اصول عمدۀ نظریات سیاسی اخوان المسلمین

1.    تجدید حماسۀ اسلامی، در بازسازی و احیای افکار مسلمانان و مبارزۀ مسلحانه با استعمار و عاملان آن و همۀ دشمنان اسلام در بلاد اسلامی نهفته است.

2.    پیکار علمی و اصولی با غرب گرایی و مظاهر تمدن اروپایی
3.    مبارزه با ملی گرایی که غالباً به منظور تفرقۀ مسلمانان و از میان بردن وحدت اسلامی از سوی استعمارگران تشدید و ترویج شده است.
4.    توجه به این نکته که روحانیت در اسلام با سیاست همگام است و آن دو را به هیچ روی نمی توان از هم جدا کرد.
5.    ترویج و تشویق اصل اجتهاد؛ زیرا مسلمانان باید بی آن که اصول خود را رها کنند، خود را با زمان تطبیق دهند و عقل خدادادی را در همه کارها به کار اندازند.
6.    توجه به خلافت، زیرا بهترین نوع حکومت، خلافت الهی است نه جمهوری یا سلطنتی.... لازم نیست خلیفه قریشی باشد، بلکه هر کسی که لایق و مردم پسند باشد و از احکام الهی پیروی نماید، مردم باید از وی اطاعت کنند.
7.    تلازم اقتصاد و سیاست، بدین معنی که استقلال اقتصادی بدون استقلال سیاسی ممکن نیست و این هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
8.    اصلاح اخلاقی، بدین معنی که یک نهضت اخلاقی برای تهذیب و احیای اصول اخلاقی مسلمانان می بایست ایجاد شود.
9.    بهبود وضع بهداشتی و تربیتی، زیرا در نظر اخوان المسلمین، سیاست و اقتصاد باید همدوش با تربیت و بهداشت پیش روند.
10.    توجه به کشاورزی و ایجاد تعاونی ها، زیرا کشاورزی صحیح و مدون و تأسیس تعاونی ها و تهیۀ وسایل ورزشی و پیشاهنگی و توسعۀ مدارس و بویژه تهیۀ امکانات معقول برای تربیت و تحصیل بانوان بر اساس اصول اسلامی، جوامع اسلامی را به سوی تعالی و ترقی سوق خواهد داد. 

منبع: تاریخ نهضت های سیاسی-دینی معاصر، نوشته دکتر علی اصغر حلبی، انتشارات بهبهانی 1374، صفحه 161

برگرفته از کتاب انقلاب اسلامی ایران و جنبش های اسلامی معاصر / حمزه امرایی/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی /1383

شأن نزول:

آن چه خواندید بر اساس نوشته جاتی است که سال 1374 به رشته تحریر درآمده است. مقایسه این ادبیات با اندیشه های مقام معظم رهبری حفظه الله و حضرت امام خمینی رحمة الله علیه برای کسانی که فرصت کافی برای مطالعه و شناخت تفصیلی ندارند قطعا مفید خواهد بود. البته برای درک بیشتر این قرابت می توان به کتاب مختصر «ما چه می گوییم؟» سید قطب ترجمه استاد سیدهادی خسروشاهی نیز مراجعه کرد.

بعد از وقوع انقلاب و خیزش های اجتماعی سیاسی متعدد اسلامی در منطقه، اندیشمندان و تحلیل گران غربی به کمک سازمان رسانه ای و سیاسی خود برای تثبیت صورت بندی جدید مطلوب خود در تلاش برای تفرق هر چه بیشتر بین ایران اسلامی و کشورهای مسلمان انقلابی هستند.

یکی از راهکارهای قدیمی تأکید بر ممیزات و ایجاد غیریت با طراحی هویت های جعلی است. همان طور که در مصر و برخی دیگر از نقاط جهان اسلام، شیعه هراسی را ایجاد می کنند به نظر می آید در داخل ایران نیز نوعی توهم «اخوان هراسی» به راه انداخته اند. این نوشته مختصر نافی تمایزات نیست بلکه مدعی است تشابهات و اشتراکات آن چنان زیاد و قوی است که فرصت های پیش روی تمدن اسلامی نباید در مسائل پیش پا افتاده ای سیاسی نادیده گرفته شود.


نظر امام خمینی در مورد ماهیت احزاب


نظر امام خمینی(رحمة الله علیه) در مورد ماهیت احزاب و تاریخچه آن در ایران و جهان غرب


من حالا باید عرض کنم که اصل این احزابی که در ایران از صدر مشروطیت پیدا شده است، آنکه انسان می‌فهمد این است که این احزاب ندانسته به دست دیگران پیدا شده است؛ و خدمت به دیگرانْ بعضی از آنها کرده‌اند. من اینطور احتمال می‌دهم که در سایر ممالک - که آن وقت مهم انگلستان بوده است - آنها یک احزابی درست کردند برای به دام انداختن ممالک عقب افتاده و ممالکی که از آنها استفاده می‌خواستند بکنند.

احزاب در آنجا اینطور نبوده است که دو حزب مثلاً با هم به حَسَب واقع یک اختلافی بکنند و یکی از آنها به نفع دولتشان یا مملکتشان، یکی آنها به خلاف او یک چیزی بگوید. لکن احزاب را به نظر می‌رسد که درست کرده‌اند برای اینکه دیگران هم به آنها اقتدا کنند در درست کردن احزاب.

در ممالک ما، و خصوصاً در مملکت ایران، از اول که احزاب درست شده است، اینها - هر جمعیتی یک حزبی درست کردند دشمن با احزاب دیگر. یک صحنه مبارزه بین احزاب. و این از باب این بوده است که چون خارجیها می‌خواستند از اختلاف ملتها، از اختلاف توده‌های مردم استفاده کنند، یکی از راه‌هایی که موجب این می‌شود که اختلاف پیدا بشود و مردم با هم در یک مسائلی مجتمع نشوند، قضیه احزاب بوده است.

حزب درست می‌کردند.

این حزبْ حزبِ مثلاً «دموکرات»، این حزبْ حزبِ «توده»، آن حزبْ حزبِ چه «عدالت» - نمی‌دانم چه. در آن وقتها یک اسمای دیگر داشت، کم کم اسما هم اروپایی شد! اینها در ممالک خودشان یک چیزی درست می‌کنند، صورت است، واقعیت ندارد؛ به واسطه آن صورتْ ممالک دیگر را به دام می‌اندازند، که آنها وقتی که احزاب درست می‌کنند واقعاً با هم دشمن می‌شوند. حزب کذا با حزب کذا، اینها با هم دشمن هستند و تمام عمر خودشان را صرف می‌کنند در دشمنی کردن با هم.

وقتی بنا شد که آن اشخاصی که مؤثر هستند، آن اشخاصی که امید این است که مملکت به واسطه آنها اصلاح بشود، اینها تمام قوایشان را صرف کنند در اینکه خودشان به جان هم بیفتند، دعوا کنند خودشان با هم، تمام نوشته‌هایشان بر ضد هم، هر کدام دیگری را رد کند، هر کدام دیگری را طرد کند و اینها، یا بعضی آنها دانسته این کارها را می‌کردند، و از عمال ابتدایی خارجیها بودند، و [یا] بعضی آنها هم ملتفت قضیه نبودند که دارند آنها را می‌کشند به یک راهی که مخالف با مصلحت کشور خودشان است.

اساساً باب احزاب، از اول که پیدا شده است و اینها با هم جنگ و نزاع کردند، به نظر می‌رسد که با دست دیگران [بوده‌] برای اینکه اینها با هم مجتمع نشوند. و آنها از اجتماع یک توده‌ای می‌ترسند، از این جهت به واسطه اینکه اینها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، این امر را کردند و خودشان هم یک چیزی، صورتی آنجا درست کردند که اینها ببینند که مثلاً در مجلس انگلستان حزب کارگر داریم و حزب مثلاً کذا؛ خوب ما هم خوب است داشته باشیم!

