تمام مقصد ما احمدی نژادی بودن ماست!
شخصي به نام محمود احمدي نژاد از اهالي گرمسار سمنان ساكن تهران استاد دانشگاه علم و صنعت عضو بهمان گروه سياسي، استاندار اردبيل در زمان هاشمي رفسنجاني و شهردار كلان شهر تهران رئيس جمهور شد. آيا احمدي نژاد يعني اين؟ همان طور كه گفته ايد احمدي نژاد يك شخصيت حقيقي صرف ندارد و گونه اي از تفكر و مكتب بود كه با زحمت بسيار مومنين گمنام از ميان مدعيان اصولگرايي از سوي مردم در رقابت با هاشمي رفسنجاني و مصطفي معين و مهدي كروبي وارد نهاد رياست جمهوري شد.
آقاي حسيني آن چه كه به عنوان احمدي نژادي گفته ايد درست است ولي حق مطلب را ادا نكرده ايد. احمدي نژادي يعني كسي كه مي تواند اصولگرايي ضد فتنه را از اصولگرايي غيرولايي تشخيص دهد. احمدي نژادي يعني كسي كه حاضر است به اشد وجه بر آرمان های انقلابی و اسلامی بایستد و به زخارف من درآوردی لیبرالیستی و مردم فریبانه تن ندهد. احمدی نژادی یعنی کسانی که با پول شخصی حاضرند، برای کاندیدایی که مهر انقلاب خورده است هزینه کنند. احمدی نژادی ها کسانی هستند که صرفا به صالح رای می دهند و اصلح مقبول را برای سقیفه رها می کنند. آری احمدی نژادی یعنی حتی یک نفر هم می تواند در امتثال امر مولایش آن قدر سخت و صعب باشد که نفرت دوستان و یاران دیروزش را هم برانگیزد. آری احمدی نژادی یعنی حتی یک نفر هم می تواند کار انقلاب را به دوش بکشد و در داخل و خارج نام و آوازه امام خمینی ره را زنده کند.
بله جناب آهستان! احمدی نژادی ها کسانی بودند که مدعیان کارشناسی تورم هفتاددرصدی، مدعیان کارشناسی مقبول بودن قالیباف، مدعیان کارشناسی عدم صلاحیت كامران دانشجو را خیلی زود شناختند. احمدی نژادی ها زود فهمیدند بلند کردن اسم و گفتمان انقلاب بسیار مهمتر از عملکردهای تازه بنیاد احمدی نژاد است.
احمدی نژادی ها کسانی هستند که اصولگرایی و اصلاح طلبی را بازی بازیگران سیاسی می دانند و اعتقاد دارند وقتی رئیس جمهور هنوز وارد نهاد ریاست جمهوری نشده است، زبان افزایی ها و مشورت های عاقل اندر سفیه و انتقاد نسبت به عملکردها ناکرده یا از سر جهل است یا از سر حسادت و یا از سر حماقت. احمدی نژادی ها زود ائتلاف «نه احمدی نژاد» را مساوی ائتلاف قاعدین و فتنه گران شناخته بودند. احمدی نژادی ها خوب فهمیدند عالمان بی عمل کارشناس نیستند وقتی حتی به طلای بودن احمدی نژاد هم اعتراف نمی کنند. احمدی نژادی ها خیلی زود ترسوهای مدعی انقلابی گری را شناختند که بی عرضگی خود را در پشت انتقاد نسبت به احمدی نژادی بودن پنهان می کردند و سخنرانی احمدی نژاد در میدان ولی عصر را معادل خیانت های باندهاشمی و موسوی قرار می دهند.
احمدی نژادی ها زود فهمیدند دفاع از خط انقلاب یعنی تحمل تهمت ها و افتراها و هتک ها و همزمان صبر بر اشتباهات و خطاهای خودی ها. احمدی نژادی ها زود فهمیدند احمدی نژادی بودن یعنی صبر بر عوض شدن بچه گانه متکی در سنگال، یک بهانه است تا سیاست خارجی مکتبی خمینی را هتک کنند. احمدی نژادی ها زود فهمیدند باید تغییرات مدیریتی مبتنی بر ملاک مشایی چی بودن را تلخ نوشید و صرفاً روترش کرد، تا اصل عدم امنیت مدیران کم کار و پرمدعا فراموش نشود. احمدی نژادی ها از قبل می دانستند وقتی با سخنان هر کس صفا کنند یعنی گل به خودی زده است، لذا حتی شعار الله اکبر پشت بام ها که هیچ سینه زدن و دعای کمیل و زیارت عاشورا برگزار کردن هم آنها را به اشتباه نمی اندازد.
