پیشآب برادرزاده های حاتم طایی بر لباس سردار!


برادر حاتم آخرین فردی نبوده است، که از شدت بی هنری و خود کم بینی سراغ چاه شریف زمزم می روند و پیشآب خود را در چاه می ریزند، تا به هر مستمسکی شده نام خود در میان نام آوران درج کنند.


بعد از گذشت این همه مدت از همراهی رئیس دفتر رئیس جمهور با رئیس جمهور هیچ نقطه برجسته نه در حوزه فرهنگ، نه سیاست و نه اقتصاد از ایشان ندیدیم و فقط جگرسوختیم که حاتم طایی ما می خواهد همه دستاوردهای معنوی و سیاسی و اقتصادی خویش را به پای مهندس مشایی فدا کند، تا در مسیر انجام وظیفه، ادای تکلیف کرده باشد!!!


حال چه رسد به برخی دوستانی و همراهانی که جذب تریبون های رسانه ای مشایی شده اند، که در نداشتن نقاط برجسته و محاسن سیاسی و فرهنگی به رئیس دفتر اقتدا کرده اند در نشریات و یا سایت های خود راهبرد حرمت شکنی و عبور از خط قرمزها را برای دیده شدن انتخاب کرده اند.

سایت ها پورنوسیاسی شبیه نظام آباد و نوسازی هنوز از خاطره ها خارج نشده است. یکی از افتخارات این دار و دسته مالی سیاسی پرتیراژترین نشریه سیاسی شدن نشریه همت است که در آن ربط و یابس را به هم بافتند تا حضرت آقا و هاشمی را به عنوان دو سوی اصلی و محوری فتنه تصویر کنند و کل عناصر سیاسی مذهبی کشور را با این دوگانه تخیلی تقسیم بندی کنند. نشریه ای که موجبات تکدر و گلایه حضرت آقا را نیز بوجود آورد.

بعد از خط کشی و توهین های مکرر نسبت به حاج منصور ارضی، اخیراً نوبت به حاج علی فضلی یکی مفاخر حزب الله رسیده است. تخم نفاق پاشیدن به تشکل های دانشجویی حزب اللهی و جمعیت های انقلابی روحانی تهران و رو در رو قرار دادن ستادهای احمدی نژاد در شهرستان ها در حوزه اجتماعی نوبت به غلط کاری جدیدشان شده است. این برادرزاده های حاتم طایی که از قضا بهره مندی مالی خوبی نیز دارند  جدیدا ًقصد کرده اند تا ساحت شریف حاج علی فضلی را به جرم یک جمله انتقاد ساده ملکوک نمایند.

حتی اگر سخن حاج علی فضلی هم صحیح نباشد، مطلبی که هواداران مشایی به مناسبت سخن سردار منتشر کرده اند یک پاسخ نیست بلکه یک عقده گشایی _ امیدوارم_ بی دلیل است.

در مدح و فضل حاج علی فضلی گفتنی ها بسیار است ولی همین بس که دوستانی که محضر ایشان را از نزدیک درک کرده اند، می گویند اوصاف شخصیتی ایشان یادآور اصحاب افسانه ای نبوی و علوی صلوات الله علیهما است.

تبعیت محض ایشان از ولایت فقیه به همراه تواضع و خشوع بسیجی وارش در قبال کوچک و بزرگ، ارادت ها را نسبت به این کوه اخلاق و اخلاص برمی انگیزاند.

حمیت و شجاعت حاج علی فضلی در آرام ساختن فضای شهر تهران نیز از دیگر خدمات این دلیرمرد بیشه اسلام و ایران است. حاج علی به قول خودش  « همه را با یک چشم می بیند» 

سوال اینجاست که شخصیت نظامی و بسیجی حاج علی فضلی که به صورت بسیار نادر و جزئی در مسائل سیاسی ورود می کند، چرا باید مورد هجمه این جماعت قرار گیرد. فردی که شاید به زعم ناظران سیاسی اجتماعی  کمترین حوزه مشترک کاری و حرفه ای را با کاندیداهای ریاست جمهوری یازدهم! داشته باشد. ان شا الله که گربه است و این بار هم تئوری بدنامی بهتر از گمنامی دلیل این ماجرا بوده است.


