انرژی اتمی را بهانه ای از بسیاری بهانه های دیگر می داند كه هر دفعه از قوطی عطاری خود بیرون می آورند. لذا در مقابل چنین دشمنی غیر از ایستادگی هیچ راهی نمی ماند ولی اگر نخبگان سیاسی داخل حاكمیت وخارج از حاكمیت نتوانند زمینه را برای ایستادگی جمهوری اسلامی به رهبری ولی فقیه زمان آماده كنند، رهبری نیز علی رغم همه موضع گیری های سرسختانه مجبور است، یك عقب نشینی تاكتیكی انجام دهد. ان شاء الله كه چنین چیزی رقم نخورد، کمااینکه در دولت نهم، احمدی نژاد به عنوان بازوی اجرایی رهبری همواره کشیده است، در سطح دولت و ملت، آمادگی برای پیشبرد دیپلماسی پایداری ایجاد نماید.

مطلب مرتبط در این وبلاگ:
امشب روضه 598 می خوانیم!

چه کسی به امام جام زهر داد؟

پیام قطع نامه 598 را با صدای سعید قاسمی بلوتوث کنید!




+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1387ساعت 15:39 توسط مجید بذرافکن |

آقا جشن تولد نیاز ندارد!

در حاشيه برگه اي كه حاوي آن خبر بود نوشتند؛
«اين كار غلط است، اين تولد و امثال آن هيچ جشني ندارد، برگزاركنندگان مسئول وقت و عمر و اموالي هستند كه در اين كار صرف و ضايع مي شود. من از كسي كه براي تولد من جشن مي گيرد به هيچ وجه متشكر نمي شوم و او را مسئول زيان هاي اين كار هم مي شناسم»...

این آخرین جملات یادداشتی آقای حسین شریعتمداری سال گذشته در همین ایام در روزنامه کیهان است. نماینده مقام معظم رهبری با سرمقاله ای با عنوان جز راست نباید گفت به مسئله برگزاری جشن تولد مقام معظم رهبری و ناراحتی شدید ایشان از این مسئله پرداخته اند. سوای تواضع و موارد دیگر این مسئله که خودتان در یادداشت بخوانید + ، به نکته مهمتری باید اشاره کرد:

تمایز اسلام شاهنشاهی با اسلام ناب محمدی است. که در منش و روش امام و فرزند خلفش آقای خامنه ای دیده می شود. امام عظیم الشان تا زنده بود اجازه نداد عکسش را بر روی اسکناس ها چاپ کند. زمانی رئیس صدا وسیما را احضار می کند و او را مواخذه می کند که چرا اینقدر تصویر من را پخش می کنید. سهم مردم مستغضف در این رسانه بسیار بیشتر از من است.

حضرت آیت الله خامنه ای نیز در یکی از سخنرانی هایشان زمانی که در سرود ابتدایی گروهی از دیدارکنندگان قیاسی بین ایشان و حضرت امیر سلام الله علیه صورت می گیرد در ابتدای بیانات نسبت به آن واکنش نشان می دهند.

اما متاسفانه اطرافیان و همراهان که به صرف قرابت های فیزیکی خود را در تولی امورات و حواشی زندگی شخصی و عمومی ذی حق می دانند کاملا برخلاف این روش عمل می کنند. و زمانی که با کوچکترین انتقادی مواجه می شوند سنگر امام و ولایت را ضربه گیر و سپر بلای خود می کنند.

نمونه آن در ساخت عجیب و غریب مرقد مطهر امام خمینی رضوان الله علیه است. گنبد و بارگاه و ساختمانهای درباری و شاهنشاهی برای کسی که دیوراهای گلی و گچی جماران یادآور نهیب های او بر اطرافیان خویش امروز داغ دلی است بر دیگر دردهایی که اطرافیان و منتسبان ناآگاه او بر دل مشتاقان راه و مرام او زده اند.

دامان امام امروز را نیز از این زواید و لکه های زشت مکدر کرده اند که به وقتش به آن اشاره می کنیم!