بحمدالله فتنه هشتاد و هشت ثابت کرد که احمدی نژادی ها اشتباه نکرده بودند که برخی نمایندگان مجلس و جماعت اصولگراسُرا را حلوا حلوا نکرده و اتفاقاً در وقت مقتضی آنها را از حیز انتفاع خارج کرده بودند. احمدی نژادی ها کسانی بودند که برخی اصولگرایان فرصت طلب را که از برکت خدمات مخلصانه شهرداری به مجلس راه یافته بودند ولی مدعی سروری و آقایی بودند، زود شناختند. احمدی نژادی ها کسانی بودند که موج انقلابی گری و اسلام خواهی در کشور را ناشی از ایمان احمدی نژاد به مولفه های مطروحه از جانب آقا می دانستند.
اتفاقا احمدی نژادی ها خوب یادشان بود که در دوره خاتمی وضعیت برخی علما نسبت به خیانت ها و جنایت های مبرهن دوم خرداد نسبت به اسلام چگونه بود. همان هایی که در فتنه هم بار سکوت و یا اظهارنظرهای بی خاصیت شان در روشن کردن حق و باطل سند حقانیت، معرفت احمدی نژادی ها شد. احمدی نژادی ها کسانی بودند که از ابتدا فهمیدند برخی اشتباهاتی که ناخواسته در کشور رخ می دهد، در قبال چارمیخ کردن گفتمان انقلاب اسلامی در کشور قابل مقایسه نیست.
احمدی نژادی ها بابصیرت هایی بودند که خوب فهمیدند وقتی حزب اعتمادملی با شعار بازگشت به اندیشه های امام می آید و میرحسین موسوی نخست وزیر امام می خواهد وارد رقابت با خط امام ناب شود یعنی حزب الله با مباشرت احمدی نژاد و با هدایت مقام معظم رهبری مسیر حرکت انقلاب را به مسیر اصلی بازگردانده است.
« به نظر من اشتباه اینها کمتر از احمدینژادیهای واقعی نیست. چرا که به جای آسیب شناسی و تاکید بر محاسن و انتقاد از اشتباهات و اصلاح اشتباهات، صورت مساله را پاک میکنند. منظورم این نیست که مساله فرعی را اصلی کنند، منظورم این است که لااقل خودشان و دیگران را فریب ندهند!» +
آقای آهستان! خودگویی و خود خندی خود مرد هنرمندی! همان طور که قبلا اشتباه کرده اید الان هم اشتباه می کنید. احمدی نژادی ها هیچ وقت به احمدی نژاد چک سفید امضا ندادند. احمدی نژادی ها هیچ وقت احمدی نژاد را بدون آقا تصور نکردند. احمدی نژادی ها از اول شعار عبور از احمدی نژاد را سر می دادند.+ احمدی نژادی ها کسانی هستند که تا حاکمیت کامل ولی عصر (عج) را به چشم نبینند به هیچ کس و به هیچ چیز راضی نمی شوند. احمدی نژادی ها از اول هم برای عبور از احمدی نژاد شعار می دادند.
بله برادر حسینی! متاسفانه شیطان هرکس را از آن چه درست است و درست می پندارد فریب می دهد. احمدی نژاد فقط نظرات مقام معظم رهبری را در اولویت اجرا می داند ولی این نباید باعث بی حرمتی نسبت به علما بشود. احمدی نژاد رئیس جمهور هفتاد میلیون آدم است و باید همه طیف ها را به اسلام دعوت کند ولی نباید در این دعوت نسبت به دوستان بی اعتنا و کم لطف باشد. احمدی نژاد باید برای ایجاد مقدمات ظهور دست به کار شود ولی نباید جهش کند و بخواهد سرعتش را از سرعت مدیر کشور و انقلاب بیشتر بکند.
احمدی نژادی بودن ممکن است حتی با وجود شخصیت غیرقابل تحملی مانند مشایی احمدی نژادی است تا مادامی که نوکری مردم یک ارزش است. احمدی نژادی بودن ممکن است حتی اگر احمدی نژاد خودش را آینه مشایی بداند ولی در کرسی سازمان ملل، آمریکا و اسرائیل را به محاکمه بکشد. احمدی نژادی بودن هنوز هم ممکن است حتی اگر رحیمی و بقایی اطراف احمدی نژاد باشند ولی مدعیان [... به علت توهین حذف شد...] ولایت مداری چون لاریجانی و توکلی و باهنر را به قدرت راه ندهد.

احمدی نژاد ممکن است دیگر احمدی نژادی نباشد ولی شما در مسیری که به درستی انتخاب کرده اید شک نکنید!
برادر آهستان! احمدي نژادي بمان!

حلقه " فرزندان روح الله "