ما برای حاتم طایی  تعیین تکلیف نمی کنیم و  زحماتش  برای اسلام و  انقلاب را  نیز فراموش نخواهیم کرد، و خود را موظف به دفاع تمام قد از آنها می دانیم   ولی قطعا حال خوبی نداریم وقتی برادرزادگانش به سهو یا به عمد، به غلط یا به خطا، منتسبان نسبی و نه اخلاقی و مکتبی او هستند و چنین افتضاحی در چاه زمزم بوجود می آورند و چقدر تلخ و دیرهضم است.

اما خلوص و جدیت امت حزب الله در ارادت به این پیشکسوتان جهاد و شهادت که هنوز هم بر همان عهد دیرین باقی مانده اند، با مزه پرانی های بی نمک، گروهک های پولی سیاسی، خدشه دار نخواهد شد.حتی اگر نسبت به واقعه ای که در حرم امام خمینی رخ داده است هم نظر نباشیم.


هرچند اعتقاد ندارم که اینان دشمن هستند! ولی مرتبط: به کوری چشم دشمنان سردار فضلی

در ستایش اقتدار1: چه کسی حق دارد فحاشی به عایشه را محکوم کند!

ابن ابى الحديد, از مورخانى مانند مدائنى وواقدى , حادثه [جنگ جمل] را چنين نقل مى كند:امام با گروهى كـه آن را ((كـتـيـبة الخضراء)) مى ناميدند و اعضاى آن را مهاجرين و انصار تشكيل مى دادند, در حالى كه حسن و حسين اطراف او را احاطه كرده بودند, خواست به سوى سپاه دشمن حمله برد.


پـرچـم را بـه دست فرزندش محمد حنفيه داد و فرمان پيشروى صادر كرد و گفت : به اندازه اى پيش برو كه آن را بر چشم جمل فرو كنى .

فرزند امام آهنگ پيشروى كرد, ولى رگبار تير او را از پيشروى بازداشت .

او لحظاتى توقف كرد تا فشار تيرباران فرو كش نمود.


در ايـن هنگام امام مجددا به فرزند خود فرمان حمله داد, اما چون از جانب او درنگى احساس كرد به حال او رقت آورد و پرچم را از او گرفت و در حالى كه شمشير در دست راست و پرچم در دست چپ او قرار داشت, خود حمله را آغاز كرد و تا قلب لشكر پيش رفت.

سپس براى اصلاح شمشير خود, كه كج شده بود, به سوى يارانش بازگشت.

ياران امام, مانند عمار و مالك و حسن وحسين, به او گفتند: ما كار حمله را صورت مى دهيم, شما در اينجا توقف كنيد.

امـام بـه آنان پاسخ نگفت و نگاهى هم نكرد, بلكه چون شير مى غريد و تمام توجه او به سپاه دشمن بود و كسى را در كنار خود نمى ديد.


آن گـاه پـرچـم را دو مـرتبه به فرزند خود داد و حمله ديگرى آغاز نمود و به قلب لشكر فرو رفت و هر كس را در برابر خود ديد درو كرد.

دشمن از پيش روى او فرار مى كرد و به اطراف پناه مى برد.


سپس برگشت در حالى كه شمشير او كج شده بود كه آن را با فشار بر زانوان راست كرد... +


قطعا در فتنه هشتاد و هشت بسیاری از مومنین در حوزه های مختلف و در عرصه های مختلف زحمت کشیده و مرارت دیده اند و خون جگر شده و برخی خونین بدن شدند تا حقیقت منجلی شد و مردم کار را تمام کردند.

لذا این روی سخن این مطلب کوتاه با برخی از عزیزانی چون سردار آهستان و حاج تقی دژاکام و صالح مفتاح عزیز نیست.