اما آنها یکجور دیگر فکر می‌کنند، اینهایی که از آنها اخذ می‌کنند یک جور دیگری فکر می‌کنند. اینها وقتی که با هم دو حزب تشکیل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشکیل می‌دهند! این دشمن اوست، او هم دشمن اوست، و آنها استفاده‌اش را می‌کنند! آنها بازی می‌دهند اینها را که البته مملکت متمدن باید حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد؛ خوب پس ما هم باید احزاب داشته باشیم! اما احزابی که ما درست می‌کنیم،

اینطوری است که این حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف می‌کند

در اینکه این او را بکوبد و او این را بکوبد. (+)

جلد ۵ - صفحه ۲۷۵

۳ دی ۱۳۵۷ / ۲۳ محرّم ۱۳۹۹

تمدن/حاکمیت/ولایت فقیه/دموکراسی/مصر/پاکستان/عراق/ انتخابات ریاست جمهوری/ اختلافات مجلس و دولت/ کارآمدی/هاشمی رفسنجانی/رقابت برای خدمت/... عناوین زیادی را می توان ذیل این متن به چوب محک امام مورد نقد و بررسی قرار داد.


گرایش ملت تونس به حرکت های دینی در ایران، آذر 57


نوفل لوشاتو 8 آذر 57

خبرنگار روزنامه الرأی تونس :
ملت تونس و مسلمانانی که در تونس هستند گرایشی به حرکتهای دینی در ایران دارند، گرچه عده‌ای می‌خواهند به این حرکت برچسب واپسگرایی بزنند. آیا مطلبی برای ملت تونس دارید؟

امام خمینی رحمة الله علیه:
من برای تمام ملت جهان و خصوصاً مسلمین جهان این پیام را دارم که ملت ایران برای احقاق حقوق از دست رفته‌اش قیام کرده است، و سلاطین در طول تاریخ مانع و غاصب حقوق آنان بوده‌اند.
لهذا از تمام مردم جهان و مسلمانان شریف تقاضا دارم که به نهضت اصیل اسلامی و مردم ایران کمک کنند.

انسانیت مردم جهان اقتضا دارد که صدای ملت مظلوم ما را به جهان برسانند.
علاوه بر اینکه تکلیف اسلامی مسلمانان است که اگر کسی مظلوم واقع شد باید به او کمک کرد.(+)

پانوشت: شناخت حداقلی از تاریخ تقابل عظیم انقلاب اسلامی با نظام سلطه و اثرات آن در نظام بین الملل، یکی از عوامل لغزیدن برخی فعالان فکری-سیاسی-فرهنگی حزب اللهی به خاله زنک بازی های سیاسی شده است.

مکتب تفکیک و انقلاب اسلامی

آقای خامنه ای به یاد می آورد که در سال 1343 به خانه حاج شیخ مجتبی قزوینی رفت؛ رفت که رضایت او را برای گذاشتن امضایش پای اعلامیه ای بگیرد. آقای قزوینی اعلامیه را خواند. پسندید. گفت که امضاء می کنم، اما دیگر آقایان خواهند گفت فلان جای اعلامیه اشکال دارد و چون قزوینی امضا کرده و دیگر امکان تغییر دادن آن نیست، امضاء نخواهند کرد؛ بهانه میگیرند و امضاء نمی کنند.

توصیه کرد اعلامیه را ابتدا به آنان نشان دهد، کم و زیاد کند، امضاءها را بگیرد؛ نام و امضاء او پای این اعلامیه محفوظ است. حتی توصیه کرد ابتدا نزد فلان عالم نبرد؛ او امضا نمی کند و نخواهد گذاشت دیگران هم امضاء کنند. و گفت که از آقایان میرزاجوادآقا تهرانی و حسنعلی مروارید شروع کند. 

حاج شیخ مجتبی قزوینی برای اندک مبارزان شهر مشهد منشأ امید و دلگرمی بود. او دردل و گلایه ها را می شنید، و از نفوذ و رکود و دلسردی به جان آنان جلوگیری می کرد.

کتاب شرح اسم، زندگی نامه آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای (1318-1357) ص 202

استاد محمدرضاحکیمی در وصف ایشان می فرمایند:

عالم ربّاني، متألّه قرآني، جوهر روحاني، مربّي بزرگ، متعقّل سترگ، جامع معقول و منقول، حضرت شيخ مجتبي قزويني خراساني از «متالهان زبده قرآنی» در سده پیشین است. وی سومین کس از سه رکن بزرگ «مکتب تفکیک» است در سده چهاردهم هجری قمری. 


پانوشت: وقتی جنس انسان از اخلاق و ایمان باشد در بالاترین درجات اختلاف مشرب علمی با حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) چنین در مقابل حرکت عمومی اسلام خاضع بودند. قابل توجه علمایی که به زور سایت و مطبوعه و ماهواره می خواهند راه امام خمینی را ادامه دهند.



پیش بینی تکرار انقلاب اسلامی توسط دکتر کلیم صدیقی سال 1360در کشورهای منطقه


رونوشت: الم تركيف ضرب الله مثلاً كلمه طيبه كشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء توتي اکلها كل حين باذن ربها. سوره مبارکه ابراهیم آیات 24 و 25

دکتر کلیم صدیقی:

نضهت اسلامی از این پس هیچ گاه در خلاء جریان نخواهد داشت. حالا [با تحقق انقلاب اسلامی ایران] مسلمانان جهان با یک واقعیت انقلابی مواجهند. علیرغم تمام تحریفات و جعل اخباری که رسانه های گروهی متخاصم با این انقلاب می کنند، همان اطلاعات اندک و درستی که از واقعیت جدید انقلابی ایران به دست توده ها مسلمان سراسر جهان می رسد، آینده تاریک و سرنوشت شوم رژیم های به ظاهر اسلامی موجود را تضمین کرده است. ایران بر آن نیست که انقلاب خویش را صادر کند. انقلابات درجهای دیگر جهان اسلام از درون آنها خواهد جوشید.

در رویدادهایی که در کشورهایی نظیر عربستان سعودی، خلیج فارس، عراق، سوریه، سودان، تونس، الجزایر و حتی مصر می گذرد، تدریجا می توان بازتاب های انقلاب اسلامی ایران را مشاهده کرد. سرعت سیر این رویدادها در این کشورها متفاوت خواهد بود، حدت و شدت و سرعت این سیر نیز یکسان نخواهد بود، لکن کل جهت جریان رویدادهایی که در این کشورها می گذرد رو به سوی انقلاب اسلامی دارد.

منبع: انقلاب اسلامی در ایران/حامدالگار/ترجمه مرتضی اسعدی/انتشارات قلم/مهر 1360/ص 11

کلیم صدیقی نفر سمت راست و سمت چپ فرزند وی اقبال صدیقی

این کتاب(+) چهار سخنرانی از پرفسور حامد الگار است که در موسسه اسلامی لندن ایراد شده است. ابتدای کتاب دکتر کلیم صدیقی نیز مقدمه مختصری مرقوم فرموده اند.

از میان متفکرین درجه اول جهان که در باب انقلاب اسلامی سخن رانده اند، کمتر کسی به اندازه پرفسور حامد الگار در ماهیت و حقیقت انقلاب اسلامی هم دلانه و منصفانه سخن گفته است. یا بهتر بگوییم که حتی بسیار بهتر و دقیق تر از متفکرین دانشگاهی ایرانی انقلاب اسلامی را در همان اوان شناسانده است.

ان شاء الله در مطالب آتی برخی اظهارات ایشان را منتشر خواهم کرد.

مرتبط:

(کلیپ) مختصری درباب دکتر کلیم صدیقی(حاوی فیلم هایی از تظاهرات مسلمانان انگلیس بر ضد سلمان رشدی)


درد مشترک مردم مصر و ایران در مقابل لیبرال ها و سکولارها

با تدوین قانون اساسی جدید مصر توسط سازوکاری که دولت منتخب مصر مشخص کرده بود. زمان همه پرسی نزدیک شد، اما گروه های سکولار مصری با تشکیل «جبهه نجات ملی مصر» خواستار لغو این پیش نویس و عدم برگزاری همه پرسی شدند.سران اصلی این جبهه البرادعی، عمرموسی و حمدین صباحی هستند.

