السلام علی علی بن الحسین

یا علی اکبر

أشبه الناس خلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله

آقا «محمد»،عزیز و چراغ خانه مان، سال گذشته صبح روز مبعث، به دنیا آمد و امشب شب میلاد علی اکبر صلوات الله علیه و علی آبائه یک ساله شد.

رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی

به دنیا آمدن و بزرگ شدن بچه چیزی شبیه معجزه است.  از تک تک ثانیه های بزرگ شدن و حیات کودک می توان درس توحید و خداشناسی آموخت.

لذتی که در مهربانی بین کودک و پدر و مادر وجود دارد، از جنس محبت خدا و بندگان است.



ایمان و اعتقادی که کودک به پدر و مادر از بابت یاری، رفع گرسنگی و تأمین امنیت دارد، سرمشق پدر و مادر برای ایمان و اعتقاد به رزاقیت و ربانیت خداست.


خدایا ما لایق چنین فرزندی نبودیم، خودت ما را شایسته تربیت بنده ای از بندگان خودت قرار بده.

دعای همیشگی پدر و مادرش: خدایا فرزند ما را خلق و خوی محمدی(صلوات الله علیه و آله) عطا کن.

ز جا خیزید یاران گاه جنگ است

اشعار ذیل روز چهارشنبه قبل از انتخابات خوانده شده است ولی عجیب مضامین آن به اوضاع و احوال این روزها نزدیک تر است. عرصه را خوب توصیف می کند. میرشکاک در یک مصرع علت پیش آمدن وضع موجود را نشان می دهد: «زبی تدبیری دنیا پرستان ...» و توصیه ها به صبر و بصیرت و آمادگی برای ایثار عناوین مهمی است که شاید لازم باشد بیشتر توضیح و تفصیل داد ولی عجالتا همین شعر کفایت است.


کجایید ای شهیدان عرصه تنگ است

ز جا خیزید یاران گاه جنگ است

الا شیراوژنان دشت ناورد

ز جا خیزید دشمن سر برآورد

ز نو هنگامه شهد و شرنگ است

دوباره آزمون نام و ننگ است

ز بی تدبیری دنیا پرستان

ز جام جاه بی بنیاد مستان

ز خود بنیادی مشتی خس و خوار

سیاست پیشه غولان تبه کار

ز نام افتاد با نان کار ما را

مسلمان مسلمانی خدا را
***
ز بام دین به دام نان فتادن

دکان عشوه چیدن، وعده دادن

ز دشمن آشتی جستن پی نان

زهی مردم فریب نامسلمان

ز ایمان فلک فرسا، بریدن

به زیر سایه دشمن خزیدن

کدامین عزت است این، غیر خواری

به جز این وعده ها دیگر چه داری؟

به جز مشتی چو تو، بی درد و بی دین

دژآهنگانِ رنگ آمیز خود بین

چرا از دشمنان بیم است هیهات

چرا آهنگ تسلیم است هیهات

***

الا دنیا پرستان خاک بازان

فروشی نیست خون پاک بازان

به دست خود نهادن بند بر دست

کسی کو را پدر باشد نکرده است

به آمریکا سپردن سر شما را

شما را زندگانی مرگ ما را

بسیجی مرگ را زاده است کو مرگ

شب و روز است ما را آرزو مرگ

***

خوشا روزی که سالار شهیدان

ز روی لطف بر ما ناامیدان

دری بگشاید از باغ شهادت

که دارد جان ما داغ شهادت

نه عقل از عشق غافل کرد ما را

نه دنیا رخنه در دل کرد ما را

به دنیا دل نبندد هر که مرد است

که دنیا سر به سر اندوه و درد است

***

 بسیجی جان مرگ آگاه دارد

از این زندان به بیرون راه دارد

به بوی کاروان کربلا مست

به عشق حیدر کرار پابست

***

 الا ای پایمردان خمینی!

