اشتباه و تخلف آشکار محمود احمدی نژاد در نپذیرفتن دستور مقام معظم رهبری
برای دوستان انقلاب تلخ کامی زیادی ایجاد کرده است. تا حدی که تشفی و تسلای
مقام معظم رهبری نیاز به تاکید و تکرار سه باره پیدا کرد. هر چند عده ای
نابخردانه به عناوین مختلف در گفتگوهای درگوشی رسانه ای دست از وز وز های
خناسانه خود برنداشتند، اما عموم جریان حزب الله علی رغم پیش بینی ها،
خودنگه داری و صبر انقلابی اش را در محضر مولایش خوب امتحان داد. اما نباید
خوشحال باشیم که هر چند حزب الله فریاد و خروش انقلابی را زود پاسخ می دهد
و نسبت خائنان و ساکتان در قبال خائنان، صبر ندارد، این بار فقط توانست
صبر خود را نسبت به خاطیان به نمایش بگذارد و عمارهای خود خوانده و زبان
دراز در فرصت دلخوری و سرخوردگی حزب الله، سر و گوشی جنباندند که از قضای
روزگار عمدتا همان قاعدین دیروز بودند.
تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که هر چه به
پیش می رود، سنگ سخت امت و امامت است که مستحکم تر می شود و اضافات و
زایدات و سستی ها هستند که رنگ می بازند. حال چه باک اگر می خواهد به دست خودش از این صف مرصوص جدا شود انقلاب به ناف هیچ فرد و گروهی بسته نبوده و نیست.، چه آیت الله ها و چه دکتر ها از این صف جداشدند و بعضا به قعر جهنم رهسپارند. از روزهای اول انقلاب که بحث بر
سر جمهوریت و اسلامیت بود تا روزهایی که اختلافات و رقابت های سیاسی بر سر
آزادی و جامعه مدنی بود انقلاب پیشرفت کرد. بسیاری از گروه های سیاسی از
گردونه حضور در رقابت هم حذف شدند و هم به موزه ها و کتابخانه های سیاسی
تاریخی اعزام شدند. وقتی حزب اعتماد ملی در تابلوی تبلیغات انتخاباتی مجلس
هشتم از بازگشت به اندیشه های امام خمینی گفت، وقتی میرحسین موسوی به
نمایندگی از حزب مشارکت و کارگزاران تا نهضت آزادی و بهاییت خواستار احیای
آموزه های راستین امام خمینی شد، قبل از آن که به نتیجه فکر کنیم باید
خوشحال بود که فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی اسلامی ما چقدر پیشرفت کرده است. حتی
مخالفان و نابردباران در قبال اندیشه امام خمینی مجبور شده اند برای باقی
ماندن در عرصه فعالیت های سیاسی کشور و جُستن مقبولیت سیاسی نزد مردم از
تابلوی آقا روح الله مدد بگیرند.
عنصر انقلابی اسلامی تربیت یافته مکتب خمینی در هر واقعه و
حادثه ای دست خدا را مشاهده می کند و تلاش می کند دست خدا را در حمایت و
حفاظت از انقلاب ببیند و از گرفتن منصب و مقامی با غرور شادی یاد نمی کند و
از دست دادن عرصه و زمینه ای را با غصه و ناراحتی سپری نمی کند. ناراحتی زمانی است که تکلیف خود را به درستی انجام نشده باشد. قطعا در
هر بازه ای از زمان امتحانی از امتحانات الهی نهفته است که باید با اراده و
ایمان به امام جامعه بی محابا به دل فتنه ها فرو رفت. قطعا هر چه تاریخ به پایان خود نزدیک می شود امتحانات سخت تر می شود. امتحان سخت تر برای دانش آموز شایسته تر است. دوره دولت اصلاحات
علی رغم صدماتی که به پیکر انقلاب و ایران وارد کرد، برکات و نعماتی نیز
داشت. تربیت یک نسل جوان انقلابی و یک جامعه انقلابی اسلامی و ظهور یک
کاندیدای ریاست جمهوری در حد اندازه احمدی نژاد از ثمرات ضربات و هجمه هایی
بود که به سمت مسیرانقلاب و اسلام شد.
اما دوره شش ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد سرشار از برکات و
نعمات بوده و هست. شماره این خدمات که بسیاری از آنها مدیون استقامت شخص
رئیس جمهور است در داخل و خارج مرزهای ایران اسلامی در عهده این نوشته
نیست.
عملکرد احمدی نژاد را می توان با معیارها و ملاک های مختلفی
سنجید. آمار و ارقام اقتصادی و تئوری های کلاسیک روابط بین الملل و شاخص
های توسعه انسانی، اما آن چه در انتخابات هشتاد و هشت معیار رقابت دو
کاندیدای اصلی بود التزام هر چه بیشتر به آراء و منویات امام خمینی رحمه
الله علیه بود.
در گردونه انتخابات هشتاد و هشت و فتنه پس از آن با مدیریت شخص
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر حکیم و بیدار انقلاب، گام دیگری در مسیر
پیشرفت این انقلاب برداشته شد و آن موضوعیت و طریقیت پیدا کردن خواسته ها و
اراده های ولایت فقیه بود.
این روزها دوستان نادان و دشمنان دانا در تلاش هستند تا تجاوز یک فرد از حدود خود را، پتک کنند و حرکات درست امت حزب الله را ناکام و شکست خورده بنمایانانند. متاسفانه برخی از اقربا هم از شدت ناراحتی دست به خودزنی زده و کاسه چه کنم دست گرفته اند، تو گویی این انقلاب به مدد اشخاص حرکت کرده است. ترس از طعنه ها نباید باعث شود این ارتقاء نادیده گرفته شود که
رقبای احمدی نژاد امروز اگر بخواهند در صحنه سیاسی اجتماعی کشور حرفی برای
گفتن داشته باشند و نظری را جلب کنند می بایست ولایتمداری مصداقی احمدی
نژاد را زیر سوال ببرند. در فتنه هشتاد و هشت کسی نمی توانست تئوری ولایت
فقیه را منکر شود و مدعیان دعوا را بر سر شخص و تصمیمات شخص ولی فقیه عنوان
می کردند.
اما امروز شاهد هستیم که دیگر دعوا بر سر مصداق ولایت فقیه و
حتی تصمیمات ایشان نیست، اینجا مخالف و موافق دست به دست هم داده اند تا از
احمدی نژاد بخواهند به اجتهاد کارشناسی ولی فقیه گردن بگذارد. دوستان از
سویی انتقاد و تمنا دارند و دشمنان به دنبال جستن شکاف و تزلزل در این
ولایت پذیری بسیار پیشرفته هستند. هر چند این لج بازی باعث خوشحالی دشمن
شده است و ممکن است بر انتخابات آینده اثر منفی بگذارد ولی اگر فرصت بینی
بستر عمل سیاسی انقلابی باشد، باید تنبلی را کنار گذاشت و به این اتفاق به عنوان فرصتی در ایمان
ورزی سدید و قویم به راه امام و آقا نگریست که امت حزب الله می بایست با
همت مضاعف و کار مضاعف کار به یک احمدی نژادی تر بسپارد و اجازه ندهد ولایت
سرایان و اصولگرابازهایی که فاصله های کیلومتری با همین احمدی نژاد فعلی
دارند، دستاوردهای امت و ولایت را ضایع کنند. رای که نمی آرن، ممکن است مردم را دلسرد کنند.
ما حاضریم احمدی نژاد را از دست بدهیم ولی هاشمی رفسنجانی هم
بیاید برای اثبات خودش ولایت پذیری عملی و مصداقی خودش را پیش بکشد.
ما حاضریم احمدی نژاد عدم کفایت سیاسی از مجلس بگیرد ولی علیان
مطهری و لاریجانی مجبور باشند تابعیت بی چون و چرا از آقا را بر رئیس
جمهور تکلیف بدانند.
ما حاضریم احمدی نژاد فنا بشود ولی ذوب شدن در ولایت مبنا و
محور رقابت سیاسی شود.
این سطح از پیشرفت فرهنگ سیاسی جامعه نیز از ثمرات ولایت مداری
احمدی نژاد تا همین دیروز و ان شا الله امروز است.
تا همین جا هم ممنونتیم، احمدی نژاد!
مرتبط:
تمام مقصد ما احمدی
نژادی بودن ماست!مرتبط تر های قدیمی:
خميني هيچكاره است!این هم رونوشت به آنهایی که تازه بیدارشده اند که اشتباه کرده اند و به نمایندگی از همه احمدی نژادی ها تریبون داری می کنند: نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385