نظر امام خمینی در مورد ماهیت احزاب
نظر امام خمینی(رحمة الله علیه) در مورد ماهیت احزاب و تاریخچه آن در ایران و جهان غرب

من حالا باید عرض کنم که اصل این احزابی که در ایران از صدر مشروطیت پیدا شده است، آنکه انسان میفهمد این است که این احزاب ندانسته به دست دیگران پیدا شده است؛ و خدمت به دیگرانْ بعضی از آنها کردهاند. من اینطور احتمال میدهم که در سایر ممالک - که آن وقت مهم انگلستان بوده است - آنها یک احزابی درست کردند برای به دام انداختن ممالک عقب افتاده و ممالکی که از آنها استفاده میخواستند بکنند.
احزاب در آنجا اینطور نبوده است که دو حزب مثلاً با هم به حَسَب واقع یک اختلافی بکنند و یکی از آنها به نفع دولتشان یا مملکتشان، یکی آنها به خلاف او یک چیزی بگوید. لکن احزاب را به نظر میرسد که درست کردهاند برای اینکه دیگران هم به آنها اقتدا کنند در درست کردن احزاب.
در ممالک ما، و خصوصاً در مملکت ایران، از اول که احزاب درست شده است، اینها - هر جمعیتی یک حزبی درست کردند دشمن با احزاب دیگر. یک صحنه مبارزه بین احزاب. و این از باب این بوده است که چون خارجیها میخواستند از اختلاف ملتها، از اختلاف تودههای مردم استفاده کنند، یکی از راههایی که موجب این میشود که اختلاف پیدا بشود و مردم با هم در یک مسائلی مجتمع نشوند، قضیه احزاب بوده است.
حزب درست میکردند.
این حزبْ حزبِ مثلاً «دموکرات»، این حزبْ حزبِ «توده»، آن حزبْ حزبِ چه «عدالت» - نمیدانم چه. در آن وقتها یک اسمای دیگر داشت، کم کم اسما هم اروپایی شد! اینها در ممالک خودشان یک چیزی درست میکنند، صورت است، واقعیت ندارد؛ به واسطه آن صورتْ ممالک دیگر را به دام میاندازند، که آنها وقتی که احزاب درست میکنند واقعاً با هم دشمن میشوند. حزب کذا با حزب کذا، اینها با هم دشمن هستند و تمام عمر خودشان را صرف میکنند در دشمنی کردن با هم.
وقتی بنا شد که آن اشخاصی که مؤثر هستند، آن اشخاصی که امید این است که مملکت به واسطه آنها اصلاح بشود، اینها تمام قوایشان را صرف کنند در اینکه خودشان به جان هم بیفتند، دعوا کنند خودشان با هم، تمام نوشتههایشان بر ضد هم، هر کدام دیگری را رد کند، هر کدام دیگری را طرد کند و اینها، یا بعضی آنها دانسته این کارها را میکردند، و از عمال ابتدایی خارجیها بودند، و [یا] بعضی آنها هم ملتفت قضیه نبودند که دارند آنها را میکشند به یک راهی که مخالف با مصلحت کشور خودشان است.
اساساً باب احزاب، از اول که پیدا شده است و اینها با هم جنگ و نزاع کردند، به نظر میرسد که با دست دیگران [بوده] برای اینکه اینها با هم مجتمع نشوند. و آنها از اجتماع یک تودهای میترسند، از این جهت به واسطه اینکه اینها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، این امر را کردند و خودشان هم یک چیزی، صورتی آنجا درست کردند که اینها ببینند که مثلاً در مجلس انگلستان حزب کارگر داریم و حزب مثلاً کذا؛ خوب ما هم خوب است داشته باشیم!
اما آنها یکجور دیگر فکر میکنند، اینهایی که از آنها اخذ میکنند یک جور دیگری فکر میکنند. اینها وقتی که با هم دو حزب تشکیل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشکیل میدهند! این دشمن اوست، او هم دشمن اوست، و آنها استفادهاش را میکنند! آنها بازی میدهند اینها را که البته مملکت متمدن باید حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد؛ خوب پس ما هم باید احزاب داشته باشیم! اما احزابی که ما درست میکنیم،
اینطوری است که این حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف میکند
در اینکه این او را بکوبد و او این را بکوبد. (+)
جلد ۵ - صفحه ۲۷۵
۳ دی ۱۳۵۷ / ۲۳ محرّم ۱۳۹۹
تمدن/حاکمیت/ولایت فقیه/دموکراسی/مصر/پاکستان/عراق/ انتخابات ریاست جمهوری/ اختلافات مجلس و دولت/ کارآمدی/هاشمی رفسنجانی/رقابت برای خدمت/... عناوین زیادی را می توان ذیل این متن به چوب محک امام مورد نقد و بررسی قرار داد.
حلقه " فرزندان روح الله "