مقاومت دولت محمد مرسی حقیقتا مثال زدنی و غیرقابل پیش بینی بود. پس از اینکه ائتلاف مخالفان همه پرسی در هم شکست و همه پرسی برگزار شد، همان طور که می شد حدس زد این پیش نویس مورد قبول شرکت کنندگان واقع شد. البته متأسفانه باید گفت به دلایلی که اکنون قصد ورود به آن را نداریم، استقبال و مشارکت به چهل درصد جمعیت مصر نرسید.

جبهه سکولارهای مصر با تشکیل کنفرانس خبری و اعلامیه هایی نتایج همه پرسی را مخدوش و غیرقابل قبول خواندند و هواداران خود را به خیابان ها کشاندند.

این مسئله را در گفتگو با دو جوان مصری که در یکی از شبکه های اجتماعی به صورت تصادفی برخورد کردم مطرح کردم. واکنش و پاسخ آنها برای ایرانیانی که ماجراهای هشتاد و هشت را به خاطر دارند بسیار لطیف و دقیق است.


عبدالله دانشجوی دانشگاه اسکندریه:

مجید:هل يختم قضايا الانتخابات؟الاغتشاشات و المظاهرات


عبدالله: لا يصلح, من يأتي بالانتخابات يجب احترامة حتى يقضي فترته

مجید: يعني الان جبهة الانقاذ لم يقبل النتايج حتي الان؟
یعنی جبهه نجات نتایج انتخابات را تا الان نپذیرفته است؟

عبدالله: أيا كان يجب عليهم احترام إرادة الشعب

بله نپذیرفته، اینها باید به اراده ملت احترام بگذارند.

مجید: أحسنت بيک
احسنت به شما

عبدالله:
شكرا

مجید: ماذا يقول الليبراليين؟ يعني ماهي حقيقة جهة إنکارهم؟ هل يقع الفساد و الغش بالنتائج؟
لیبرال ها چه می گویند؟ نقطه اصلی مخالفتشان چیست؟ آیا واقعا فساد و تقلبی در نتایج رخ داده است؟

عبدالله: هم لا يريدون الاخوان ولكن كما فلت لك يجب احترام نتيجة الانتخابات
اینها اخوانی ها را نمی خواهند ولی همان طور که گفتم به شما، باید به نتیجه انتخابات احترام گذاشت.


عبدالفتاح فارغ التحصیل مهندسی پرواز اهل قاهره:

مجید: ما الخبر من الانتخابات الدستور؟ تم النقاشات و المظاهرات العلمانيين؟
چه خبر از انتخابات قانون اساسی؟ درگیری ها و تظاهرات سکولار ها تمام شد؟

عبدالفتاح: يا اخ عبدالمجيد هذا رائى ان هذا الصراع صراع مصالح و هؤلاء الاشخاص يحاولون ان يجعلون الناس تكره الاسلاميين و لكن احقاقا للحق للاسلاميين تجاوزات كثيره الدستور المصري جيد جدا

ای برادر عبدالمجید به نظر من این ماجرا دعوای منافع است اینها می خواهند مردم را از اسلامگراها بیزار کنند ولی انصافا حق به جانب اسلام گراهاست.

مجید: أنا أقول احترام رأي الشعب أولا!

من می گم اول از همه  احترام به رأی مردم!

عبدالفتاح: الله عليك الليبرالين و العلمانين يعتقدون انهم هم الناس العاقله و صاحبه الفكر و باقي الشعب جهال

خدا خیرت بده! این لیبرال ها و سکولارها معتقدند آنها تنها کسانی از مردم هستند که دارای عقل و فکر هستند و باقی ملت جاهل و نادان هستند.

مجید: اللیبرالیین في إیران هکذا!

لیبرال های در ایران نیز همین گونه اند.

عبدالفتاح: اليست الديمقراطيه حكم الاغلبيه؟!

آیا دموکراسی حاکم شدن رأی اکثریت نیست؟!

...

در انتها بنده نیز ماجرای جبهه ملی ایران را در مخالفت با لایحه قصاص در قانون جزای اسلامی تعریف کردم که دقیقا در ابتدای انقلاب به دنبال تظاهرات و اغتشاش در کشور ایران شدند.

هر چند شایسته تر این بود که به انتخابات هشتاد و هشت و ظلم بزرگی که به مردم و نظام جمهوری اسلامی وارد شد اشاره می کرد. و می گفتم: اشرافیت لیبرال و سکولار و حتی انقلابی جمع شدند و رأی خود را رأی کل ملت پنداشتند و الباقی را سیب زمینی خور و حمام نرفته و با کلماتی از این قسم تحقیر و تصغیر کردند.


مبنای بیداری اسلامی در پاسخ امام خمینی به بی بی سی


۱۳ آذر ۱۳۵۷- نوفل لوشاتو

خبرنگار رادیو بی بی سی:

آیا شما معتقد هستید که ما، در یک دورانی از تجدید حیات اسلامی به سر می‌بریم و آیا حرکتی که در ایران اتفاق افتاده، در سایر کشورها بروز خواهد کرد؟ و اگر بله، چرا؟

امام خمینی رحمة الله علیه:  آنچه ما می‌فهمیم، این است که مسلمانان ایران، از غرب و شرق مسائلی را دیده‌اند که با مصالحشان مخالف بوده است. و مدتی هم به علت تبلیغات غرب به از خود بیگانگی دچار شده‌اند. نهضت اسلامی امروز آنان را منقلب کرد و فهمیدند که باید متکی به خود باشند و به اسلام برگردند.

و باز فهمیدند که تنها اسلام است که تمام مصالحشان را تأمین می‌کند. امیدوارم که مسلمانان سایر کشورها از تجربیات مسلمانان ایران پند گرفته و توی دهن غرب بزنند وروی پای خود بایستند و با تمسک به اسلام به افتخارات گذشته خود دست یابند.

منبع: جلد 5 صفحه 170


۱۹ دی ۱۳۵۷-نوفل لوشاتو

خبرنگار تلویزیون بی بی سی:

ما امروز شاهد هستیم که یک نهضت جدید اسلامی در بسیاری از ملتهای مسلمان رشد می‌کند، مثل ترکیه و پاکستان؛ و اینها قیامهای اسلامی می‌کنند. به نظر حضرتعالی دلیل این قیامها چیست؟

در سالهای طولانی، تبلیغات دامنه دار دولتهای شرق و غرب موجب اینامام خمینی رحمة الله علیه در نوفل لوشاتو شد که ملتهای مسْلم از آنان بازی بخورند و گمان کنند که ترقیات این کشورهای ضعیف در گرایش به یکی از این دو ابرقدرت است؛ لکن به هر طرف که تمایل پیدا کردند بعد از مدتی فهمیدند که آنها جز اسیر کردن اینها و بردن خزاین و غارت کردن مخازن آنها کار دیگری نمی‌کنند. در عصر ما، ملت ما یافت که شاه به واسطه پیوندی که با غرب، مخصوصاً با امریکا دارد و همین طور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده است بلکه نیروهای انسانی ما را نیز به هدر داده است؛و  فهمیدند جنایات فوق العاده‌ای که مرتکب می‌شود به واسطه پیوندی است که شاه با ابرقدرتها دارد.

از این جهت ملت ما بپاخاست و سایر ممالک، از جمله ممالک اسلامی نیز به این حقیقت تلخ توجه پیدا کردند و با مطالعه تاریخشان درک کردند که تمام گرفتاریهایی که ملتها پیدا کردند از دست این ابرقدرتهاست؛ ناچار از آن ابرقدرتها رویگردان شده‌اند. و اسلام که تمام آرزوهای بشر را به طور شایسته در دسترس آنها خواهد گذاشت و می‌گذارد و قوانین اسلام، چه قوانین‌ اقتصادی و سیاسی و چه قوانین فرهنگی و معنوی آن، قوانین غنی‌ای است که هرکس به آنها توجه پیدا کند ناچار به اسلام گرایش پیدا خواهد کرد.

و مسلمین بعد از سالهای طولانی‌ای که در غفلت بودند حالا مقداری رو به بیداری گذاشتند و مقداری توجه به اسلام پیدا کردند و امید این هست که توجه آنها به اسلام بیشتر بشود و اسلام را آنطور که هست بشناسند و در صورت شناخت صحیح، گرایشات آنان به شرق و غرب بکلی منقطع خواهد شد و برای پیاده کردن احکام اسلام جانفشانی خواهند نمود.

