ماهیت قضیه فلسطین و صهیونیسم و راه حل آن از نگاه راشد الغنوشی

  چنانچه صهیونیسم نشانگر طرح غربى و خنجر زهرآلود آن در قلب جهان اسلام و ماهیت ویران کننده اش براى هر آنچه الهى و انسانى است، باشد و اینکه این طرح غربى امروزه، چون سلولهاى سرطان زا در تمامى کالبد جهان از خلال اختاپوس اقتصادى تبلیغاتى و هنرها، ادبیات، ناوگانها، سرویس هاى امنیتى و مزدوران و دست نشاندگانش گسترش یافته است، مستوجب این مى باشد که روند آزادسازى فلسطین به همان سطح از گستردگى و فراگیرى بلکه بیشتر از آن برسد.


چون بیرون راندن صهیونیسم به مثابه اقدام پاکسازى فراگیر و ژرف، همه مدنیت انسانى است و تحقق این امر بدون بسیج عمومى کلیه تواناییهاى امت بلکه تمامى مستضعفان و آزادگان جهان امکان پذیر نمى شود.

هرگز صهیونیست ها از فلسطین بیرون نخواهند رفت مگر اینکه تمامى جهان به یعنى صحنه نبرد فراگیر علیه طرح « فلسطین»، نبردى همه جانبه مبدل شود.

فلسطین یعنی صحنه نبرد فراگیر علیه طرح شیطانى صهیونیستى -آمریکایى که سموم فکرى و ابزارهاى تخریبى آن در تمامى پیکره جهانى گسترده است تا اینکه تلاش ها و فعالیت هاى تبلور دهنده و بیدارگر و پیکار جو براى تثبیت طرح جایگزین  -طرح اسلامى-  تداوم و توسعه و شدت یابد، بطوریکه هر گامى براى اصالت بخشیدن به معنویات و اخلاق در حیات فرهنگى، رفتارى و اقتصادى ما، هر گامى براى تقویت روابط خانوادگى و والایى بخشیدن به حیات جنسى به سمت فضاهاى پاکدامنى و معنویت گرایى، هر کوشش براى بالابردن هنر و اندیشه و ادبیات به سوى چشم انداز انسانى ارجدار بدور از هوس انگیزى و بى بندوبارى، هر گامى براى ضربه زدن بر اقتصاد سرمایه دارى سامرى بمنظور برقرارى روابط همکارى، عدالت، اخوت و منوط ساختن سود به تلاش وتوزیع عادلانه نعمت هاى الهى بر اساس دیدگاه انسانى، هر گامى براى مقاومت علیه دیکتاتورى و مرکز حاکمیت به سمت گسترش دایره مشارکت در اتخاذ تصمیم، هرگامى به سمت متحد ساختن امت و شوراى امنیت! در جهت روابط « سازمان » ردّ قانون به اصطلاح بین المللى بویژه برابر و همکارى میان ملتها... هر گامى در این راه بصورت گامى بسوى آزادسازى فلسطین و از معانى مرکزیت مسأله فلسطین، تقلى مى شود.

این است آنچه ما اسلام گرایان از مرکزیت مسأله فلسطین در چارچوب حرکت رهایى بخش جهانى و مسائل اسلامى در نظر داریم.

بخشی از مقاله فراز و نشیب های جنبش آزادسازی فلسطین
نوشته شیخ راشد الغنوشی
برگرفته مجموعه مقالات مسئله فلسطین و طرح صهیونیسم
به ترجمه و توضیحات سیدهادی خسروشاهی

نظر امام خمینی در مورد ماهیت احزاب


نظر امام خمینی(رحمة الله علیه) در مورد ماهیت احزاب و تاریخچه آن در ایران و جهان غرب


من حالا باید عرض کنم که اصل این احزابی که در ایران از صدر مشروطیت پیدا شده است، آنکه انسان می‌فهمد این است که این احزاب ندانسته به دست دیگران پیدا شده است؛ و خدمت به دیگرانْ بعضی از آنها کرده‌اند. من اینطور احتمال می‌دهم که در سایر ممالک - که آن وقت مهم انگلستان بوده است - آنها یک احزابی درست کردند برای به دام انداختن ممالک عقب افتاده و ممالکی که از آنها استفاده می‌خواستند بکنند.

احزاب در آنجا اینطور نبوده است که دو حزب مثلاً با هم به حَسَب واقع یک اختلافی بکنند و یکی از آنها به نفع دولتشان یا مملکتشان، یکی آنها به خلاف او یک چیزی بگوید. لکن احزاب را به نظر می‌رسد که درست کرده‌اند برای اینکه دیگران هم به آنها اقتدا کنند در درست کردن احزاب.

در ممالک ما، و خصوصاً در مملکت ایران، از اول که احزاب درست شده است، اینها - هر جمعیتی یک حزبی درست کردند دشمن با احزاب دیگر. یک صحنه مبارزه بین احزاب. و این از باب این بوده است که چون خارجیها می‌خواستند از اختلاف ملتها، از اختلاف توده‌های مردم استفاده کنند، یکی از راه‌هایی که موجب این می‌شود که اختلاف پیدا بشود و مردم با هم در یک مسائلی مجتمع نشوند، قضیه احزاب بوده است.