جوانمردان آیین حسینی

پرستوهای بال و پر شکسته

که می‌خواهد شما را سر شکسته؟

به میدان از شما پایی که جا ماند

گواه بازگشت کربلا ماند

***

 سرآمد انتظار سرفرازان

درآمد نوبهار پاکبازان

 امیر خیل جانبازان جلیلی است

سرآهنگ سراندازان جلیلی است

***

 به میدان سراندازی درآیید

به قصد مرگ و جانبازی درآیید

که با ناهمرهان این کار خام است

فراروی شما داوی تمام است

در آن همراه با هم دشمن و دوست

به قصد کندن از ایمان ما پوست

***

 ز دزدان بر حذر باشید یاران

ز یزدان با خبر باشید یاران

شهید زنده، مرد دین و ناورد

امام و رهبری را یار و همدرد

ز مردی گر نشانی باشد او راست

در این ره هیچ ناید جز نکو راست

در این ره هیچ می‌ناید ز دزدان

به غیر از همدلی با زن بمزدان

***

 بسیجی با بسیجی کار دارد

جلیلی داغ عشق یار دارد

در این ره مرد مردستان جلیلی است

بهار باغ در دستان، جلیلی است

بر این موقف در این دنیای خاکی

نبیند کس چو او مردی به پاکی

***

 الا ای دشمنان دین، خدا را

ز جان دادن مترسانید ما را

شهادت بوده عمری آرزومان

چه باک از کربلای پیش رومان
 

يوسفعلي ميرشكاك

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا...

سوره مبارکه آل عمران

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ (١٤١)

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ (١٤٢)

وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (١٤٣)

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ (١٤٤)

وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ (١٤٥)

وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ (١٤٦)

وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (١٤٧)

فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (١٤٨)

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ (١٤٩)

بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ (١٥٠)

سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ (١٥١)

وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ (١٥٢)


مظلومیت، برگ برنده حزب الله است

حزب الله، حزب خداست و حزب خدا، سرباز خداست. حزب خدا گُرده خود را برای کشیدن تکلیف خدا آماده کرده است. هر چند تکالیف خدای جلّ و اعلی فوق طاقت نیست، اما سنگینی و وزری دارد که باید سینه پیغمبرش را برای آن فراخ گرداند. هدایت مردم به سمت سعادت دنیوی و اخروی مهمترین و صعب ترین مرحله سیر به سمت حق است که بایدسیر من الخلق الی الحق صورت گیرد. مسیری که در آن موانع و مشکلات بسیاری بر سر راه است. اولیاء و طاغوت از یک سو، افراد ضعیف الایمان از سوی دیگر. اما این همه مشکل نیست.

رسیدن به حیات طیبه و تأمین زندگی دلنشین برای همه بشریت آرزوی دیرینه بوده است. اما جبهه باطل با ایجاد اشتباه محاسباتی در کشف مسیر کوتاه تر، انسان را به بیراهه کشانده است. هیچ انسان سالمی نیست که به دنبال آرامش مادی و معنوی برای خود و اهل خود و هم نوعان خود نباشد. پس چرا بسیاری از مردم در طول تاریخ نتوانسته اند با اولیاء خدا همپایی کرده و به سمت سعادت حرکت کنند؟

امکانات تبلیغاتی، تربیتی، مالی، نظامی و سیاسی، پنج امکان اصلی اداره جامعه است. امکان هایی که هر دو طیف می توانند از آنها استفاده کنند. با تبلیغات و روش های متنوع اطلاع رسانی می توان آزادی زن را صرفا آزاد کردن زن از قید مرد معرفی کرد. می توان با تربیت خودپرستی و منفعت جویی را عین عقلانیت در ذهن کودکان جای نشین ساخت. با تمکن مالی است که امکانات رسانه ای و تربیتی و امثال آن بیشتر در دسترس خواهد بود. با امکانات نظامی و قوه قهریه، شیوه غذا خوردن و لباس پوشیدن را هم می توان به مردم تحمیل کرد چه رسد به خط نوشتن و نحوه اندیشیدن. استفاده از سیاسی کاری و ائتلاف سازی با صاحبان قدرت، یکی از شایع ترین روش های اداره جوامع است.