صحیفه جلد 5 صفحات 405-406


رونوشت به همه آنهایی که نگران اوضاع مصر هستند. تحولات اجتماعی یک شبه بوجود نیامده اند که بخواهند یک شبه از بین بروند.

گرفتن کرسی در سازمان ملل برای کشور فلسطین بعد از حدود هفتاد سال چند روز بعد از جنگ هشت روزه رو ایرانی می فهمند، مصری ها نمی فهمند.

آینده از آن اسلام است


مرتبط:استاد مطهری-مصر- بیداری اسلامی-صدا و سیما


محمدرضاپهلوی: بدون اجازه انگلیسی ها رادیو هم گوش نمی دهم!


 انگلیس خبیث و روی کارآوردن محمدرضاپهلوی به روایت ارتشبد فردوست


بعد از ظهر یکی از روزهای نهم یا دهم شهریور، ولیعهد به من گفت: «همین امروز به سفارت انگلیس مراجعه ارتشبد حسین فردوست رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهیکن. در آنجا فردی است به نام ترات که رئیس اطلاعات انگلیس در ایران و نفر دوم سفارت است. او در جریان است و دربارة وضع من با او صحبت کن.» محمد‌رضا اصرار داشت که همین امروز این کار را انجام دهم.

من به سفارت انگلیس تلفن کردم و گفتم با مستر ترات کار دارم. تلفنچی به او اطلاع داد. خودم را معرفی کردم و گفتم که از طرف ولیعهد پیغامی دارم. از این موضوع استقبال کرد و گفت: ‌«همین امشب دقیقاً رأس ساعت ۸ به قلهک بیا!» (در آن موقع، که تابستان بود، سفارت در قلهک قرار داشت) «در آنجا، در مقابل در سفارت جنگل کوچکی است، در آنجا منتظر من باش!»

به هم که رسیدیم به فارسی سلیس گفت: «اسمتان چیست؟!» گفتم: «فردوست!» گفت: «خوب، من هم ترات!» و دست داد. بلافاصله پرسید که موضوع چیست؟ گفتم که ولیعهد مرا فرستاده و نام شما را به من داده تا با شما تماس بگیرم و بپرسم که وضع او چه خواهد شد و تکلیفش چیست؟ ترات مقداری صحبت کرد و گفت که محمد‌رضا طرفدار شدید آلمان‌ها است و ما از درون کاخ اطلاعات دقیق و مدارک مستند داریم که او دائماً به رادیوهایی که در ارتباط با جنگ است، به زبان‌های انگلیسی و فرانسه و فارسی، گوش می‌‌دهد و نقشه‌ای دارد که خودتو پیشرفت آلمان در جبهه‌ها برایش در آن نقشه با سنجاق مشخص می‌کنی! من گفتم که من صرفاً پیام‌آور و پیام‌بر هستم و مطالبی که فرمودید را به محمد‌رضا منعکس می‌کنم!

من به سعد‌آباد بازگشتم و جریان را به محمد‌رضا گفتم. او شدیداً‌جا خورد و تعجب کرد که از کجا می‌داند که من به رادیو گوش می‌دهم و یا نقشه‌دارم و غیره! من گفتم: «خوب‌، اگر اینها را ندانند پس فایده‌شان چیست؟!»

محمد‌رضا گفت: ‌«فردا اول وقت با ترات تماس بگیر و با او قرار ملاقات بگذار و بگو که همان شب با محمد‌رضا صحبت کردم و گفت که نقشه را از بین می‌برم و رادیو هم دیگر گوش نمی‌کنم؛ مگر رادیوهایی که خودشان اجازه دهند آنها را بشنوم!»


شب بعد، 

به ترات گفتم که محمد‌رضا گفته که نقشه‌‌ها را پاره می‌کنم و رادیوی بیگانه هم گوش نمی‌دهم مگر آن رادیوهایی که با اجازه شما باشد. ترات گفت: «خوب، باید ببینم که آیا او در این بیانش، صداقت دارد یا نه؟!»

همان شب من جریان ملاقات دوم را به محمد‌رضا گفتم. او بلافاصله رادیو را کنار گذاشت و دستور داد نقشه و ریسمان وسنجاق و … را جمع‌آوری کنم و گفت که دیگر در اتاق من از این چیزها نباشد!!! او بلافاصله از من خواست که به ترات تلفن کنم! خیلی دلواپس بود و شور می‌زد. می‌خواست هر چه زودتر تکلیفش روشن شود.

برگرفته از کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» (ج ۱، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۰)


در آستانه سیزده آبان: جگر و سگ، دزفول و آمریکا

-اوس جعفر کجا؟! چه عجله ای دارید؟! بیست دقیقه دیگر اذان مغرب است، مسجد هم که افطار مختصر آماده است.

سخنرانی ام قبل از اذان مغرب در مسجد

عصر روزهای ماه مبارک رمضان را جهت سخنرانی یک ساعت قبل از اذان به روستای روستای صفی آباد می رفتم.

مرد ساده روستایی که بعد از منبر عزم رفتن کرده بود، گفت: می خواهم بروم جگر سرخ کنم!

با تعجب پرسیدم: الان که تا وقت افطار زمان هست، چه وقت غذا درست کردن است؟

گفت: جگر برای سگ ها!

توضیح داد: مسئول نگهداری سگ های کارشناسان کشاورزی آمریکایی ساکن مرکز تحقیقات کشاورزی آمریکای صفی آباد است.

خلاصه گفت: روزی دو تومان غذای سگ هاست، دو تومان هم حقوق خود سگ هاست و دو تومان نیز حقوق کارگر ایرانی




مدت ها قبل خدمت یکی از روحانیون مبارز دزفولی رسیدم، حجت الاسلام انصاری، امام جمعه موقت سابق دزفول

جهت ثبت خاطرات ایشان از ایام مبارزه

در ضمن مطالب ارزشمندی که برای بنده ایراد کردند، این خاطره تکان دهنده عین کلمات ایشان است البته جز نام روستایی مذکور. روستای صفی آباد 13 کیلومتری دزفول است.

نسل جوان دانشجوی متعهد و مومن نمی تواند بی تفاوت بماند

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم‌

جوانان‌ و دانشجویان‌ عزیز

در این‌ گردهمائی‌ دانشجویی‌ مجموعه‌های‌ متعددی‌ از دانشجویان‌ شركت‌ كرده‌اند. این‌ نقطه‌ی‌ روشن‌ دیگری‌ است‌ كه‌ جذابیت‌ طبیعی‌ گردهمایی‌های‌ دانشجویی‌ را مضاعف‌ می‌سازد.

دانشجوی‌ متعهد و آگاه‌ از پیش‌ از انقلاب‌ تاكنون‌ همواره‌ در جستجوی‌ مهمترین‌ مسائل‌ جاری‌ كشور بوده‌ است‌. او با انگیزه‌ی‌ آگاهی‌ و نشاطی‌ كه‌ لازمه‌ی‌ محیطهای‌ دانشجویی‌ است‌ در پی‌ آن‌ است‌ كه‌ آرمانهای‌ والا و تعهدآور خود را در پیگیری‌ این‌ گونه‌ مسائل‌ جستجو كند و در راه‌ تحقق‌ آن‌ گام‌ نهد. این‌ نیز خصوصیت‌ طبیعی‌ دیگری‌ برای‌ محیطهای‌ دانشجویی‌ است‌.

امروز سرآغاز فهرست‌ بلند مسائل‌ كشور مسئله‌ی‌ عدالت‌ است‌. دانشجوی‌ جوان‌ اگرچه‌ خود برخاسته‌ از قشرهای‌ مستضعف‌ جامعه‌ هم‌ نباشد، به‌ عدالت‌ اجتماعی‌ و پر كردن‌ شكافهای‌ طبقاتی‌ به‌ چشم‌ یك‌ آرزوی‌ بزرگ‌ و بی‌بدیل‌ می‌نگرد.