حزب درست می‌کردند.

این حزبْ حزبِ مثلاً «دموکرات»، این حزبْ حزبِ «توده»، آن حزبْ حزبِ چه «عدالت» - نمی‌دانم چه. در آن وقتها یک اسمای دیگر داشت، کم کم اسما هم اروپایی شد! اینها در ممالک خودشان یک چیزی درست می‌کنند، صورت است، واقعیت ندارد؛ به واسطه آن صورتْ ممالک دیگر را به دام می‌اندازند، که آنها وقتی که احزاب درست می‌کنند واقعاً با هم دشمن می‌شوند. حزب کذا با حزب کذا، اینها با هم دشمن هستند و تمام عمر خودشان را صرف می‌کنند در دشمنی کردن با هم.

وقتی بنا شد که آن اشخاصی که مؤثر هستند، آن اشخاصی که امید این است که مملکت به واسطه آنها اصلاح بشود، اینها تمام قوایشان را صرف کنند در اینکه خودشان به جان هم بیفتند، دعوا کنند خودشان با هم، تمام نوشته‌هایشان بر ضد هم، هر کدام دیگری را رد کند، هر کدام دیگری را طرد کند و اینها، یا بعضی آنها دانسته این کارها را می‌کردند، و از عمال ابتدایی خارجیها بودند، و [یا] بعضی آنها هم ملتفت قضیه نبودند که دارند آنها را می‌کشند به یک راهی که مخالف با مصلحت کشور خودشان است.

اساساً باب احزاب، از اول که پیدا شده است و اینها با هم جنگ و نزاع کردند، به نظر می‌رسد که با دست دیگران [بوده‌] برای اینکه اینها با هم مجتمع نشوند. و آنها از اجتماع یک توده‌ای می‌ترسند، از این جهت به واسطه اینکه اینها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، این امر را کردند و خودشان هم یک چیزی، صورتی آنجا درست کردند که اینها ببینند که مثلاً در مجلس انگلستان حزب کارگر داریم و حزب مثلاً کذا؛ خوب ما هم خوب است داشته باشیم!

اما آنها یکجور دیگر فکر می‌کنند، اینهایی که از آنها اخذ می‌کنند یک جور دیگری فکر می‌کنند. اینها وقتی که با هم دو حزب تشکیل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشکیل می‌دهند! این دشمن اوست، او هم دشمن اوست، و آنها استفاده‌اش را می‌کنند! آنها بازی می‌دهند اینها را که البته مملکت متمدن باید حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد؛ خوب پس ما هم باید احزاب داشته باشیم! اما احزابی که ما درست می‌کنیم،

اینطوری است که این حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف می‌کند

در اینکه این او را بکوبد و او این را بکوبد. (+)

جلد ۵ - صفحه ۲۷۵

۳ دی ۱۳۵۷ / ۲۳ محرّم ۱۳۹۹

تمدن/حاکمیت/ولایت فقیه/دموکراسی/مصر/پاکستان/عراق/ انتخابات ریاست جمهوری/ اختلافات مجلس و دولت/ کارآمدی/هاشمی رفسنجانی/رقابت برای خدمت/... عناوین زیادی را می توان ذیل این متن به چوب محک امام مورد نقد و بررسی قرار داد.


گرایش ملت تونس به حرکت های دینی در ایران، آذر 57


نوفل لوشاتو 8 آذر 57

خبرنگار روزنامه الرأی تونس :
ملت تونس و مسلمانانی که در تونس هستند گرایشی به حرکتهای دینی در ایران دارند، گرچه عده‌ای می‌خواهند به این حرکت برچسب واپسگرایی بزنند. آیا مطلبی برای ملت تونس دارید؟

امام خمینی رحمة الله علیه:
من برای تمام ملت جهان و خصوصاً مسلمین جهان این پیام را دارم که ملت ایران برای احقاق حقوق از دست رفته‌اش قیام کرده است، و سلاطین در طول تاریخ مانع و غاصب حقوق آنان بوده‌اند.
لهذا از تمام مردم جهان و مسلمانان شریف تقاضا دارم که به نهضت اصیل اسلامی و مردم ایران کمک کنند.

انسانیت مردم جهان اقتضا دارد که صدای ملت مظلوم ما را به جهان برسانند.
علاوه بر اینکه تکلیف اسلامی مسلمانان است که اگر کسی مظلوم واقع شد باید به او کمک کرد.(+)

پانوشت: شناخت حداقلی از تاریخ تقابل عظیم انقلاب اسلامی با نظام سلطه و اثرات آن در نظام بین الملل، یکی از عوامل لغزیدن برخی فعالان فکری-سیاسی-فرهنگی حزب اللهی به خاله زنک بازی های سیاسی شده است.