ولی باید گفت انقلاب دربار ندارد، حاجب و صدراعظم و ملیجک ندارد شاه و سلطان و سلطان بانو ندارد. ملاک قرابت و نسب به امام و انقلاب تأسی به مرام و مکتب است.
ان شا الله شماره های بعدی انقلاب درباری هم نوشته شود، توسط دوستان، عزیزان، دغدغه مندان!

پی نوشت اول نکته ای که پس از تذکر دوستان برای ایضاح بیشتر منظور اضافه شد:
خطر حاجب و صدراعظم و ملیجک سازی برای -العیاذ بالله- دربار امام خمینی رحمه الله و مقام معظم رهبری خطرناکتر از برج و بارو و ساختمان های اشرافی است!
+ نوشته شده در هفدهم تیر 1387ساعت 11:49 توسط مجید بذرافکن |

ديدار خصوصي جليلي با مراجع تقليد

دیدار های خصوصی قبل از سوم تیر آن ور مرزها بود. علما قدر بدانند، دوستان هشیار باشند، بزرگان دقت کنند.
البته سفر هاشمی -که حتی حاضر به سفر استانی انتخاباتی نیست -به قم نشانه محکمتری بر این ماجراست که مرجعیت و بالانس قدرت به سمت مذهب و داخل و گزاره های مذهبی سیاسی چرخیده است.

سفیر انگلیس
وزیر خارجه انگلیس
پاپ ژان پل دوم
ژاک شیراک
....

 
 
 
 
 
 
 
 
سیاست خارجی ما در پایتخت مذهبی مان رقم می خورد سیاست خارجی شان را اتحادیه اروپا و شورای امنیت می نوشت.

به این می گویند: چرخش گفتمانی سوم تیر



+ نوشته شده در پانزدهم تیر 1387ساعت 12:22 توسط مجید بذرافکن |


سیدحسن خمینی:
تهمت زدن به مومن ترین نیروهای انقلاب از بزرگترین دردهای امروز است !



هشت سال پیش:

خشونت گراها تحمل نظرات آزاداندیشانه متفکران جمهوری را ندارند!


انقلاب زنده است، ارزشهای انقلاب نیز زنده اند، این را یک بار نوشتم + که پیروزی یک مکتب این است که مخالفان آن نیز با همان ادبیات و شعارها وارد دعوا شوند. البته سیدحسن خمینی بیشتر یک بازی خورده سیاسی است ولی بالاخره در آن طیف محسوب می شود.

این هشت سال پیش را هم جهت یادآوری نوشتم تا بدانیم که این انقلاب نالی ها و امام خمینی سرایی ها جز یک بازی سیاسی کثیف نیست! هر چند نشانه ای اظهر من الشمس بر حضور سی ساله ارزشهای انقلاب داشته باشد.

یک جمله هم در جواب برادر اینکه انقلاب اسلامی مانند اسلام رسول الله صلی الله علیه و آله صحابی و تابعین و غیره ندارد. این تازه مسلمانان یمن و مصر و ایران هستند که با کمک مالک اشتر و عمار و دیگران علی صلوات الله علیه را به صحنه آوردند.

سید حسن عزیز، بچه شیعه های امروز درسهای خود را خوب خوانده اند! امیدواریم خوب هم عمل کنند!


 
+ نوشته شده در نهم تیر 1387ساعت 11:1 توسط مجید بذرافکن |


انتخابات ریاست جمهوری که به دور دوم کشیده شد. دانشگاه را بچه ها به تعطیلی کشاندند و امتحانات یک هفته عقب افتاد. یک طبقه از یکی از بلوکهای خوابگاهی را به ستاد تبلیغاتی تبدیل کردیم. یکی از تبلیغاتی که در آن هفته منتشر کردیم. شعری از محمد کاظم کاظمی شاعر انقلابی افغانی بود. زمانی که همه گروهها و اجتماعات حمایت های خود را از کاندیدای مورد نظر انجام دادند. دیگر جای هیچ تحلیلی نبود. داستانها و درسهای آن یک هفته حداقل یک کتاب است. ولی فعلا آن شعر را تقدیم می کنیم:
(با حال و هوای امروز هم سازگار است، نه؟!)