این‌ احساس‌ و انگیزه‌ در دانشجو پر ارج‌ و مبارك‌ است‌ و می‌تواند پایه‌ی‌ قضاوتها و برنامه‌های‌ عملی‌ او برای‌ حال‌ و آینده‌ باشد. اگر عدالت‌ ــ عدالت‌ واقعی‌ و ملموس‌ و نه‌ فقط سخن‌ گفتن‌ از عدالت‌ ــ آرزو و آرمان‌ و هدف‌ برنامه‌ریزی‌هاست‌، پس‌ باید هر پدیده‌ی‌ ضدعدالت‌ در واقعیات‌ كشور مورد سؤال‌ قرار گیرد.

مسابقه‌ی‌ رفاه‌ میان‌ مسؤولان‌،

بی‌اعتنایی‌ به‌ گسترش‌ شكاف‌ طبقاتی‌ در ذهن‌ و عمل‌ برنامه‌ریزان‌،

ثروت‌های‌ سربرآورده‌ در دستانی‌ كه‌ تا چندی‌ پیش‌ تهی‌ بودند،

هزینه‌ كردن‌ اموال‌ عمومی‌ در اقدام های‌ بدون‌ اولویت‌،

و به‌ طریق‌ اولی‌ در كارهای‌ صرفا تشریفاتی‌،

میدان‌ دادن‌ به‌ عناصری‌ كه‌ زرنگی‌ و پررویی‌ آنان‌ همه‌ی‌ گلوگاههای‌ اقتصادی‌ را به‌ روی‌ آنان‌ می‌گشاید،

و خلاصه‌ پدیده‌ی‌ بسیار خطرناك‌ انبوه‌ شدن‌ ثروت‌

در دست‌ كسانی‌ كه‌ آمادگی‌ دارند آنرا هزینه‌ی‌ كسب‌ قدرت‌ سیاسی‌ كنند و

البته‌ با تكیه‌ بر آن‌ قدرت‌ سیاسی‌ اضعاف‌ آنچه‌ را هزینه‌ كرده‌اند گرد می‌آورند.


اینها و امثال‌ آن‌ نقطه‌های‌ استفهام‌ برانگیزی‌ست‌ كه‌ هر جوان‌ معتقد به‌ عدل‌ اسلامی‌ ذهن‌ و دل‌ خود را به‌ آن‌ متوجه‌ می‌یابد و از كسانی‌ كه‌ مظنون‌ به‌ چنین‌ تخلفاتی‌ شناخته‌ می‌شوند پاسخ‌ می‌طلبد و همچنین‌ در كنار آن‌ از دولت‌ و مجلس‌ و دستگاه‌ قضایی‌ عملكرد قاطعانه‌ برای‌ ریشه‌كن‌ كردن‌ این‌ فسادها را مطالبه‌ می‌كند.

امروز این‌ مهمترین‌ و مطرح‌ترین‌ مسئله‌ی‌ كشور ماست‌ و نسل‌ جوان‌ دانشجوی‌ متعهد و مؤمن‌ نمی‌تواند نسبت‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ بماند.

توفیقات‌ همگان‌ را از خداوند متعال‌ خواستارم‌.

والسلام‌ علیكم‌ و رحمه‌ الله‌

سیدعلی‌ خامنه‌ای‌

06/08/1381


ماده 22 میثاق جامعه ملل

پس از پایان جنگ جهانی اول به پیشنهاد آمریکا، سازمانی جهانی به نام جامعه ملل بوجود آوردند تا برای صلح جهانی چاره ای دست و پا کند، برای آن میثاقی نوشتند، یکی از مواد آن که مسئله فلسطین و قرارداد 1919 مبتنی بر آن قابل فهم است ماده 22 است. برای کسانی که می خواهند سازوکارهای سواری گرفتن غربی ها از مردم جهان را بهتر درک کنند، به تمام کلمات این ماده حقوقی-بین المللی دقت کنند:

«در مستعمرات و سرزمین‏ هایی که در نتیجه جنگ اخیر تحت حاکمیت دولت‏ هایی که سابقا در آنها حکومت کرده نیستند و مردمانی درآنجا سکونت دارند که هنوز نمی‏توانند در شرایط بحرانی جهان نو روی پای خود بایستند، این اصل باید مرعی باشد که رفاه و پیشرفت مردم آن وظیفه مقدس تمدن است و ضمانت‏های لازم برای ایفای این وظیفه باید در میثاق منظور شود.

بهترین شیوه اجرای این اصل این است که قیمومیت این مردمان به ملت‏های پیشرفته‏ ای واگذار شود که راه علت امکانات، تجربه، یا موقعیت جغرافیایی خود مایلند و می‏توانند این مسئولیت را به بهترین نحو انجام دهند.

این ملل متمدن باید به منزله قیم از جانب جامعه ملل ادای وظیفه نمایند.

خصوصیات قیمومیت باید بر حسب درجه پیشرفت مردم، موقعیت جغرافیائی منطقه، شرایط اقتصادی، و اوضاع مشابه دیگر متفاوت باشد. برخی از جوامع که سابقا متعلق به امپراطوری عثمانی بودند به درجه‏ای از پیشرفت رسیده‏ اند که می‏ توان موجودیت آنها را به عنوام ملت های مستقل پذیرفت، مشروط بر آنکه تا موقع اتکای کامل بر خود از مشورت اداری و کمک قیم برخوردار باشند.

تمایلات این جوامع از ملاحظات اساسی در انتخاب قیم خواهد بود. جوامع دیگر، مخصوصا ساکنان آفریقای مرکزی، در مرحله‏ ای هستند که قیم باید تحت شرایطی که آزادی عقیده و مذهب را تضمین کند مسئول اداره امور منطقه آنها باشد.

حفظ نظم عمومی و اخلاق، جلوگیری از سوء استفاده‏های چون تجارت برده، اسلحه و مشروبات، و ممانعت از احداث استحکامات یا پایگاههای نظامی و دریائی و جلوگیری از آموزش نظامی بومیان برای اهدافی بجز مقاصد امنیت داخلی و دفاع از منطقه، و همچنین تامین امکانات مساوی برای تجارت و داد و ستد سایر اعضای جامعه ملل از شرایط قیمومیت این جوامع است.

مناطق دیگری چون جنوب غربی آفریقا و قسمت هایی از جزایر جنوب اقیانوس آرام، وجود دارند که به علت پراکندگی جمعیت، وسعت‏ اندک، دوری از مراکز تمدن، مجاورت جغرافیائی با کشور قیم، و یا شرایط دیگر می‏توانند به عنوان بخشی از کشور قیم و با قوانین آن اداره شوند، مشروط بر آنکه این امر منافع مردم بومی را تامین کند.

در هر موردی از قیمومیت، قیم گزارش سالانه‏ای در مورد منطقه تحت قیمومیت خود به شورا ارائه خواهد کرد.

اگر اعضای جامعه ملل قبلا در مورد اختیارات کشور قیم، یعنی کنترل یا اداره امور مناطق تحت قیمومیت توافق نکرده باشند، موضوع در هر مورد صریحاً توسط شورای جامعه ملل تعیین خواهد شد. یک کمیسیون دائمی جهت دریافت و رسیدگی به گزارش های سالانه کشورهای قیم تشکیل می‏شود تا در کلیه مسائل مربوط به اجرای قیمومیت مورد مشورت شورا باشد.»


منبع: تقسیم خاورمیانه و آفریقا میان فاتحان جنگ جهانی اول


سوال امتحانی: چه کسی قیم را انتخاب می کند؟ مردم سرزمین های تحت قیمومیت چه نسبتی با قیم دارند؟ چه کسی بر قیم نظارت می کند؟ گزارش های قیم را چه کسی ارزیابی می کند؟

تذکره ای بر ورود به سفارت خبیث

بسم الله

نماز و روزه ها مقبول حق

از فواید اینترنت دایال آپ کم نوشتن و گزیده نوشتن است.

دیدار دانشجویی مقام معظم رهبری با سال های گذشته فرق کرده بود.

اما پرحاشیه ترین نکته دیدار، نظر منفی ایشان در ورود به سفارت انگلیس بود.

۱. این کار حسن فعلی نداشت ولی حسن فاعلی داشت. آهای جماعت همیشه منتقد و خرده گیر، شجاعت ندارید حداقل انصاف داشته باشید.