رویکرد توحیدی صرفا در عبادت و اعمال نیت محور نیست بلکه نسبت به همه شئون دین باید رویکرد توحیدی و یگانگی داشت، یعنی سیره علوی که تجلی جلوات خداوند است نیز باید همه آن دیده شود. بعد از اتفاقی که برای فائزه هاشمی در حرم عبدالعظیم، انتقادات و ایرادات نسبت به آن فرد و عمل وی آغاز شد. از جهات مختلف از سوی افراد مختلف، برخی از این افراد سیره علوی را در رعایت کردن ناسزا نگفتن به دشمنان حتی عایشه در جنگ جمل مستند کردند. اما از آنجایی که صدفه الخیر، اینترنت آرشیو دارد، جستجوگران و علاقه مندان به شایستگی خواهند دید که همینان قاطعیت و شدت نفرت و صلابت در برابر دشمنان خدا را هیچ گاه از خود نشان نداده و حتی غلظت خشونت در برابر محاربان و معاندان را با بیرون آوردن دستمال کهنه اخلاق گرایی شان بدبو خوانده اند.

سال ها پیش در ماجرای فیلم «مارمولک»، وحید جلیلی همیشه مجاهد، می گفت، هر کس از فیلم «زیر نور ماه» تقدیر کرده است حق دارد از فیلم کذایی انتقاد کند. البته این حکم عقل است و به گمان در اصول، قیاس به اولویت خوانده می شود.

حال در یک جمله: هر کس با شمشیر کج از جمل باز می گردد، حق دارد ناسزاگویی را محکوم کند.



اما یک جمله خطاب به همه: همه می دانیم سال گذشته و حتی امسال بسیجیانی در خیابان های تهران مردانه با هر وسیله ای که دستشان آمد، در مقابل لشکر داخلی دشمن ایستاد تا صدا و سیما سقوط نکند تا امنیت در خیابان های تهران دوباره مستقر شود و ... اما کشته نشدند اما هتک نشدند بلکه محکوم شدند که چرا خلاف اخلاق عمل کرده اند و از انقلاب با رفتارهای خشونت آمیز دفاع کرده اند. شاید آنها وبلاگ ندارند دوربین هم ندارند و حتی تر شاید یک مطلب از وبلاگستان هم نخوانده بودند و نخواهند خواند.

کدام یک از ما وبلاگنویسان این جرات را به خود دادیم تا از شمشیرزدن بسیجی ها دفاع کنیم. ما خوب نقد کردیم، خوب افشاگری کردیم، خوب بصیرت زایی کردیم، عالی علیه هاشمی و موسوی و بی بی سی و غرب موضع گیری کردیم، عالی از مواضع به حق آقا در عرصه اینترنت دفاع کردیم، حتی برخی از ما در خیابان ها با همان وضع حاضر شدیم. ولی کدام گمنام ها در خیابان در ردیف شیطان محکوم شدند، چه کسانی مجروحانشان در بیمارستان ها ناجوانمردانه پذیرش نمی شدند، چه کسی حتی وقتی می خواهند در میدان جنگ حاضر شوند می باید چهره اش را ماسک بزند تا خانواده اش در امان بمانند. انصاف بدهیم کمتر دیده شد ما از بسیجیانی که خوب و درست کتک می زدند دفاع کردیم.

آیا بسیجی خوب، فقط بسیجی است که خوب کتک می خورد و کشته می شود.

ما وظیفه خود را تمام نکردیم هر چند هنوز هم دیر نشده است.ما از صف کشی جمل دفاع کردیم ولی از قتل عالم ده هزار نفری اهل جمل دفاع نکردیم. ما از خوارج انتقاد کردیم ولی از قتل عام چهار هزار نفری خوارج دفاع نکردیم. ما قرآن های سرنیزه را شناسانیدیم و بر کشته عمار گریستیم اما از شمشیر کشیدن بر روی اهل نفاق دفاع نکردیم.