شکر خدا که اهل جدل همزبان شدند
با هم بسوي کعبه عزت روان شدند

شکر خدا که گردنه گيران محترم
بر گله هاي بي سرو سامان شبان شدند

شکر خدا که کم کمک از ياد مي رود
روزي که پشت نعش برادر نهان شدند

شکر خدا که مسجد و محراب شهر نيز
يکباره – پوست کنده بگويم- دکان شدند

يعني دوباره دشمن سوگند خورده را
با استخوان سينه خود نردبان شدند

مانند يک دو خوان دگر بعد گير و دار
بر خون خويش و نعش پدر ميهمان شدند

هر کس بگونه اي به هدر داد آنچه داشت
يک عده هم که سگ نشدند استخوان شدند

+ نوشته شده در دوم تیر 1387ساعت 14:37 توسط مجید بذرافکن |

پی پیش نوشت سوم:

آقای احمدی نژاد خود را خرج مشایی نکنید و الا...

از آنجایی که داستانها ما و مشایی ادامه دارد و ظاهرا ادامه خواهد داشت و از آن جایی که این وبلاگ نیز از معترضان و مخالفان ایده ها و رفتارهای مشایی است و از آن جایی که حال دوباره نوشتن ندارم و همه حرفها را زده ایم.

این بار اعتراضمان را به رئیس جمهور اعلام می کنیم که نباید خود و همه جریان عدالتخواه را برای این بنده خدا هزینه کنید هر گاه و هر مورد که اشتباه می کند دلیلی ندارد به حمایت و یا ماست مالی حرفهایش برآیید.
اینجانب همچنان برحرفهایی که زده ام هستم که مشایی مسئله ما نیست ولی متاسفانه باید اعلام کرد که اقدامات غیرقابل توجیه احمدی نژاد در حمایت و هواداری از مشایی مسئله است.



پی پیش نوشت دوم:
حواسمون جمعه!
رادیوفردا طی یک لینک با عنوان «بازتاب اظهارات اسفندیار رحیم مشایی در وبلاگ های هواداران دولت» به  این مطلب و مطلب جناب احمدی و برخی دیگر از وبلاگهای اصولگرا لینک داده است لذا تذکر نکته ای که حتی جای یک مطلب جداگانه را دارد لازم است:

هر وقت دولت موفقیتی بدست می آورد یک جریان رسانه ای به راه می افتد تا اذهان را منحرف می کند پیروزی هسته ای ایران و مذاکرات موفق نماینده انقلاب دکتر جلیلی از سوی دشمنان خارجی و خائنان داخلی به کناری نهاده شده و مسئله ای کوچک و جزئی بزرگ شده است. هر چند برخی از دوستان خودمان نیز اشتباه کرده اند.


پی پیش نوشت اول:
عذرخواهی!
این پست وبلاگی با تیتر «مشایی برو بمیر!» منتشر شد. شدت عصبانیت از دیدار زن فاطمی با احمدی ما را بر این داشت که نسبت به این دیدار واکنش نسبتا تندی صورت گیرد. اما بعد از دیداری که با احمدی نژاد توضیحاتی ارائه شد که ما را نسبت به این دیدار و انتشار این دیدار مجاب کرد. ترتیب این دیدار شاید توسط مشایی باشد ولی انتشار خبری دیدار از جای بالاتری توصیه شده است. اشکالات و ایرادات دیگر به مشایی پاسخ داده نشد و ایرادات جناب احمدی (وبلاگ بیداری) نسبت به مشایی پابرجا است.