۲. این مبارزه هیجان ندارد. استمرار دارد و عمق! مبارزه اثباتی و حتی سلبی در جمهوری اسلامی فاقد هیجان های کاذب جنبشی سوسیالیستی و مدل های دانشجویی اپوزوسیونی لیبرالیستی است!

تمام

 تاریخ تصرف سفارت انگلیس+ 3 نکته

 

گفتمان سازی عمومی جامعه شآنی از شئون ولایت است

 

پیامک وارده فارس:

هاشمی رفسنجانی: نباید اجازه دهیم عده ای تندرو نظام را از پشتوانه مردمی اش خالی و به جای آنها تصمیم بگیرند.

برخی گلایه های به حق از اوضاع، تآسف بارست

تشدید آلودگی جامعه به دروغ و فساد بیش از مشکلات اقتصادی مردم را آزار می دهد/ تمام

 

برادر حاج حسین شریعتمداری

آقای رجانیوز عزیز

جناب فارس نیوز خان

حضرت نسیم

مشرق نیوز کوچولو

و الباقی صاحبان رسانه و نفوذ گفتمانی که دلبسته حضرت آقا هستید!

 جملات بالا و کلیدواژه های صادره یک پازل هستند. لطفا آنها را تکمیل نکنید. هر چند ایشان صرفا یک بلندگو و تکمیل کننده پازل دشمن بیرونی می باشند. ولی شاید شما به اسم هاشمی رفسنجانی غیرت بیشتری دارید. و الا خودتان که رسانه های دشمن را لحظه به لحظه در رصد دارید.

حضرت آقا: ما در شرایط بدر و خیبر قرار داریم

 

حاج صادق لاریجانی بسم الله!

گروه ناجــــــــا-رئيس قوه قضائيه تصريح کرد : سلاح سرد ، عين سلاح گرم در قانون است و اگر کسي با سلاح سرد موجب اخافه مردم شود به عنوان محاربه يا مفسد في الارض ، قطعا حکمش اعدام است.
زمان مخابره خبر :28/9/1389  

قاضی القضات بزرگوار با توپ پرآمدی، مثل قبلی ها، بیا و این بار نه مثل قبلی ها با دست پر هم عمل کن!

آقای خبرگزاری فارس شما نیز اگر واقعا به دنبال ادای دین در مسئله امر معروف و نهی از منکر هستید، دزد و پلیس بازی با بیمارستان و وزارت بهداشت را رها کنید و یقه قوه پرمدعا را بچسبید!  

راستی از محاکمه ضاربان طلبه که چشمش را با  بطری شکسته نوشابه از کاسه درآوردند، خبری شد؟

قتل دختر دانشجو نیز به تازگی رخ داده است. روح الله داداشی نیز به اندازه کافی رسانه دارد.




از این دست:
نباید گذاشت هزینه امر به معروف بالا برود!


دلم برای علی نمی‌سوزد، حتی نگران مادر و شاید همسرش که فقط خدا می‌داند الان چه حالی دارند هم نیستم. فقط دل‌نگران زخم زبان‌هایی هستم که به پدرش خواهند زد : “چقدر بهت گفتیم نزار بره حوزه. الان اگر می‌رفت دانشگاه لیسانس‌ش رو هم گرفته بود”. “بیا اینم آخر عاقبت این حکومتی که ازش دفاع می‌کرد، بیمارستان هم راش نمی‌دن”. “حالا پول داری بدی خرج بیمارستان‌ش؟”

مقدس نماهای احمق با قیافه حق به جانب!

...همه را بي دين معرفي مي كنند!

 این روزهایی که برخی روحانیت روشنگر کارش تکفیر و تفسیق های عجیب و غریبی شده است که معلوم نیست از کجای دین و اخلاق درآمده است. به اسم روشنگری و تبیین، تهمت ها و افتراهایی عجیب و غریب طرح می شود که قوه ای می بایست می بود که می پرسید، از کجا آورده ای؟! بهانه هم که به سلامتی کم نیست. اسلامی شدن دانشگاه ها، مکتب اسلام و امثالهم!

چقدر امروز جای چنین کلماتی خالی است. کاش می شد صریح تر صحبت کرد!

1. امريكا و استكبار در تمامي زمينه ها افرادي را براي شكست انقلاب اسلامي در آستين دارند، در حوزه ها و دانشگاه ها مقدس نماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كرده ام. اينان با تزويرشان از درون محتواي انقلاب و اسلام را نابود مي كنند. اين ها با قيافه اي حق به جانب و طرفدار دين و ولايت همه را بي دين معرفي مي كنند. (پیام امام به مناسبت قطع نامه 598)

2.  البته بدان معنا نيست که ما از همه روحانيون دفاع کنيم، چرا که روحانيون وابسته و مقدسنما و تحجرگرا هم کم نبودند و نيستند. در حوزه هاى علميه هستند افرادى که عليه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعاليت دارند. امروز عده اى با ژست تقدس مابى چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مى زنند که گويى وظيفه اى غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه هاى علميه کم نيست. طلاب عزيز لحظه اى از فکر اين مارهاى خوش خط و خال کوتاهى نکنند، اينها مروج اسلام امريکايى اند و دشمن رسول اللّه. آيا در مقابل اين افعي ها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود. (پیام امام به روحانیت)

مصادره به مطلوب: من از خانواده شهدای فتنه عذر می خواهم...

پیامک وارده در سالگرد حماسه سوم تیر:

ما حتی برای یک لحظه از رأی خود در 3 تیر 84 و 22 خرداد 88 پشیمان نیستیم ما در 22 خرداد ابهت آمریکا را شکستیم ما در 22 خرداد انقلابمان را به جهان صادر کردیم ، ما در 22 خرداد دانستیم که امیدی به خواص نیست و باید روی پای خود بایستیم.

من از خانواده شهدای فتنه و قاطبه اهالی سوم تیر به خاطر تحلیل های انحرافی این روزها عذر می خواهم.مبادا انقلابی نماها و به اصطلاح عقلای قوم این همه مجاهدت و مقاومت را زیر سؤال ببرند.

سالروز آزادسازی دولت جمهوری اسلامی از دست چپاول سرمایه داران زالوصفت، مقدس نمایان احمق و لیبرال های دین فروش و کارگزاران آمریکایی مبارک باد!


... مطلوب ما از همین جنس بوده و هست

خدا را شکر هنوز حلقومی برای بریده شدن داریم!

خدا را شکر هنوز چشمی برای فدا کردن داریم!





وقتی طلبه شیردل شیعه، در دفاع از نوامیس مکشفه ایرانی، سر و چشم خود را فدا می کند، خدا را شاکریم. خدا را شاکریم که مظلومیت مهمترین فریاد حزب الله است. حزب الله تلویزیون ندارد تا جان نثاری اش و عشق و محبتش را به بندگان خدا نشان بدهد ولی خون، خون پیغام ما را به آن دختر فراری از خدا خواهد رساند. نیازی به طرح و پروژه و قوه قضاییه و غیره برای درست کردن حجاب جامعه هم نداریم. فردا که از من و امثال من در فدا شدن برای اسلام و امام حسین علیه السلام فداکارترش دیدی، تعجب نکن، خون خاصیت عجیبی دارد.



خدا را شکر هنوز حلقومی برای بریده شدن داریم!

وقتی نشریه نه دی با حداکثر یکصدهزار نسخه تیراژ هفتگی به دلیل نداشتن مجوز اقتصادی بودن باید توقیف شود باز هم خدا رو شکر که حلقوم حزب الله حنجری دارد که یک  جماعت کم بهره از بینش و بصیرت انقلابی اسلامی برای فشردنش از هم سبقت بگیرند. دیگر آب دهانمان خشک شد بس که گفتیم به خدا ما فقط به خاطر آقا از احمدی نژاد حمایت کردیم. به خدا ما هم با جریان انحرافی زاویه داریم می شه از خون ما در گذرید، شما که حق خود را برای شکایت از روزنامه ایران محفوظ می دانید ولی زود حق مدعی العموم را ادا می کنید. الان همه به خاطر آقا می خواهیم سکوت کنیم، بگذارید سکوت کنیم. نه که سکوت کنیم هزار تا کار دیگه داریم، روح روح الله به راه افتاده و در کشورهای منطقه انقلاب کرده است، حزب الله می خواهد گوشه از بدهکاری هایش را به آقایش رفع رجوع کنید ما نه با جریان انحرافی کار داریم نه با شما، حزب الله سر و جانش فدای آقاست. الان هم اگر عقل داشته باشیم مظلومانه نگاه خواهیم کرد.