حال سؤال این است، آیا حزب الله در استفاده از روش ها حق دارد از این امکانات استفاده کند؟ ولی جواب یک کلمه نیست. بلکه جواب یک دنیا تکلیف است. آری حق دارد ولی به شرطها و شروطها. فأستقم کما أمرت. استقامت باید آن گونه که دستور داده اند، استفاده کند. استقامت با دست یازیدن به هر روش و قاعده ای ارزشمند نیست. نحوه رأی آوردن هم برای ما موضوعیت دارد. امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، امیر کلام و لغت در طول تاریخ اسلام حتی در استفاده از قدرت بیان خود برای اقناع و هدایت مردم استفاده تام و تمام نکرد. قرار نیست در هیچ حالتی قدرت انتخاب از مردم سلب شود. إنا هدیناه السبیل إمّا شاکرا و إما کفوراً. وظیفه فقط تبیین راه رشد از راه غیّ است. اگر کسی در میانه جنگ سوال داشته باشد باید به سوالش پاسخ داده شود و سپس به محل خود برگردد تا در آسایش تصمیم بگیرد. حضرت علی علیه السلام در خطبه قاصعه می فرماید: «و اگـر خـداى پاك به هنگام بعثت پيامبران اراده مى فرمود، كه گنجينه هاى طلا و كانهاى زر ناب و باغهاى پر درخت به رويشان بگشايد و پرندگان آسمان و جانوران زمين دست آموز آنان باشند، چنين مى كرد. اما ديگر آزمايش انسان از دست مى شد و دفتر جزا بسته مى گـرديد.»

حزب الله برای معرفی خود وقتی بهترین برنامه ها را طی شش سال برای اداره مسائل کلان امنیتی داخلی و خارجی کشور تدوین کند، حق ندارد فخرفروشی کند، یا بیش از حد از داشته های خود تعریف و تمجید کند. حتی اگر متهم به بی برنامگی و نداشتن تجربه مدیریتی شود. حزب الله اگر دارای شناخت دقیق از مجاهدان گمنام اداره ها و وزارت خانه های کشور را داشته باشد، متهم به نداشتن نیرو می شود ولی حق ندارد، باندبازی کند و ائتلاف بتراشد که برنامه ریزی برای رسیدن به قدرت بر ما حرام است. حزب الله وقتی عاقبت ذلت بار اتباع از مسیر باطل را چونان مصر و ترکیه و یونان به عینه ببیند، نمی تواند رقیب خود را تخریب کند.

اما این ها هم یک سختی دارد. سختی بالاتر و بزرگتر استدلال کردن با افراد ضعیف الایمان و کم بصیرت جبهه حق است که تعصب برای اقامه کامل حق را موجب شکست و هزیمت می دانند و خواستار راضی شدن به مالک هستند تا نوبت در فرصتی دیگر نوبت به علی برسد. خواستار گذشتن از حق مادری می شوند تا بچه سالم بماند. به جای آنکه طرف حق را بگیرند تا حق به حق دار برسد، با نگاه قبیله گرایانه فقط خواستار به قدرت نرسیدن جناح مقابل هستند. مظلومیت یعنی اینکه در لشکر خودی نه فقط برای تحقق هر چه بیشتر و بهتر اسلام ناب تلاش نمی کنند بلکه برای آن سنگ اندازی هم می کنند.

مظلومیت حزب الله زمانی کامل می شود که ایمان به خدا هست اما ایمان به مردم شهیدپرور و بصیر به ملت ایران کامل نیست. زمانی که با مدعیان اصولگرایی با نگاهی تحقیرآمیز ملت ایران را ملت آب و نان می بینند. لذا تلاش می کنند تا با نسخه های بدلی و  رنگ آمیزی شده به اسلام و انقلاب جذب کنند. آنها 22 بهمن 91 اوج تحریم های فلج کننده دشمنان را باور نکرده اند. و تو باید دندان به جگر بسابی که مگر ملت رهبر از این بهتر دارد که وقتی رأی دادن به اصلح را تکلیف می کند، عده ای دایه مهربان تر از مادر می شوند.

خدا خود خون بهای مظلوم دشت کربلا شد وقتی در غریبی و تنهایی به جرم نامسلمانی کشته شد. اما این بار خدا تقدیر دیگری کرده است و افق سروری و آقایی مستضعفین جهان سرزده است. فأستقم کما أمرت و من تاب معک