اما در نسبت فحاشی به فائزه هاشمی، فحش دادن کار بدی است، از دوستان اهل بیت بدتر! خصوصا زمانی که دشمن منتظر بهانه برای پناه گرفتم در مظلومیت اخلاقی، برای لاپوشانی رذالت سیاسی و فکری خویش است!


خیلی مرتبط:

تصویر واقعی از پدیده «لباس شخصی»

سلام بر همه! الا اخلاق فروش


جدیدا مرتبط: بینی مومن و زبان ابوموسی اشعری


استدلال هاي سياه 4

مديريت حضرت آقا در راستاي مديريت امام زمان عليه السلام است! لذا هر كس در راستاي مديريت صاحب العصر صلوات الله عليه باشد، خود به خود كذا، حتي اگر ظاهرا این وسط اختلافاتی به چشم بیاید!


بابیت جدید!


أعاذنا الله من فتن آخر الزمان


چرا شريعتمداري از احمدي‌نژاد بيشتر انتقاد مي‌كند؟

بسم الله

  آقای شریعتمداری بدون مقدمه عرض کنم کم لطفی شما نسبت به رویش های انقلاب درازدامن است. البته قطع و یقین استقامت شما در برابر دشمن انقلاب مثال زدنی و ستودنی است. امری که باعث شده شما تبدیل به سیبل ثابت ضدانقلاب داخلی و خارجی بشوید. حرکت های عدالتخواهانه و ضد اشرافیت در دوره خاتمی همیشه، در دعوای رسانه شما با مفسدین اصلاح طلب گم شد. کیهان رسانه شما نبوده و نیست. کیهان رسانه انقلاب است و این خود مرهون زحمات و تلاش جنابعالی بوده است، صاحب این قلم نیز به همین دلیل، اجازه گلایه و ملامت را به خود داده و از درون جبهه خودی نسبت برخی ابهام ها در اولویت گذاری قلم شما زبان به شکایت گشوده است.


حاج حسین عزیز وقتی نشریه راه، توسط سیستم سازمان تبلیغات اسلامی سر بریده شد، خاطرتان هست؟ وقتی عدالتخواهی سیرجانی، شیرازی و مشهدی و غیرهم در گوشه و کنار توسط قانون دانان قانون شکن سر به سنگ می کوفت را به یاد دارید؟ حسن روزی طلب روزنامه نگار جوان و انقلابی چه زود به چوب خبر ویژه تان نواختید؟ تنها برنامه تلویزیونی ضدفتنه هشتاد و هشت که با پنبه سربریده شد بیش از تمامی نوشته های شما در کشور بیننده داشت، اثرگذاریش را نمی دانم؟ خوب هم نیش این برنامه را کشید سردار حاج عزت الله ضرغامی به سلامت بادا!


نماینده محترم ولی فقیه در موسسه کیهان، امروز دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست، بر شما بیشتر عیان و پیداست که آقای هاشمی رفسنجانی پرکننده جدول برنامه ریزی شده دشمن در فتنه هشتاد و هشت در سطح یک مدیر عالی و یک حامی مالی و خانوادگی و آبرویی، تمام قد عمل کرد. برادر دکتر علی لاریجانی نیز تا توانست در حمایت از جبهه انقلاب امروز و فردا کرد و در بهترین حالت مسئله را به یک منازعه سیاسی تقلیل داد و طرفین را موعظه نمود.


ملاک حال فعلی افراد است. آقای هاشمی رفسنجانی که فرموده است بر همان مواضع قبلی خویش است، قطعا در عملکرد هم! ناولایتمداری آقای لاریجانی در مدیریت مجلس و بیاناتشان در جرح و نقد دولت کاسته شده است؟ سوال امت حزب الله از شما این است، خدمات دولت احمدی نژاد به انقلاب، از این دو بزرگوار کمتر است و یا اینکه لطماتی که به خط انقلاب زده اند بیشتر از آنهاست؟ شاید هم سابقه انقلابی گری در حب و بغض نسبت به افراد در شدت و ضعف اثر گذار است. به زعم نویسنده قطعا هیچ کدام از این موارد در قبال شما صدق نمی کند.


تریبون ریاست مجلس شورای اسلامی و صحن علنی قانون گذاری مجلس تبدیل به بازی هرچه دولت می خواهد، نه! و هر چه دولت نمی خواهد، آری! شده است. آن هم با ابزار قانون، هر جا هم که شورای نگهبان قانون اساسی سد راه شود، لطف مجمع تشخیص مصلحت مستدام است. البته که مجلس شأن قانون گذاری و تشخیص مصلحت هر دو نهاد معظم جمهوری اسلامی محترم است و هر چه مسیر قانونی را طی کند، قانون است و همه باید بدان پایبند باشند از جمله رئیس جمهور.


حیف است یادی از کنفرانس های خبری آقای لاریجانی نکنیم. چه تیترها و جملات فاخر و مططنی روزانه بر تارک روزنامه های دوم خردادی و بعضاً سایت و رسانه های ضدانقلاب از افاضات ایشان درج نشد؟! هشتاد درصد سوالاتی که از محضر ایشان می شود، مربوط به زخم و شکاف های بین دولت و مجلس است و اصرار خبرنگاران غافل یا خائن برای موضع سازی از زبان ایشان علیه یکی دیگر از قوا، اما دریغ از یک کلمه آتش اختلاف خاموش کن! آقای احمدی نژاد با نوشتن نامه ای سرگشاده به نمایندگان مجلس، مجموع اختلافات را در یک جا، به صورت فشرده و کپسولی روی دایره ریخت. شما نیز به درستی نسبت به این کار غیرمدبّرانه و اختلاف افکن قلم نصیحت و زبان ملامت گشودید.

از آن جایی که مؤمنین در هر حال و مقامی مکلف هستند همه اقدامات یکدیگر را حمل بر خیر کنند، ذهن پرسشگری که بخواهد ضربآهنگ شفقت آمیز و ملایم شما نسبت به اشتباهات آقایان هاشمی رفسنجانی و لاریجانی تحلیل کند، فقط یک محمل می یابد. کم طاقتی این دو نفر.


از پوست کلفتی و یک دندگی احمدی نژاد که بگذریم، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مجلس شورای اسلامی مان متاسفانه در برابر تیزی قلم منتقد شما و دیگر دوستان حزب الله تحمل بسیار پایین و کوتاهی دارند. نمونه اش تجمعی که در برابر مجلس توسط بسیج دانشجویی برگزار شد. ناشکیبایی ای، که یکی را مدتی است در صف ضدانقلاب نشانده است، و دیگری نیز که اظهاراتش دندان طمع فتنه گران و حامیان داخلی و خارجیشان را تیز می سازد. البته این وسط تک نوازی رئیس دفتر را فراموش نمی کنیم که اگر نبود لجن پراکنی مزورانه و مزدورانه این طیف شاید می شد با صراحت بیشتری درددل کرد.


دوستان فوق الذکر نشان داده اند، پناهگاهشان در زمان دلخور شدن از امت حزب الله و کمتر از گل شنیدن از رسانه های ارزشی، دوستان غیرارزشی و نیمه ارزشی است. لذا جناب شریعتمداری هم می خواهد با رعایت اصول جذب حداکثری و تغافل نسبت به افتضاحات این دو مسئول کلان مملکتی، فروغلتیدن آقایان را در جبهه مقابل به تأخیر اندازد و یا از آن جلوگیری کند. و یا خدای ناکرده با دفع حداقلی ایشان بدان سو هل داده نشوند.


علت جزئی تفاوت متن رجا و متن وبلاگ: این مطلب بعد از اینکه خدمت دوستان رجا فرستاده شد و احساس کردم برخی اصلاحات جزیی نیاز دارد. (+)

مرتبط:

قاتل زبیر به دوزخ خواهد رفت