خدا را شکر هنوز صدایی برای خفه شدن داریم!

وقتی فیلم پایان نامه ، بعد از سه هفته اکران، مجاز به رسیدن به آخر فرصت خود نمی شود خدا را خیلی شاکریم، معلوم است زبان های حزب الله دراز شده اند، تا نوکران لیبرالیسم بیاییند کوتاهش کنند. خدا را شاکریم که مظلومیت حزب الله از شماره فزون می شود. فیلم های هزار بار تکرار گردن کلفت های سینما باید بدون مشتری به زورِ برچسب و رقابت احمقانه سیاسی، به مردم حقنه شود ولی نوبت به نهال های نورس انقلاب که می شود، سفلگان هار می شوند. بدون مشتری و بدون بیننده سانس های سینما باید اِشغال مالیخولیای خانم عقده ای بشود و در تلویزیون جمهوری اسلامی به ریش حزب الله بخندد که هم چوب را خوردی هم پیاز را! هم فیلمم را ساختم هم اکران کردم هم باید فحش های من رو از صدا و سیمای اسلامی ات نوش جان کنی.



به قول مختارِ، میرباقری علیه الرحمه، این مظلومیت های ما بی اجر نخواهد ماند.

هر چه مظلومیت بیشتر می شود، امید در دل ما بیشتر می شود که مظلومیت به انتهای خود نزدیک می شود.

شرمنده همه مومنینی و عاشقانی که خالصانه با سوز و بدون دود مظلومانه سر و جان خویش را فدای نام و راه و یاد انقلاب و شهدا می کنند ولی مثل بنده ای باید برایشان مرثیه بسراید.

روضه هم عجب حکمتی دارد. شیعه با روضه زنده است!

یا منتقم انتقم

بحق جوادالائمه

از همین دست ناله ها:

غرب مرده است و خمینی زنده است!

نیروهای مرزبانی هوایی جمهوری اسلامی ایران هواپیمای حامل خانم مرکل صدراعظم جمهوری فدرال آلمان از آسمان تبریز به بیرون مرزهای هوایی ایران هدایت می کنند، چرا که کد مخصوص را اشتباه گفته است. دو ساعتی هم در آسمان ترکیه مشغول مکیدن سماق می شود. این زمان خاطره دستگیری ملوان های انگلیسی را در آب های مرزی ایران در دوره خاتمی زنده می شود. وقتی که مسئولین وزارت خارجه از فرمانده عملیات کننده سوال کرده بود آنها را در چه عمقی از آب های ایران گرفته اید؟ گفته بود پوزه شناورشان 5 سانتیمتر وارد آب های ما شد. دستگیرشان کردیم تا درس عبرتی برای آنها باشد.

این بار هم آن بچه بسیجی حافظ امنیت هوایی کشور هم دو ساعت وزارت خارجه آلمان و ترکیه و ایران و غیرهم همه را بُراق کرده است که چی؟ چرا اسم رمز را اشتباه گفته است، غلط کرده بی ادبی می کند این خلبان آلمانی! اصلا راه نمی دهیم! دو ساعت معطلی احتمال خوب حال خانم صدراعظم را جا آورده است که وقتی در هند از او می پرسند: چی شد که دیر رسیدید؟ دهانش به کلامی باز نمی شود و فقط اظهار خوشحالی می کند که هم اکنون در هند فرود آمده است.

خمینی زنده است چون فرزندان خمینی زنده اند!

وقتی در میدان ترافالگار لندن، تجمع کنندگان انگلیسی بر ضد سیاست های اقتصادی دولت خود، فریاد الله اکبر سر می دهند، دیگر مهم نیست مزدوران ایرانی دولت بریتانیا در میدان آزادی تابلوی (Where is My Vote ) دست بگیرند. این روح خمینی است که امروز اسپانیایی ها را جمعه ها به خیابان می کشاند و التحریرهای اسلامی و انسانی یکی پس از دیگر سر از خروارها خاک فساد و فحشا و کفر در می آورند. 

غرب مرده است و خمینی زنده است!

یک پیغام برای آقای منبع موثق!

این فتنه عمار نمی خواهد!

شاید بعد از گذشت یک ماه از ماجرا این مطلب قابل هضم تر باشد!

مقام معظم رهبری رهبر و مدیر حکیم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله در اولین دیدار و سخنرانی عمومی شان که از صدا و سیما پخش شد، اولین رهنمود ها را در قبال فتنه هشتاد و هشت اینگونه مقرر داشتند: همه باید در مقابل فتنه صریح موضع بگیرند!



بيانات در ديدار نمايندگان نامزدهای انتخابات

26/3/1388

« هر كس سرِ كار باشد، اگر نتائج انتخابات غير از اين هم ميشد، بنده به طور اطمينان ميتوانم عرض بكنم كه باز اينجور حوادثى ديده ميشد، باز اين حوادث پيش مى‏آمد، براى اينكه اصلاً آرامش در كشور نباشد. آنها امنيت كشور را و آرامش كشور را هدف گرفته‏اند و ميخواهند اين را از بين ببرند. هيچكس نبايد به اين تشنج‏آفرينى و اغتشاش‏آفرينى كمك كند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. كما اينكه مواضع حقيقى شماها هم جز اين نيست. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آنها نيست. و هر كارى كه تشنج‏آفرين باشد، واقعاً نكنند؛ يعنى همديگر را عصبانى نكنند.»


یکشنبه 28/1/1390

حجت الاسلام مصلحی از ریاست وزارت اطلاعات استعفا دادنده شد. ساعاتی بعد پیامکی از سوی سایت خامنه ای دات آی آر اعلام کرد: حضرت آقا با حکم ولایی خواستار بازگشت ایشان و لغو پذیرش استعفا شدند. برخی ساده دلان و نان به نرخ روز خورها به دلایلی منکر این حکم بودند.

دوشنبه29/1/1390 اخبار موثق دیگری محتوای پیامک را تایید کرد.

سه شنبه متن حکم با دستخط رهبری از سوی سایت ایشان منتشر شد.(+)


چهارشنبه احمدی نژاد به سفر استانی کردستان می رود. صبح پنج شنبه خبری پخش می شود که احمدی نژاد خانه نشینی گزیده است. پنج شنبه و جمعه جزو روزهای کاری دولت نهم و دهم است فقط، ربطی به دیگر مملکت ندارد.

شنبه 3/2/1390 صبح وقتی از خیابان های مجاور بیت رهبری عبور می کنی اتوبوس هایی را می بینی که جمعی از مردم فارس را به دیدار مولایشان آورده اند. در همان لحظات نیز خبری به صورت تلفنی و پیامکی در حال توزیع در سراسر کشور است:احمدی نژاد قهر کرده خانه نشسته است!

حضرت آقا ولی امر مسلمین قبل از صلای اذان ظهر شنبه اولین روز کاری هفته طی بیاناتی از همه خصوصاً رسانه ها و شخصیت های رسانه ای می خواهند، آرامش را حفظ کنند. ثابت قدمی و استحکام در مسیر انقلاب نباید باعث القاء دو دستگی شود.

بيانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس(+)

3/2/1390

«عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبليغاتى سر و كار دارند، اين است كه سعى كنند به اين آشفتگى كمك نكنند. اين كه تحليل بگذارند، يكى از آن طرف، يكى از اين طرف، اين عليه آن، آن عليه اين، براى هيچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولين مشغول كارشان هستند، رهبرى هم كه بنده‌ى حقير هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال كمك كرده، ما در مواضع صحيحِ خودمان محكم ايستاده‌ايم. تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود. تا مردم عزيزمان اينجور با شور، با شعور، با بصيرت، با عزم راسخ در ميدان هستند، لطف الهى شامل است؛ اين را بدانيد. تا ما توى ميدان هستيم، سايه‌ى لطف الهى هست. ماها - من يك جور، شما يك جور، آن ديگرى يك جور، چهارمى يك جور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برويم و اهداف را فراموش كنيم، البته كمك الهى هم كم خواهد شد.»