ایرادات نویسنده بر این دیدار پابرجاست و مهمترین نقطه که انتشار دیدار بود از نظر نویسنده منتفی است.
به هر حال طی این چند خط نسبت به مرگ آقای مشایی از ایشان عذرخواهی می شود. البته به صورت شفاهی نیز این عذرخواهی صورت پذیرفته است.

از دوستانی که این مطلب را لینک داده اند خواهشمند است دوباره این عذرخواهی را لینک دهند.
با تشکر مجید بذرافکن

حالم از اسفندیار رحیم مشایی به هم می خورد!+

حالم از اسفندیار رحیم مشایی به هم می خورد. نمی دانم احمدی نژاد از این مردک چه دیده که حاضر به کنار گذاشتن او نیست. طرح ورود زنان به ورزشگاه ها را همین بشر در پاچه احمدی نژاد کرد و مراجع تقلید را در مقابل دولت قرار داد. الان هم که گند حضور او در یک مجلس رقص در ترکیه درآمده ، نمی دانم حضرات دفتر ریاست جمهوری چه مرگشان است که به جای برخورد با لکه ننگ دولت نهم به رسانه ها فشار می آورند تا در این باره چیزی ننویسند.

حضرات گرانقدر! چرا شیپور را از سر گشادش می دمید؟ به جای کل کل کردن با سایت ها و روزنامه ها این مشایی مشکوک را که عنصری مثل طه هاشمی مذبذب را به عنوان معاون خود در میراث فرهنگی نگاه داشته، از دولت بیرون کنید و خیال خودتان و رسانه ها و همه را راحت نمایید. آخر من بچه حزب اللهی با چه رویی از دولت احمدی نژاد دفاع کنم وقتی .... مثل مشایی در آن می لولد؟ وجدانتان را شکر!

بعضی دوستان می گویند مشایی مدعی ارتباط با امام زمان(عج) است و ارتباطاتی با برخی چهره های مدعی در این حوزه دارد. خدایا! کو آن امامی که شیخ حلبی ها را سکه یک پول روزگار کرد.


این یادداشت با نام «لکه ننگ دولت نهم»در دی ماه هشتاد و پنج در وبلاگ بیداری منتشر شده است . زکاوت و بصیرت بالای برادر وبلاگ نویس احمدی که مدتی است چراغ وبلاگش خاموش است در پیش بینی آینده محسن رضایی و بهزاد نبوی و ائتلاف هاشمی و دوم خرداد و اشاره به لزوم انقلاب فرهنگی دوم و آغاز گری در انتقاد های جدی و دلسوازنه به رفتار دولت در وبلاگ نویسان همیشه برای من درس آموز بوده است. از اینجا هرجا هست برایش آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم هر چه زودتر موتور پرقدرت تحلیل هایش دوباره روشن شود.

حرف من همان است که ایشان زده است.
 

هشدارهای دیگر «بیداری» برای دولت نهم :

چرا عاقل کند کاری ...
صف بسته اند دور و برت مارها مدام
هم پیاز را خوردیم هم چوب را !
آقای زاهدی! آسوده بخواب ما بیداریم

سال جدید هم با افتضاح جدید برادر فوق الذکر در هماهنگی برای دیدار دکتر احمدی نژاد با زن دکتر فاطمی وزیرخارجه مصدق. دیدار چهاردهم فروردین بوده است و امروز نوزدهم خبرش با افتخار و اصرار دوستان نهاد ریاست جمهوری منتشر شده است. در عکسها هم کنار رئیس جمهور کسی نیست جز برادر اسفندیار!چشم اسفندیار هم چشم اسفندیار را کور کرد برادر

 
 
 
 
 
 
 
این آقای فاطمی یکی از مخالفان و دشمنان سرسخت آیت الله کاشانی بود و به قول یکی از اساتید و محققان مبرز تاریخ معاصر نقش سعید حجاریان را در هجمه مطبوعاتی علیه جریان مذهبی ایفا می کرد و قس علی هذا. معلوم نیست این همه آدم این همه مبارز این همه زنان بیوه مبارزان مسلمان و خالص و مخلص، زنان مبارز و جانباز و خانواده های زنان شهدای مبارز قبل از انقلاب.




مراسم ثبت ملی نوروز باستانی را وبلاگ کافه اندیشه متذکر شده است. اما از دیگر مشعشعات برادر صدمین سالگرد امیرکبیر با حضور رئیس جمهور بود که بدان اشاره ای نشده است که جزیک کلمه فعلا از آن عبور می کنیم امیرکبیر عدالت گستر نبود یک دیکتاتور قاطع در مبارزه بافساد مبتنی برمنویات شخصی خودش بود، همین!


آقای احمدی نژاد این چشم اسفندیاراست،کورتان خواهد کرد،این چشم راعوض کنید!


+ نوشته شده در سی ام خرداد 1387ساعت 18:27 توسط مجید بذرافکن |

...هیچ چیز تغییر نکرده است!

امروز بیست و هفتم خرداد است

سال گذشته سوم تیر توی دانشگاه یکی بچه ها از دور داد زد: حاجی یادش بخیر پارسال سوم تیر

گفتم: ما بچه های بیست و هفت خردادیم، سوم تیری ها رو نمی شناسم!

هر چند لحن و بیان گفته طنز و اذیت کننده بود و هست ولی حکایت از یک تاریخی در این مملکت دارد که مردم دسته بندی شدند.

ضدولایت فقیه ها
50هزار تومنی ها
صالح مقبول ها
دفع اکبر به باقر ها
برنامه ریزها و گام آهسته برداران
سرمایه سالارها
محافظه کارها
ترسوها
بی تفاوت ها
انقلابی ها
گرسنه ها
قوم گراها
ولایتی ها
....
صفات زیادی رو میشه شمرد قصدم تحلیل سیاسی و اجتماعی نیست ، اخلاص و نیت درونی آدمها رو هم کار ندارم. ولی وقتی
حجت الاسلام مصباحی بعد از نماز شنبه چهارم تیر گفت: بحمدالله ریاست جمهوری بدست اصولگراها افتاده است باید اختلافات را کنار بگذاریم و فراموش کنیم!
با خودم گفتم: کنار می گذاریم ولی فراموش نمی کنیم! کی ها از کی ها چرا حمایت کردند و کی ها از کی ها چرا حمایت نکردند؟

متاسفانه تحلیلهای بیست و هفت خردادی امروز فراموش شده است. چه کسانی تا بیست و هفت خرداد برای ما اصولگرا بودند چه کسانی تا بیست و هفت خرداد برنامه داشتند و ما برنامه های آنها را قبول نداشتیم، مرزبندی های قبل از بیست و هفت خرداد هنوز زنده است هر چند غبار جنگ روانی شدیدی که همه چیز را مشوه کرده است چشمها را کم سو کرده باشد.

الان که سه سال گذشته باید گفت بیاییم بیست و هفت خرداد را زنده کنیم نه با خط کشی و مرز بندی بلکه با همان صبوری ها با همان نداری ها با همان عشق ها با همان توکل ها با همان ندانستن فرداها با همان اخلاص ها با همان خون جگر خوردن ها با همان بی انصافی ها و بی مروتی ها
یادش بخیر امروز سه سال از آن روز می گذرد ولی هیچ چیز تغییر نکرده است....

+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:25 توسط مجید بذرافکن |

پیاده روی عدالتخواهانه

۱- از همه دوستان تقاضا دارم این مطلب را در وبلاگ خود منعکس کنند

۲- دوستانی که با ایشان ارتباط دارند زمینه ای را فراهم کنند تا از یک فاصله ای مانده به تهران موافقان و همراهان جناب جهانشاهی در این پیاده روی با  ایشان همراه شوند


حجه الاسلام جهانشاهی روحانی عدالتخواه سیرجانی، صبح امروز و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان پیاده٬عازم تهران شده است.

وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.


 در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.


دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.

دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم..

+ نوشته شده در بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 10:46 توسط مجید بذرافکن |

 
 

اين روزها حضرت آيت الله خامنه اى وارد بيستمين سال رهبرى و هدايت جمهورى اسلامى در كسوت ولى فقیه عادل جامعه مى شود. بيان ها و نكاتى كه رهبر انقلاب برجسته سازى مى كنند نمادها و علم هايى است كه بايد مسير بادبان كشتى كشور به سوى آنها جهت گيرى شود. رهبر انقلاب بحث ثروت هاى بادآورده، فقر و فساد و تبعيض، اشرافيت دولتمردان، عوام و خواص، پيام هشت ماده اى و بسيارى عناوين ديگر را به عنوان شاه كليدها و سياستهاى كلى نظام مطرح كردند. ايشان با تداوم همان مشى ساده زيستى و تكيه بر همان شيوه مبارزاتى انقلابى امام خمينى با شعار «كسانى تاآخر با ما ايستاده اند كه طعم تلخ فقر و محروميت را چشيده باشند» توصيه و هدايت كردند و شعارهاى محوريشان را به گفتمان غالب كشور تبديل نمودند.ايشان امروز نيز با عنوان كردن ترجمان ديگرى از شعارهاى آن پير فرزانه در تنافر انقلابى گرى اسلامى با رفاه و اشرافى گرى نسبت به خطر شكل گيرى و يا تقويت طبقه اى اشرافى در جمهورى اسلامى نمايندگان مجلس هشتم را گوش شنواى خود دانستند. ايشان كه در همه ديدارها مسئولان و كارگزاران نظام را به تقوا و ورع و ساده زيستى معمولى و عرفى ترغيب مى كنند اين بار نيز با همان توصيه ها نسبت به گردنه ديگرى از تاريخ حيات جمهورى اسلامى بيدار باش دادند.«ثروت هاى بادآورده اى» كه در دست «قانون دانان قانون شكن» با «گردن كلفتى و پررويى» ،«حلقه هاى ثروت و قدرت را بوجود آورده اند». افرادى كه ديگر منافع اقتصادى به هم گره خورده دارند و سواى اين كه از كدام جناح سياسى آمده اند ابتدا بر سر منافع خود به توافق مى رسند. انقلاب اسلامى به رغم تأكيدات امام و مبارزانى چون بهشتى و مطهرى نتوانست حلقه هاى ثروت و قدرت باقى مانده از رژيم گذشته را ريشه كن كند، ولى با كوتاه كردن دست آنها از سياست، اين طبقه را تضعيف كرد و به محاق برد. اما بعد از جنگ و يا حتى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى قشرى از مسئولان و كارگزاران تازه نفس وارد كار شدند كه ابتدا «دستهايشان خالى» بود ولى با گذر زمان «ثروت هاى بادآورده اى را با استفاده از فرصت هاى نابرابر و داشتن ثبات و امنيت شغلى» براى خود فراهم كردند. دنيا و فريب كارى هايش نيز نگذاشت مسير گذشته خود را در حفظ و حراست انقلاب ادامه دهند. چه بخواهيم و چه نخواهيم حلقه بسته اى از ثروت و قدرت تشكيل شده است كه نفر اول نظام با اشارات مستقيم و قديم خود دست يارى و چاره جويى به نهادهاى قانونگذارى نظام و اجرايى و قضايى و نظارتى نظام دراز كرده است. جلوگيرى از روند پيگيرى هاى قضايى، استفاده از رانت هاى اطلاعاتى و حاشيه هاى امن به حيات خود ادامه داده اند و توانسته اند با روابط ويژه و رانت خوارى ها و جلب حمايتهاى سياسى و اقتصادى در كشور مشكلات مختلفى را بر سر راه حركت انقلاب اسلامى ايجاد كنند.

«با آغاز مبارزه جدّى با فساد اقتصادى و مالى، يقيناً زمزمه ها و بتدريج فريادها و نعره هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفت ها عمدتاً از سوى كسانى خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مى شوند و طبيعى است بددلانى كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلانى كه از القائات آنان تأثير پذيرفته اند با آنان همصدا شوند. اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند. به مسئولان خيرخواه در قواى سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد، به نوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاه هاى دولتى و قضايى در گرو آن است كه اين دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهند.» پيام هشت ماده اى مقام معظم رهبرى ۸۰‎/۲‎/۱۰

امروز نيز عملكرد مجلس ، همان توابع و همان مراقبت هاى سابق را نياز دارد تا سنگ و چوب طبقه جديد لاى چرخ انقلاب با همكارى همه قوا حل شود و همانگونه كه رهبر حكيم انقلاب فرمودند وجود دولت انقلابى و پركار و زحمتكش در مبارزه با بى عدالتى و حلقه فاسد ثروت - قدرت فرصت خوبى است تا مجلس شوراى اسلامى با ايجاد قوانينى روان و ناظر به اجرا و دردهاى مردم بدون تأثيرپذيرى از همين عناصر پررو و متنفذ راه را براى فتح قله هاى بلندتر جمهورى اسلامى فراهم كنند.

*خیلی کلی و محافظه کارانه است ولی در این کمکاری وبلاگی ام غنیمت است


+ نوشته شده در بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:5 توسط مجید بذرافکن |

بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمي!
 خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

 انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

+ نوشته شده در نوزدهم خرداد 1387ساعت 19:54 توسط مجید بذرافکن |

معصومه چ، دانش آموزش مقطع سوم راهنمايي مدرسه حضرت فاطمه (س) منطقه 18 تهران با ديدن تصوير پدر معتادش در يک برنامه تلويزيون خود را حلق آويز کرد.
امیدوارم خبر صحت نداشته باشد.
+ نوشته شده در هشتم خرداد 1387ساعت 17:31 توسط مجید بذرافکن |

آیت الله هاشمی رفسنجانی:
در مدیریت کشور اشکالی وجود دارد +
متاسفانه در مدیریت اشکالی وجود دارد وگرنه نباید امروز خشکسالی در خوزستان داشته باشیم.





الغریق یتشبث بکل حشیش!


کسی که در حال غرق شدن است به هر چیزی دست می زند!

+ نوشته شده در سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:16 توسط مجید بذرافکن |







... بِأَیِ ذَنبٍ قُِتَلت

+ نوشته شده در دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:29 توسط مجید بذرافکن |

چگونه امام جام زهر را نوشید؟

چه کسی به امام جام زهر داد؟

 

چه کسی به امام جام زهر داد؟

برای شب وفات امام نوشته شده، ولی لازم شد دوباره خوانده شود: امشب روضه 598 می خوانیم!

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:21 توسط مجید بذرافکن |

صرفاً برای کپی!

قوه پر مدعا التماص دعا

در این جلسه دکتر موسویان از کلیه اتهامات قبلی مبرا شناخته می‌شود و صرفا در مورد یک اتهام که نگهداری کپی برخی از اسناد در منزل خود بوده است به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از خدمات دیپلماتیک محکوم می‌شود.(آفتاب نیوز)+

 

+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:50 توسط مجید بذرافکن |

   
 آقای حسن روحانی شما قرآن نخوانده اید!

حسن روحانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است: الان مشکل اینجاست که هم غربی‌ها به ما اعتماد ندارند و هم ما به آنها اعتماد نداریم. +



ولن ترضی عنک الیهود و النصاری حتی تتبع ملتهم

سوره بقره آیه ۱۲۰

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ

أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ 

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، [تا به طور كامل‏، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى‏، و] از آيين [تحريف يافته‏] آنان‏، پيروى كنى‏. بگو: (هدايت‏، تنها هدايت الهى است‏!) و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى‏، بعد از آنكه آگاه شده‏اى‏، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.

+ نوشته شده در بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:50 توسط مجید بذرافکن |

مطالب قدیمی‌تر