در این سخن که خطابش کاملاً معلوم و مشهود است، خواستار آرامش و پرهیز از پریشانی است چرا که حضرت آقا خود را توانمند بر حفظ حرکت اصلی نظام می بینند و ضمنا حضور پرشور و شعور مردم کفایت می کند و نیازی به مویه نویسی و شیون سرایی رسانه ای و امثالهم نیست. اما برخی رسانه ها علی رغم بیان صریح مقام معظم رهبری منطوق کلام را بریده و مفهوم را رها می کنند و تیتر درشت می زنند: تا زنده هستم اجازه انحراف نخواهم داد. (+)

بدین معنا که یک جریان بسیار خطرناکی وجود دارد که من مانند تیر 78 و خرداد 88  آماده تقدیم جان خود هستم.
طرفه آنکه روز بعد حضرت آقا بر حرف دیروزشان تاکید می کنند و حتی از بازتاب سخنان خود گلایه می کنند که چرا درست بازتاب داده نشده که هیچ کاملا برخلاف منظورشان انعکاس داده اند. ایشان صریح تر از روز گذشته خواستار حفظ آرامش و از هر گونه اظهار نظری که القاء دودستگی کند، پرهیز دادند. 


دیدار وزیر كشور و جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی با رهبر انقلاب (+)
4/2/1390
ایشان با اشاره به سخنان روز گذشته خود در خصوص برخی مسائل روز، افزودند: متأسفانه برخوردی كه برخی روزنامه‌ها با این سخنان كردند، بجای القای آرامش در كشور، القای دوگانگی و دعوا را میكرد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان كردند: نباید به گونه‌ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود كه القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط كنونی كشور است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری برخی اختلاف‌نظرها میان مسؤولان و فعالان سیاسی در دوران امام(ره) افزودند: امام بزرگوار در آن دوران بارها خطاب به مسؤولان می فرمودند «در جلسات هرچه می خواهید بگویید اما آن را به جامعه نكشانید زیرا مردم گناهی ندارند.»

ایشان با اشاره به تلاش رسانه‌های بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلاف‌نظرها، تأكید كردند: نباید از گفته‌ها و یا نوشته‌های ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلاف نظری است نباید جلوی مردم اخم كرد و بهانه به دست رسانه‌های بیگانه داد. 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به روحیه‌ی بسیار خوب و مستحكم مردم افزودند: آرامش موجود در جامعه و حركت محكم و آگاهانه مردم به سمت آرمانها چیزی جز لطف و عنایت و قدرت خداوند متعال نیست و باید این نعمت را قدر دانست.»


خانه نشینی غیرقابل قبول و کودکانه احمدی نژاد نزدیک به یک هفته شده است و ابهام در پذیرش وزیر اطلاعات... روز شده است، دشمن از این مسئله عروسی گرفته است. مولا و سرور و رهبر نظام اسلامی با ابراز نارضایتی از وضع موجود ملاک قدیمی «خوشحالی دشمن، یعنی اشتباه خودی» را مجدداً تکرار می کنند. 


دیدار اعضای شورای عالی استانها و شهرداران مراكز استانها با رهبر انقلاب(+)
10/2/1390
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر لزوم هماهنگی و انسجام میان شوراها و همه دستگاه‌های كشور خاطرنشان كردند: هرگونه ناهماهنگی و رقابت منفی، برای كشور بسیار مضر است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری یكی از ملاك‌های امام خمینی‌(ره) مبنی بر مذموم ‌بودن هر اقدام و كاری كه موجب خوشحالی دشمن شود، افزودند: باید از هر كار و اقدامی كه موجب پایكوبی و جنجال دشمنان میشود، و دوستان را نیز ناراحت می‌كند، پرهیز شود.»

و دیگر تمام!

بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم و شروع فتنه هشتاد هشت، همان راهبرد روز اول یعنی موضع گیری درست و صریح از سوی رهبری مکرر در مکرر خواسته شد. گره گشایی از اشکالات و اشتباهات ذهنی مردم و جامعه وظیفه ای بود که در تمثیل و مستند تاریخی رفتار روشنگرانه شخصیت عظیم القدر «عمار یاسر(ره)» در کنار امیرالمومنین صلوات الله علیه و آله، الگو و معیار و عنوانی برای سنجش و ارزیابی نخبگان سیاسی شد.
اما ویژگی و خصوصیت ممتاز و ممیزه عمارگونه بودن، تبعیت از فرمان ولی امر زمان به هر شکلی است. یک روز خواستار قیام است یک روز خواستار قعود. 


متاسفانه وقتی از برخی دوستان و خطبا و صاحبان رسانه پرسیده می شود که چرا مسائل را به جامعه می کشانید، دو پاسخ سبکسرانه می دهند: اول اینکه ببینید فلانی خرابکاری می کند و با خرابکاری اش و سخنانش آن را در جامعه بازتاب می دهد. سوال این است که ما یک فرمان در جنگ داریم به نام آتش بس یک طرفه!
دوم آنکه رسانه های جریان کذا این قضایا را به سطح جامعه می کشانند. اما خوشبختانه باید به عزیزان یادآور شد که سایت ها و وبلاگهای این جماعت عمدتا، به سرعت فیلتر شد و ضمنا سایت های بی رونق و کم ارزش آنها هیچ گاه یارای برابری با خُفیه نیوزها و سامانه های پیامکی فراگیر، مجامع مذهبی و عزادارای و ... برادران را نداشت.

عجیب آن که در مراسم بیت معظم له سخنرانانی حاضر می شدند و از نهی صریح مقام معظم رهبری آگاه بودند ولی دلسوزی شان اجازه نداد نسبت به این خطر ساکت بمانند. عجیب تر آنکه برخی سخنرانان علی رغم علم به نهی مکرر حضرت آقا که به صورت ویژه بدانها ابلاغ شده بود، باز هم از نگرانی در نهان خانه دل رهبری خبر می دادند.(+)

البته که فرمان مولا همچنان باقی است که نه له و نه علیه چیزی نباید نوشت. لذا ارزیابی و گلایه و تحلیل های اختلاف افکن مجاز نیست. اما انتقاد منصفانه و گلایه های دلسوزانه هوشیارانه هیچ گاه تعطیل بردار نیست و رهبری هم چنین چیزی را کسی نخواسته اند.

سه ملاحظه مهم:

این مطلب یک ذره از عمق جهالت و لجاجت احمدی نژاد در مسیر غلطش نمی کاهد و مولف ابداً چنین سویه ای ندارد!

این مطلب خطاب به حوزه رفتارهای عمار گونه است!

این مطلب خطاب کلام به کسانی است که مدعایی و یا تلاشی در حوزه رفتارهای ولایتمدارانه دارند، می باشد، الباقی به گیرنده های خود دست نزنند!


مطالب مرتبط به همین قضایا از همین وبلاگ به ترتیب انتشار:

مطالب فاخری از دیگر دوستان:

زین خلق پر شکایت و گریان شدم ملول

استدلال های سیاه 5: چرا احمدی نژاد خود را فدایی ولایت فقیه می داند؟

- آقای برادر شما حرف حضرت آقا رو چرا گوش نمی دی؟

- من فدایی ولایت فقیه هستم؟

- پس این سرکشی و گردن فرازی چیست؟

- یک عده خواسته های نامشروع خود را به رهبری تحمیل کرده اند. خواسته هایی که نتوانستند من را مجبور به اعمال آنها کنند. حالا سراغ رهبری رفته اند و ایشان را مانند قصه قطع نامه 598 به تصمیم رسانده اند. لذا من تا زنده هستم اجازه نمی دهم این جریان تحمیل گر موفق شود.حتی اگر به نابود شدنم بینجامد برای یک بار این جریان خوش رنگ و لعاب را افشا کنم

- خدا ما را از شر شیطان نجات بده!

معصوم علیه السلام فرموده باشد:

شیطان، هرکسی را سوار بر باورهایش به سوی غفلت و تغافل می برد



نیازی هم به جن گیر و فال گیر و موساد و سازمان سیا نیست!

حتما بخوانید: